Devoni Shams Gʻazal 248 Bayt 5 ← oldingi · keyingi →

Devoni Shams · غزل شمارهٔ ۲۴۸

  1. ز اول عشق من گمان بردم که تصور کنم ختام تو را

G248:5

Sizning tilingiz

Sizning tilingizda hali tarjima qilinmagan — u butun gʻazal uchun bir vaqtda qilinadi:

Ushbu bayt sharhi

Hali yozilmagan — ushbu baytning gʻazal ichidagi yaqin oʻqilishi:

Butun gʻazal ↗

  1. 1 گوش من منتظر پیام تو را·جان به جان جسته یک سلام تو را
  2. 2 در دلم خون شوق می‌جوشد·منتظر بوی جوش جام تو را
  3. 3 ای ز شیرینی و دلاویزی·دانه حاجت نبوده دام تو را
  4. 4 کرده شاهان نثار تاج و کمر·مر قبای کمین غلام تو را
  5. 5 ز اول عشق من گمان بردم·که تصور کنم ختام تو را
  6. 6 سلسله‌ام کن به پای اشتر بند·من طمع کی کنم سنام تو را
  7. 7 آنک شیری ز لطف تو خورده‌ست·مرگ بیند یقین فطام تو را
  8. 8 به حق آن زبان کاشف غیب·که به گوشم رسان پیام تو را
  9. 9 به حق آن سرای دولت‌بخش·بنمایم ز دور بام تو را
  10. 10 گر سر از سجده تو سود کند·چه زیانست لطف عام تو را؟
  11. 11 شمس تبریز این دل آشفته·بر جگر بسته است نام تو را

ganjoor: sh248 · public domain