Devoni Shams Gʻazal 1022 Bayt 2 ← oldingi · keyingi →

Devoni Shams · غزل شمارهٔ ۱۰۲۲

  1. چهره من رشک گل و دیده خود را کرده پر از خون جگر در طلب خار

G1022:2

Sizning tilingiz

Sizning tilingizda hali tarjima qilinmagan — u butun gʻazal uchun bir vaqtda qilinadi:

Ushbu bayt sharhi

Hali yozilmagan — ushbu baytning gʻazal ichidagi yaqin oʻqilishi:

Butun gʻazal ↗

  1. 1 دی سحری بر گذری گفت مرا یار·شیفته و بی‌خبری چند از این کار
  2. 2 چهره من رشک گل و دیده خود را·کرده پر از خون جگر در طلب خار
  3. 3 گفتم کی پیش قدت سرو نهالی·گفتم کی پیش رخت شمع فلک تار
  4. 4 گفتم کی زیر و زبر چرخ و زمینت·نیست عجب گر بر تو نیست مرا بار
  5. 5 گفت منم جان و دلت خیره چه باشی·دم مزن و باش بر سیمبرم زار
  6. 6 گفتم کی از دل و جان برده قراری·نیست مرا تاب سکون گفت به یک بار
  7. 7 قطره دریای منی دم چه زنی بیش·غرقه شو و جان صدف پر ز گهر دار

ganjoor: sh1022 · public domain