Devoni Shams Gʻazal 1624 Bayt 2 ← oldingi · keyingi →

Devoni Shams · غزل شمارهٔ ۱۶۲۴

  1. شب و روز می‌بکوشم که برهنه را بپوشم نه چنان دکان فروشم که دکان نو برآرم

G1624:2

Sizning tilingiz

Sizning tilingizda hali tarjima qilinmagan — u butun gʻazal uchun bir vaqtda qilinadi:

Ushbu bayt sharhi

Hali yozilmagan — ushbu baytning gʻazal ichidagi yaqin oʻqilishi:

Butun gʻazal ↗

  1. 1 خبری اگر شنیدی ز جمال و حسن یارم·سر مست گفته باشد من از این خبر ندارم
  2. 2 شب و روز می‌بکوشم که برهنه را بپوشم·نه چنان دکان فروشم که دکان نو برآرم
  3. 3 علمی به دست مستی دو هزار مست با وی·به میان شهر گردان که خمار شهریارم
  4. 4 به چه میخ بندم آن را که فقاع از او گشاید·چه شکار گیرم آن جا که شکار آن شکارم
  5. 5 دهلی بدین عظیمی به گلیم درنگنجد·فر و نور مه بگوید که من اندر این غبارم
  6. 6 به سر مناره اشتر رود و فغان برآرد·که نهان شدم من این جا مکنید آشکارم
  7. 7 شتر است مرد عاشق سر آن مناره عشق است·که مناره‌هاست فانی و ابدی است این منارم
  8. 8 تو پیازهای گل را به تک زمین نهان کن·به بهار سر برآرد که من آن قمرعذارم
  9. 9 سر خنب چون گشادی برسان وظیفه‌ها را·به میان دور ما آ که غلام این دوارم
  10. 10 پی جیب توست این جا همه جیب‌ها دریده·پی سیب توست ای جان که چو برگ بی‌قرارم
  11. 11 همه را به لطف جان کن همه را ز سر جوان کن·به شراب اختیاری که رباید اختیارم
  12. 12 همه پرده‌ها بدرّان دل بسته را بپران·هله ای تو اصل اصلم به تو است هم مطارم
  13. 13 به خدا که روز نیکو ز بگه بدید باشد·که درآید آفتابش به وصال در کنارم
  14. 14 تو خموش تا قرنفل بکند حکایت گل·بر شاهدان گلشن چو رسید نوبهارم

ganjoor: sh1624 · public domain