O'qish Daftar 6 Buxoro Sadri Jahonining hikoyasi. Har qanday til bilan sadaqa so'ragan kishi uning umumiy va behisob sadaqasidan mahrum bo'lar edi. Va o'sha olim darvish unutib qo'yib, haddan tashqari ochko'zlik va shoshqaloqlik bilan Sadri Jahonning otliq qo'shinlari oldida til bilan so'radi, shunda u yuz o'girdi. Darvish har kuni yangi hiyla ishlatar edi, goho ayol kiyimini kiyar edi, goho ko'r bo'lar edi va ko'zlari va yuzini bog'lab, Sadri Jahon uni bashorati bilan taniydi va hokazo Bayt 3838

M6:3838 — وآن عنایت هست موقوف ممات / تجربه کردند این ره را ثقات

وآن عنایت هست موقوف مماتتجربه کردند این ره را ثقات
✦ Ushbu baytni Oʻzbekcha tilida ko'rsating

M6:3838

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uning yozib olingan Masnaviy ma'ruzalaridan

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: و آن لطف و عنایت الهی به شرط ممات و نیست‌شدن خویشتن است؛ بزرگان و عارفانِ معتبر این راه را خود تجربه کرده‌اند. معنا: این بیت تأکید می‌کند که عنایت و لطف خداوند تنها پس از مرگِ نفس و ترکِ کوشش‌های فردی حاصل می‌شود، و عارفانِ موثق این حقیقت را آزموده‌اند.

شرح

این بیت یکی از گزاره‌های اساسی مولاناست که گره‌گاه اصلی سلوک را نه در جهد و اجتهاد فردی، که در عنایت و لطف حضرت حق می‌بیند. من بارها گفته‌ام که مولانا از آن عارفانی نیست که همه چیز را به اختیار بشر حواله دهد. او قائل است که "یک عنایت به ز صد گون اجتهاد / جهد را خوف است از صد گون فساد". یعنی یک توجه ویژه الهی، یک کرم خاص از جانب او، به مراتب برتر از صدها نوع کوشش و تلاش آدمی است که خودِ آن تلاش‌ها نیز پیوسته در معرض فساد و آفات است. کوشش بشر، چون از "من" سرچشمه می‌گیرد، آلوده به خودبینی و دعوی است و لذا نمی‌تواند راهگشا باشد.

پس شرط این عنایت چیست؟ مولانا صریحاً می‌گوید: "موقوف ممات". این ممات به معنای مرگ جسمانی صرف نیست، بلکه مرگ نفس و رها کردن همهٔ "حیله‌ها" است. همان‌طور که صوفیان گفته‌اند "الحیلة ترک الحیلة"؛ بهترین چاره، رها کردن چاره‌جویی است. وقتی منی در میان نباشد تا حیله‌ای به کار گیرد، راه برای عنایت باز می‌شود. این همان "محو" است که مولانا در مقابل "نحو" قرار می‌دهد؛ "محو می‌باید نه نحو اینجا بدان". یعنی افاضه و فضل الهی، تنها بر جان‌هایی جاری می‌شود که خود را تهی و فانی کرده‌اند.

مولانا اینجا صراحتاً بحث "بخت" و تقدیر را پیش می‌کشد. او می‌گوید عنایت الهی همان بخت آدمی است و بعضی بختیارند و بعضی نیستند. این حقیقتی است که عارفان هرگز پنهان نکرده‌اند. ما اگر چشم باز کنیم و به جهان و آدمیان بنگریم، می‌بینیم که نعمت‌های الهی به یکسان توزیع نشده است. برخی هوش و استعداد بیشتری دارند، برخی زیبایی، برخی سلامت. سرزمین‌ها نیز این‌گونه‌اند؛ برخی کنار اقیانوس‌ها و در سبزه‌زاران، و برخی در کویرهای تشنه زندگی می‌کنند. این نابرابری در توزیع "نعمات طبیعی"، در توزیع "عنایات معنوی" نیز ساری و جاری است. بنابراین، نباید تصور کرد که اگر کسی به مقصد نرسید، حتماً کم‌کوشش بوده است. گاه "بخت" یار نیست، گاه "عنایت" نمی‌رسد.

اما مولانا این را به شکلی نومیدکننده نمی‌گوید. او راه را نشان می‌دهد: "تجربه کردند این ره را ثقات". یعنی این سخن من گمان و حدس نیست، بلکه مبتنی بر تجربهٔ کسانی است که خود این راه را رفته و به مقصد رسیده‌اند. "ثقات" یعنی مورد اعتمادها، کسانی که قولشان مقبول است. اینان کسانی هستند که "مرگ" نفس را چشیده‌اند و "بی‌منی" را تجربه کرده‌اند و به لطف و عنایت الهی دست یافته‌اند. بنابراین، این گزاره مولانا نه صرفاً یک حکم الهیاتی، بلکه یک شهادت تجربی از سوی کسانی است که پیش از ما این مسیر را پیموده‌اند و راز آن را دریافته‌اند.

نکات کلیدی

  • عنایت الهی شرط لازم سلوک است و برتر از اجتهاد و کوشش فردی.
  • این عنایت تنها پس از مرگ نفس و رها کردن "حیله‌ها"ی نفسانی حاصل می‌شود.
  • مرگ نفس به معنای ترک هرگونه خودبینی و تسلیم کامل به اراده الهی است.
  • مولانا صریحاً می‌گوید توزیع عنایات الهی نابرابر است و از سنخ "بخت" است.
  • این حقیقت از سوی "ثقات" (عارفان مورد اعتماد) که خود این راه را پیموده‌اند، تأیید شده است.
  • هدف، رها کردن تکیه بر تلاش‌های خود و تسلیم به فیض الهی است.

Sources: d6-s86 · 21:24:00 d6-s86 · 22:04:00 d6-s86 · 23:11:00

به زبانِ تو — Sizning tilingiz · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.