Devoni Shams Gʻazal 150 Bayt 1 keyingi →

Devoni Shams · غزل شمارهٔ ۱۵۰

  1. درد شمس الدین بود سرمایه درمان ما بی سر و سامانی عشقش بود سامان ما

G150:1

Sizning tilingiz

Sizning tilingizda hali tarjima qilinmagan — u butun gʻazal uchun bir vaqtda qilinadi:

Ushbu bayt sharhi

Hali yozilmagan — ushbu baytning gʻazal ichidagi yaqin oʻqilishi:

Butun gʻazal ↗

  1. 1 درد شمس الدین بود سرمایه درمان ما·بی سر و سامانی عشقش بود سامان ما
  2. 2 آن خیال جان فزای بخت ساز بی‌نظیر·هم امیر مجلس و هم ساقی گردان ما
  3. 3 در رخ جان بخش او بخشیدن جان هر زمان·گشته در مستی جان هم سهل و هم آسان ما
  4. 4 صد هزاران همچو ما در حسن او حیران شود·کاندر آن جا گم شود جان و دل حیران ما
  5. 5 خوش خوش اندر بحر بی‌پایان او غوطی خورد·تا ابدهای ابد خود این سر و پایان ما
  6. 6 شکر ایزد را که جمله چشمهٔ حیوان‌ها·تیره باشد پیش لطف چشمهٔ حیوان ما
  7. 7 شرم آرد جان و دل تا سجده آرد هوشیار·پیش چشم مست مخمور خوش جانان ما
  8. 8 دیو گیرد عشق را از غصه هم این عقل را·ناگهان گیرد گلوی عقل آدم سان ما
  9. 9 پس برآرد نیش خونی کز سرش خون می‌چکد·پس ز جان عقل بگشاید رگ شیران ما
  10. 10 در دهان عقل ریزد خون او را بردوام·تا رهاند روح را از دام و از دستان ما
  11. 11 تا بشاید خدمت مخدوم جان‌ها شمس دین·آن قباد و سنجر و اسکندر و خاقان ما
  12. 12 تا ز خاک پاش بگشاید دو چشم سر به غیب·تا ببیند حال اولیان و آخریان ما
  13. 13 شکر آن را سوی تبریز معظم رو نهد·کز زمینش می‌بروید نرگس و ریحان ما

ganjoor: sh150 · public domain