O'qish Daftar 6 Shohzodalarning otalari bilan xayrlashganlaridan keyin otalarining mamlakatlariga yo'l olishlari va shohning xayrlashuv paytida vasiyatni takrorlashi va hokazo Bayt 3679

M6:3679 — از خری باشد تغافل خفته‌وار / که نجویی تا کیست آن خفیه‌کار

از خری باشد تغافل خفته‌وارکه نجویی تا کیست آن خفیه‌کار
✦ Ushbu baytni Oʻzbekcha tilida ko'rsating

M6:3679

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uning yozib olingan Masnaviy ma'ruzalaridan

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: از نادانی خفته‌وار است این غفلت که در پی آن مخفی‌کار نروی که کیست.

معنا: غفلت از فاعل حقیقیِ پنهانِ پشت پرده‌ی حوادث، نشانه‌ی جهل و نادانی است؛ زیرا باید در پی یافتن آن عامل پنهان بود و هویدایش ساخت.

شرح

این بیت، بی‌تردید، در امتداد انتقاد مولانا از نگاه ظاهربینانه به جهان و اصرار او بر دیدن دست پنهان تدبیر الهی است. مولانا در اینجا به نکته‌ای عمیق و بنیادین در فلسفه‌ی وجود و معرفت اشاره می‌کند؛ این بیت دعوتی است به فراتر رفتن از علل ظاهری و جستجوی آن «خفیه‌کار» که در پس پرده‌ی حوادث عالم نقش‌آفرینی می‌کند.

من معتقدم مولانا در این بیت به همان بحث دیرینه‌ی "علیت" اشاره دارد که پیش‌تر در آثار غزالی، به‌ویژه در «تهافت الفلاسفه»، به‌وضوح دیده می‌شود. غزالی با مثال معروفش می‌پرسید که اگر گاوی را در اصطبلی ببندی و بازگردی، چه تضمینی هست که همان گاو را بیابی و نه خری را؟ این مثال در واقع برای نشان دادن این نکته بود که "علیت طبیعی" آنگونه که فلاسفه مشائی معتقد بودند، یقینی نیست. از منظر اشاعره، پیوستگی و علیت در طبیعت، عادت خداست و نه ضرورتی ذاتی؛ هر لحظه می‌تواند خداوند این عادت را بشکند و معجزه از همین‌جا برمی‌خیزد.

بله، بعدها کانت در فلسفه‌ی خود، دیدگاه دیگری را مطرح کرد و گفت پیوستگی و علیت در طبیعت، نه از خود طبیعت، بلکه از ساختار ذهن ما نشئت می‌گیرد؛ ذهن ماست که این قالب‌ها را بر جهان تحمیل می‌کند. اما مولانا راه دیگری را می‌گشاید. او می‌گوید این پیوستگی ظاهری برای آن است که غفلت بشر تداوم یابد و او گمان کند همه چیز خودبه‌خود و بر اساس علل طبیعی محض پیش می‌رود. اما اگر ناگهان این پیوستگی شکسته شد – مثلاً گاوی به خر تبدیل شد – آنگاه غفلت از «خفیه‌کار»ی که این تغییر را ایجاد کرده، عین «خری» و نادانی است.

بنابراین، این بیت فراتر از یک نصیحت اخلاقی است؛ این یک گزاره‌ی معرفت‌شناختی و هستی‌شناختی است. مولانا می‌خواهد بگوید غفلت از سوار پنهان بر اسب طبیعت، نادیده گرفتن تدبیر الهی در پس علل ظاهری، نشانه‌ی کوری باطن است. این همان نکته‌ای است که پیشتر در تمثیل طبیبان و اسب بی‌سوار نیز به آن اشاره کرده بود: طبیبان فقط لگام و زخم‌های اسب را می‌دیدند و از سوار غافل بودند. ما نباید چنین باشیم؛ نباید آنچنان در بند اسباب شویم که از «مکر یزدان» – که همانا قدرت تدبیر اوست – محتجب بمانیم. این «خفیه‌کار» همان است که زمام طبیعت را در دست دارد و سرنوشت را می‌گرداند، حتی آنجا که تدبیر ما به سامان نمی‌رسد و تیرمان به بیراهه می‌رود. غفلت از او، خریت محض است.

نکات کلیدی

  • بیت دعوتی است به فراتر رفتن از علل ظاهری و جستجوی عامل پنهان حوادث.
  • مولانا در اینجا به نقد دیدگاه جبرگرایانه درباره علیت طبیعی می‌پردازد.
  • غفلت از فاعل حقیقیِ پنهان، نشانه‌ی نادانی و خریت است.
  • بیت به نقش "خفیه‌کار" (تدبیر الهی) در امور عالم، حتی در جایی که علل طبیعی شکسته می‌شوند، اشاره دارد.
  • این بیت هشداری است برای عدم اعتماد مطلق به اسباب و قوانین طبیعی.

Sources: d6-s81 · 42:58:00 d6-s81 · 51:56:00 d6-s81 · 56:24:00 d6-s81 · 59:09:00

به زبانِ تو — Sizning tilingiz · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.