Devoni Shams› Gʻazal 1073› Bayt 3 ← oldingi · keyingi →
Devoni Shams · غزل شمارهٔ ۱۰۷۳
- بیتو بیعقلم ملولم هر چه گویم کژ بود من خجل از عقل و عقل از نور رویت شرمسار
G1073:3
Sizning tilingiz
Sizning tilingizda hali tarjima qilinmagan — u butun gʻazal uchun bir vaqtda qilinadi:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Ushbu bayt sharhi
Hali yozilmagan — ushbu baytning gʻazal ichidagi yaqin oʻqilishi:
Butun gʻazal ↗
- 1 خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار·خوی من کی خوش شود بیروی خوبت ای نگار
- 2 بیتو هستم چون زمستان خلق از من در عذاب·با تو هستم چون گلستان خوی من خوی بهار
- 3 بیتو بیعقلم ملولم هر چه گویم کژ بود·من خجل از عقل و عقل از نور رویت شرمسار
- 4 آب بد را چیست درمان؟ باز در جیحون شدن·خوی بد را چیست درمان؟ بازدیدن روی یار
- 5 آب جان محبوس میبینم در این گرداب تن·خاک را بر میکنم تا ره کنم سوی بحار
- 6 شربتی داری که پنهانی به نومیدان دهی·تا فغان بر ناورد از حسرتش اومیدوار
- 7 چشم خود ای دل ز دلبر تا توانی برمگیر·گر ز تو گیرد کناره ور تو را گیرد کنار
ganjoor: sh1073 · public domain