Devoni Shams› Gʻazal 202 ← oldingi · keyingi →
Devoni Shams · G202 · 28 bayt
غزل شمارهٔ ۲۰۲
Har baytning oʻz sahifasini oching — tarjimasi, sharhi, qiyin soʻzlar.
- G202:1 هر روز بامداد سلام علیکماآن جا که شه نشیند و آن وقت مرتضا
- G202:2 دل ایستاد پیشش بسته دو دست خویشتا دست شاه بخشد پایان زر و عطا
- G202:3 جان مست کاس و تا ابدالدهر گه گهیبر خوان جسم کاسه نهد دل نصیب ما
- G202:4 تا زان نصیب بخشد دست مسیح عشقمر مرده را سعادت و بیمار را دوا
- G202:5 برگ تمام یابد از او باغ عشرتیهم بانوا شود ز طرب چنگل دوتا
- G202:6 در رقص گشته تن ز نواهای تن به تنجان خود خراب و مست در آن محو و آن فنا
- G202:7 زندان شده بهشت ز نای و ز نوش عشققاضی عقل مست در آن مسند قضا
- G202:8 سوی مدرس خرد آیند در سؤالکاین فتنه عظیم در اسلام شد چرا
- G202:9 مفتی عقل کل به فتوی دهد جوابکاین دم قیامتست روا کو و ناروا
- G202:10 در عیدگاه وصل برآمد خطیب عشقبا ذوالفقار و گفت مر آن شاه را ثنا
- G202:11 از بحر لامکان همه جانهای گوهریکرده نثار گوهر و مرجان جانها
- G202:12 خاصان خاص و پردگیان سرای عشقصف صف نشسته در هوسش بر در سرا
- G202:13 چون از شکاف پرده بر ایشان نظر کندبس نعرههای عشق برآید که مرحبا
- G202:14 میخواست سینهاش که سنایی دهد به چرخسینای سینهاش بنگنجید در سما
- G202:15 هر چار عنصرند در این جوش همچو دیکنی نار برقرار و نه خاک و نم هوا
- G202:16 گه خاک در لباس گیا رفت از هوسگه آب خود هوا شد از بهر این ولا
- G202:17 از راه روغناس شده آب آتشیآتش شده ز عشق هوا هم در این فضا
- G202:18 ارکان به خانه خانه بگشته چو بیذقیاز بهر عشق شاه نه از لهو چون شما
- G202:19 ای بیخبر برو که تو را آب روشنیستتا وارهد ز آب و گلت صفوت صفا
- G202:20 زیرا که طالب صفت صفوتست آبوان نیست جز وصال تو با قلزم ضیا
- G202:21 ز آدم اگر بگردی او بیخدای نیستابلیس وار سنگ خوری از کف خدا
- G202:22 آری خدای نیست ولیکن خدای رااین سنتیست رفته در اسرار کبریا
- G202:23 چون پیش آدم از دل و جان و بدن کنییک سجدهای به امر حق از صدق بیریا
- G202:24 هر سو که تو بگردی از قبله بعد از آنکعبه بگردد آن سو بهر دل تو را
- G202:25 مجموع چون نباشم در راه پس ز منمجموع چون شوند رفیقان باوفا
- G202:26 دیوارهای خانه چو مجموع شد به نظمآن گاه اهل خانه در او جمع شد دلا
- G202:27 چون کیسه جمع نبود باشد دریده درزپس سیم جمع چون شود از وی یکی بیا
- G202:28 مجموع چون شوم چو به تبریز شد مقیمشمس الحقی که او شد سرجمع هر علا
ganjoor: sh202 · public domain