Devoni Shams Gʻazal 1558 Bayt 9 ← oldingi · keyingi →

Devoni Shams · غزل شمارهٔ ۱۵۵۸

  1. زین دمدمه از خرم بیفکند دریافت که من سلیم مردم

G1558:9

Sizning tilingiz

Sizning tilingizda hali tarjima qilinmagan — u butun gʻazal uchun bir vaqtda qilinadi:

Ushbu bayt sharhi

Hali yozilmagan — ushbu baytning gʻazal ichidagi yaqin oʻqilishi:

Butun gʻazal ↗

  1. 1 دانی کامروز از چه زردم·ای تو همه شب حریف نردم
  2. 2 در نرد دل از تو متهم شد·کو مهره ربود از نبردم
  3. 3 گفتم که دلا بیار مهره·کز رفتن مهره من به دردم
  4. 4 بگشاد دلم بغل که می جو·گر هست بیاب من نخوردم
  5. 5 دیوانه شدم ز درد مهره·دل را همه شب شکنجه کردم
  6. 6 می گفت بلی و گاه نی نی·گه عشوه بداد گرم و سردم
  7. 7 گفتم که تو برده‌ای یقین است·من از تو به عشوه برنگردم
  8. 8 دل گفت چگونه دزد باشم·من خازن چرخ لاژوردم
  9. 9 زین دمدمه از خرم بیفکند·دریافت که من سلیم مردم
  10. 10 خر رفت و رسن ببرد و دل گفت·من در پی گرد او چه گردم

ganjoor: sh1558 · public domain