O'qish Daftar 6 Ikki aka-uka qissasi: biri kal, ikkinchisi tukli. Bir kuni kechasi bir uyda yotdilar. Tasodifan tukli odam o'ziga g'ishtlarni to'pladi. Oxir-oqibat, o'g'ri kelib, u g'ishtlarni uning ortidan hiyla bilan va asta-sekin olib qo'ydi. Bola uyg'onib, urishishga tushdi: "Bu g'ishtlar qani? Qayerga olib ketding va nima uchun olib ketding?" O'g'ri esa: "Sen bu g'ishtlarni nima uchun qo'yding?" dedi va hokazo Bayt 3877

M6:3877 — آن سکون سابح اندر آشنا / به ز جهد اعجمی با دست و پا

آن سکون سابح اندر آشنابه ز جهد اعجمی با دست و پا
✦ Ushbu baytni Oʻzbekcha tilida ko'rsating

M6:3877

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — uning yozib olingan Masnaviy ma'ruzalaridan

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن آرامشِ شناگرِ آشنا به فنّ شنا، بهتر است از تلاش دست و پا زنانه‌ی کسی که در فنّ شنا ناآشناست. معنا: آسودگی و وقار فردی که به کار خود داناست، بسیار برتر از تقلا و دست و پا زدن بیهوده و بی‌ثمر فرد نادان است.

شرح

مولانا در این بیت به تقابل بنیادین بین کنش برخاسته از دانش و آرامش، و تقلاهای بی‌حاصل ناشی از جهل و بی‌خبری می‌پردازد. این مضمون در ادامه‌ی بحث او درباره‌ی «نوم عالِم» (خواب عالِم) در برابر «عبادت جاهل» می‌آید که تصریح می‌کند خواب عالِم از عبادت جاهل بهتر است، چرا که عالِم می‌داند کِی و چگونه عمل کند. پس از آن، مولانا «علم مستنبه» را معرفی می‌کند؛ علمی که بیداری می‌آورد و نه غفلت، علمی که گره‌گشاست و نه اسباب‌بازی‌های ذهنی. این بیت دقیقاً در همین راستا و در پی توضیح همین «علم مستنبه» است.

«آن سکون سابح اندر آشنا» تصویری روشن از آن دانش و بیداری است. «سابح» یعنی شناگر، و «آشنا» در اینجا هم به معنی «کسی که آشنا به شناست» و هم به معنی «شناگر» به کار رفته است. شناگری که مهارت دارد، بر روی آب ساکن می‌خوابد و آرام می‌گیرد. این آرامش، ثمره‌ی تسلط او بر فنّ شنا و آگاهی او به جریان‌ها و عمق آب است. این سکون و آرامش، نشانه توانایی و چیرگی است؛ نه انفعال و بی‌عملی.

در مقابل، «جهد اعجمی با دست و پا» قرار دارد. «اعجمی» کسی است که گنگ و نادان است، کسی که فنّی نمی‌داند و زبانی ندارد. تلاش چنین کسی در آب، تنها به دست و پا زدن‌های بی‌حاصل و سرانجام به غرق شدن می‌انجامد. این تقلا، نه از سر آگاهی است و نه به مقصد خاصی می‌رسد. مولانا با این تشبیه، می‌خواهد بگوید که تلاشِ بی‌بصیرت و بی‌علم، هرچند پر شور و هیجان به نظر آید، اما بی‌ثمر است و چه بسا به تباهی بکشد، در حالی که کنشِ آرام و آگاهانه، حتی اگر به چشم نیاید، راهگشاست و به مقصد می‌رسد.

من این را همان نگاه عمیق مولانا به کیفیت وجود و هستی می‌بینم. او می‌خواهد بگوید که در دریای بی‌کران هستی، تنها آن کس که به علم بیدارکننده مسلح است و فنون زیستن و رسیدن را می‌داند، می‌تواند با آرامش و اطمینان خاطر حرکت کند. دیگران، حتی اگر عمری تلاش کنند، در دست و پا زدن‌های خود غرق خواهند شد. این علم، نه علم کتابی صرف، بلکه دانشی است که به جان و روح نفوذ کرده و بینش می‌آفریند، بصیرتی که فرد را از قید تلاش‌های عبث می‌رهاند و او را به سکونی فعال و پویا می‌رساند. این همان معنایی است که در روایت «منهومان لا یشبعان» (دو گرسنه‌ای که سیر نمی‌شوند – طالب علم و طالب مال) نیز وجود دارد، اما مولانا در اینجا به «نوع» علم و «کیفیت» طلب آن اشاره می‌کند: طلبِ علمی که به سکون آگاهانه منتهی شود، نه تلاش کورکورانه.

نکات کلیدی

  • آرامشِ برخاسته از دانش و مهارت، بر تلاش‌های بی‌ثمر و دست و پا زدن‌های ناشی از نادانی برتری دارد.
  • مولانا «علم مستنبه» (دانش بیدارکننده) را ارج می‌نهد که به عمل آگاهانه و سکونِ فعال منجر می‌شود.
  • تلاش «اعجمی» نمادی از کوشش بی‌جهت و بی‌ثمر است که به غرق شدن می‌انجامد.
  • شناگر آشنا به فن، حتی در مواجهه با آب‌های عمیق، با آرامش حرکت می‌کند و به مقصد می‌رسد.
  • این بیت دعوتی است به کسب دانشی که به بصیرت درونی و کنش‌های مؤثر و بی‌تکلف می‌انجامد.

Sources: d6-s86 · 01:11:00 d6-s86 · 01:11:48 d6-s86 · 01:33:32 d6-s86 · 01:37:37

به زبانِ تو — Sizning tilingiz · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.