Devoni Shams Gʻazal 17 Bayt 5 ← oldingi · keyingi →

Devoni Shams · غزل شمارهٔ ۱۷

  1. تو جان جان افزاستی آخر ز شهر ماستی دل بر غریبی می‌نهی این کی بود شرط وفا

G17:5

Sizning tilingiz

Sizning tilingizda hali tarjima qilinmagan — u butun gʻazal uchun bir vaqtda qilinadi:

Ushbu bayt sharhi

Hali yozilmagan — ushbu baytning gʻazal ichidagi yaqin oʻqilishi:

Butun gʻazal ↗

  1. 1 آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا·جان گفت ای نادی خوش اهلا و سهلا مرحبا
  2. 2 سمعا و طاعه ای ندا هر دم دو صد جانت فدا·یک بار دیگر بانگ زن تا برپرم بر هل اتی
  3. 3 ای نادره مهمان ما بردی قرار از جان ما·آخر کجا می‌خوانیم گفتا برون از جان و جا
  4. 4 از پای این زندانیان بیرون کنم بند گران·بر چرخ بنهم نردبان تا جان برآید بر علا
  5. 5 تو جان جان افزاستی آخر ز شهر ماستی·دل بر غریبی می‌نهی این کی بود شرط وفا
  6. 6 آوارگی نوشت شده خانه فراموشت شده·آن گنده پیر کابلی صد سحر کردت از دغا
  7. 7 این قافله بر قافله پویان سوی آن مرحله·چون برنمی‌گردد سرت چون دل نمی‌جوشد تو را
  8. 8 بانگ شتربان و جرس می‌نشنود از پیش و پس·ای بس رفیق و همنفس آن جا نشسته گوش ما
  9. 9 خلقی نشسته گوش ما مست و خوش و بی‌هوش ما·نعره زنان در گوش ما که سوی شاه آ ای گدا

ganjoor: sh17 · public domain