Devoni Shams Gʻazal 130 Bayt 3 ← oldingi · keyingi →

Devoni Shams · غزل شمارهٔ ۱۳۰

  1. بر راه گلو گذر ندارد لیکن بگشاید او زبان را

G130:3

Sizning tilingiz

Sizning tilingizda hali tarjima qilinmagan — u butun gʻazal uchun bir vaqtda qilinadi:

Ushbu bayt sharhi

Hali yozilmagan — ushbu baytning gʻazal ichidagi yaqin oʻqilishi:

Butun gʻazal ↗

  1. 1 بیدار کنید مستیان را·از بهر نبیذ همچو جان را
  2. 2 ای ساقی باده بقایی·از خم قدیم گیر آن را
  3. 3 بر راه گلو گذر ندارد·لیکن بگشاید او زبان را
  4. 4 جان را تو چو مشک ساز ساقی·آن جان شریف غیب دان را
  5. 5 پس جانب آن صبوحیان کش·آن مشک سبک دل گران را
  6. 6 وز ساغرهای چشم مستت·درده تو فلان بن فلان را
  7. 7 از دیده به دیده باده‌ای ده·تا خود نشود خبر دهان را
  8. 8 زیرا ساقی چنان گذارد·اندر مجلس می نهان را
  9. 9 بشتاب که چشم ذره ذره·جویا گشتست آن عیان را
  10. 10 آن نافه مشک را به دست آر·بشکاف تو ناف آسمان را
  11. 11 زیرا غلبات بوی آن مشک·صبری بنهشت یوسفان را
  12. 12 چون نامه رسید سجده‌ای کن·شمس تبریز درفشان را

ganjoor: sh130 · public domain