O'qish Daftar 6 Shohzodalarning otalari bilan xayrlashganlaridan keyin otalarining mamlakatlariga yo'l olishlari va shohning xayrlashuv paytida vasiyatni takrorlashi va hokazo Bayt 3647

M6:3647 — اسلم الشیطان آنجا شد پدید / که یزیدی شد ز فضلش بایزید

اسلم الشیطان آنجا شد پدیدکه یزیدی شد ز فضلش بایزید
✦ Ushbu baytni Oʻzbekcha tilida ko'rsating

M6:3647

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uning yozib olingan Masnaviy ma'ruzalaridan

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنجا بود که تسلیم شیطان آشکار گشت، که به فضل الهی، یزیدی‌ای به بایزید مبدل شد. معنا: این بیت نشان می‌دهد که چگونه عشق و عنایت الهی می‌توانند حتی پلیدترین و بدترین وجود را متحول کرده، و درونی‌ترین شیطان انسان را به نیکی و قدس مبدل سازند.

شرح

این بیت، از جمله ابیات شگفت‌انگیز مثنوی است که قدرت بی‌اندازهٔ عشق و فضل الهی را در تغییر ماهیت وجودی انسان آشکار می‌سازد. مولانا با آوردن این بیت، در پی آن است که نشان دهد هیچ موجودی، حتی پلیدترین‌ها، از دایرهٔ تحول و دگرگونی عشق و عنایت بیرون نیست.

بیت پیشین می‌گوید: «دیو اگر عاشق شود هم گوی برد / جبرئیلی گشت و آن دیوی بمرد». این مقدمه‌ای‌ست برای فهمِ «اسلم الشیطان آنجا شد پدید». مولانا در اینجا به حدیث معروف پیامبر اکرم (ص) اشاره دارد که فرمود: «اسلم شیطانی علی یدی»؛ یعنی «شیطان من به دست من مسلمان شد» یا «تسلیم من گشت». این سخن به این معنا نیست که پیامبر شیطان نداشت، بلکه به این معناست که او شیطان درونش، یعنی نفسِ امّاره‌اش را رام و مسخر خود ساخت. هر انسانی یک «شیطان درونی» دارد؛ اگر این نفس عماره رها شود، تمام وجود ما را به سلطه خود درمی‌آورد و ما را تمام‌عیار به شیطان تبدیل می‌کند. اما اگر با تقویت نفس لوامه با آن جدال کنیم، به تدریجه به نفس مطمئنه می‌رسیم.

پس «اسلم الشیطان آنجا شد پدید»؛ این تسلیم و رام‌شدن شیطان درونی، در کجا به وقوع می‌پیوندد؟ پاسخ مولانا بسیار رادیکال است: «که یزیدی شد ز فضلش بایزید». یزید در تاریخ و فرهنگ اسلامی نماد تمام‌عیار شر، ظلم و انحراف است، در مقابل بایزید بسطامی که از قله‌های عرفان و قُدس محسوب می‌شود. مولانا با این تضادِ شدید می‌خواهد بگوید که به فضل و عنایت الهی، حتی یک یزیدِ با تمامِ مظاهر پلیدی و سیاهی‌اش، می‌تواند دگرگون شده و به مقام بایزید برسد؛ یعنی دیو تبدیل به جبرئیل شود. این نه تنها ممکن است، بلکه جای ظهور و تجلی تسلیم شدن شیطان نیز همینجاست.

این دگرگونی تماماً به واسطهٔ «عشق» صورت می‌گیرد. عشق یک کیمیاگر است؛ مس را به طلا بدل می‌کند، گرگ را شبان و دیو را فرشته می‌سازد. عشق است که تمام ناخالصی‌ها و آلودگی‌های وجود انسان را می‌سوزاند و او را خالص و پاک می‌گرداند. این «فضل» الهی نیز در حقیقت از همین مجرای عشق بر بندگان جاری می‌شود. آنکه چشم بینا دارد، حتی در روی حوریان بهشتی نیز حُسن حق را می‌بیند، نه حُسن مخلوق را؛ چرا که خدای «غیور» اجازه نمی‌دهد جز زیبایی خود او دیده شود. عشق، «شرکت‌سوز» است و جز معشوق را برنمی‌تابد.

بنابراین، این بیت پیامی از امید و امکان تحول بنیادین است: حتی اگر دین و اخلاق هم نداشته باشید، اگر عاشق شوید، عشق تمام این فضایل را برای شما به ارمغان می‌آورد و شما را از ناپاکی و خودبینی رها می‌سازد. شیطان، به دلیل خودبینی و نادیدن نور حق در آدم، از سجده بر او سر باز زد؛ اما عشق، حجابِ خودبینی را برمی‌دارد و اجازه می‌دهد جلال و جمال الهی در همهٔ موجودات، و بیش از همه در انسان، دیده شود. در نهایت، رام شدن شیطان درونی، پاک شدن از خودخواهی‌ها و رسیدن به نفس مطمئنه، همه و همه ثمرهٔ همین کیمیای عشق و فضل الهی است.

نکات کلیدی

  • عشق، کیمیای اعظم است که قادر به تحول ریشه‌ای پلیدترین وجودهاست.
  • مفهوم «اسلم الشیطان» به معنای رام کردن و تسلیم ساختن نفس اماره (شیطان درونی) است، نه حذف آن.
  • نماد «یزیدی شدن به بایزید» اوج قدرت عشق و فضل الهی را در تغییر ماهیت شر به خیر نشان می‌دهد.
  • این تحول، تنها با عنایت و فضل خداوند (ز فضلش) ممکن می‌شود.
  • مولانا بر این باور است که هر انسانی پتانسیل دگرگونی و رهایی از بند خودبینی را از طریق عشق دارد.

Sources: d6-s80 · 01:02:04 d6-s80 · 01:18:02

به زبانِ تو — Sizning tilingiz · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.