O'qish Daftar 6 Ularning bu qal'aning saroyida Chin shohi qizining suratini ko'rishlari va uchalasi ham hushidan ketib, fitnaga tushishlari va bu surat kimligini aniqlashlari Bayt 3766

M6:3766 — اشک می‌بارید هر یک هم‌چو میغ / دست می‌خایید و می‌گفت ای دریغ

اشک می‌بارید هر یک هم‌چو میغدست می‌خایید و می‌گفت ای دریغ
✦ Ushbu baytni Oʻzbekcha tilida ko'rsating

M6:3766

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uning yozib olingan Masnaviy ma'ruzalaridan

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هر یک از سر پشیمانی، چون ابر می‌بارید و دست‌ها می‌خایید و دریغ می‌گفت.

معنا: این بیت، پشیمانی و حسرت عمیق کسانی را توصیف می‌کند که پس از غفلت از هشدارها و گرفتار آمدن در کششی معنوی، اکنون با چشمانی اشک‌بار و دلی پردرد بر حال خود افسوس می‌خورند.

شرح

این بیت، تصویر زنده‌ای از اوج پشیمانی و حسرت را پیش روی ما می‌گذارد. «اشک می‌بارید هر یک هم‌چو میغ»؛ این تعبیر از گریستن چون ابر، نشان از شدت و بی‌وقفگی اشک‌ها دارد، گویی نه از اختیار فرد، بلکه از تراکم اندوهی بی‌امان برمی‌خیزد. «دست می‌خایید»، خود اصطلاحی رایج برای نهایت ندامت و حسرت است. فرد با دست خویش، گویی خود را به خاطر عملی که کرده یا نکرده، مجازات می‌کند. و آن «ای دریغ» که بر زبان می‌آورند، فریادی است از ته دل برای فرصتی از دست رفته یا عاقبتی ناخواسته.

همان‌طور که پیش‌تر گفتم، این بیت در سیاق حکایت «خلش عشق در دل شهزادگان» قرار می‌گیرد. این شاهزادگان ابتدا هشدارهای پدر را نادیده گرفته بودند و اکنون که مفتون «صورت روحانی» شده و در دام عشق افتاده‌اند، معنای پیش‌بینی پدر را درک می‌کنند. اینجا «فتنه» به معنای آشوب و برهم‌زدن نیست؛ بلکه به معنای مفتون کردن و مجذوب کردن است. فتنه‌ای که انسان را به سوی خود می‌کشد و از حالت عادی برهم می‌زند.

مولانا بلافاصله پس از این بیت، به نکته‌ای کلیدی اشاره می‌کند: «ما کنون دیدیم، شه ز آغاز دید / چندمان سوگند داد آن بی‌ندید». یعنی آنچه ما اکنون با تجربه و چشم خود دیدیم، آن پادشاه (که نمادی از پیامبران و اولیاست) از ابتدا و با عقل دوراندیش خویش می‌دید. این همان حق بزرگ انبیا بر گردن ماست؛ آن‌ها عاقبت کار را به ما خبر می‌دهند، در حالی که ما از دیدن پایان راه محرومیم. دیانت، و هر دین حقیقی، عمدتاً برای آباد کردن زندگی اخروی ماست. نظر پیامبران اصالتاً به جهان دیگر است، به همان حیات جاودانه‌ای که در برابر این حیات موقت دنیایی، بی‌نهایت است. آموزه‌های دنیوی دین نیز در نظر به سوی مقصد ابدی، تنها برای این «معبر» و «گذرگاه» ارائه شده‌اند. پیامبران نیامدند تا ما را در امور دنیا، در سیاست‌ورزی یا کشاورزی، تعلیم دهند؛ بلکه آمدند تا «عقل دوراندیش» به ما ببخشند، نه عقلی که فقط به امروز نگاه می‌کند.

بنابراین، این اشک و این دریغ، نه از بی‌عدالتی جهان است و نه از غیبت خدا — که به گمان من، خداوند هیچ‌گاه غایب نیست، بلکه ما حاضرانِ غایبیم. این پشیمانی از غفلت خودِ آدمی است، از ندیدن آنچه که صاحب‌نظران از آغاز می‌دیدند و ما را از آن برحذر می‌داشتند. این همان «غم سبز»ی است که مولانا از آن سخن می‌گوید، غمی که با خود رشد و تعالی می‌آورد و انسان را به سوی درک حقیقت راهبر می‌شود، نه غمی که به یأس و سیاهی می‌انجامد. این اشک و این حسرت، آغاز راه بازگشت به اصل خویش است، بازگشتی که در جای‌جای مثنوی بر آن تأکید شده است.

نکات کلیدی

  • شدت پشیمانی در این بیت، از طریق تصویر 'اشک چون میغ' و 'دست خاییدن'، اوج حسرت آدمی را بازتاب می‌دهد.
  • فریاد 'ای دریغ' نمادی از درک متأخر انسان از حقیقت و غفلت از هشدارهای پیشین است.
  • مولانا بر تفاوت میان 'عقل دوراندیش' انبیا و اولیا که عاقبت را می‌بینند، با 'عقل سطحی' انسان معمولی تأکید می‌کند.
  • هدف اصلی دین، آباد کردن آخرت و دادن عقل دوراندیش برای سنجش عواقب اعمال است، نه صرفاً اداره امور دنیوی.
  • این بیت بیان می‌کند که پشیمانی و حسرت، اگرچه دردناک است، می‌تواند نقطه آغاز درک حقیقت و بازگشت به خویشتن باشد.

Sources: d6-s84 · 02:31:09 d6-s84 · 02:39:48 d6-s84 · 02:41:23

به زبانِ تو — Sizning tilingiz · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.