Devoni Shams Gʻazal 2159 Bayt 4 ← oldingi · keyingi →

Devoni Shams · غزل شمارهٔ ۲۱۵۹

  1. فاش بیا و فاش ده باده عشق فاش به عید شده‌ست و عام را گر رمضان است باش گو

G2159:4

Sizning tilingiz

Sizning tilingizda hali tarjima qilinmagan — u butun gʻazal uchun bir vaqtda qilinadi:

Ushbu bayt sharhi

Hali yozilmagan — ushbu baytning gʻazal ichidagi yaqin oʻqilishi:

Butun gʻazal ↗

  1. 1 باده چو هست ای صنم بازمگیر و نی مگو·عرضه مکن دو دست تی پر کن زود آن سبو
  2. 2 ای طربون غم شکن سنگ بر این سبو مزن·از در حق به یک سبو کم نشده‌ست آب جو
  3. 3 زان قدحی که ساحران جان به فدا شدند از آن·چون کف موسی نبی بزم نهاد و کرد طو
  4. 4 فاش بیا و فاش ده باده عشق فاش به·عید شده‌ست و عام را گر رمضان است باش گو
  5. 5 رغم سپید ماخ را رقص درآر شاخ را·و آن کرم فراخ را بازگشای تو به تو
  6. 6 مهره که درربوده‌ای بر کف دست نه دمی·و آن گروی که برده‌ای بار دوم ز ما مجو
  7. 7 مرده به مرگ پار من زنده شده ز یار من·چند خزیده در کفن زنده از آن مسیح خو
  8. 8 منکر حشر روز دین ژاژ مخا بیا ببین·رسته چو سبزه از زمین سروقدان باغ هو
  9. 9 خامش کرده جملگان ناطق غیب بی‌زبان·خطبه بخوانده بر جهان بی‌نغمات و گفت و گو

ganjoor: sh2159 · public domain