Devoni Shams› Gʻazal 3003› Bayt 6 ← oldingi · keyingi →
Devoni Shams · غزل شمارهٔ ۳۰۰۳
- یک ذوق بودیی تو اگر یک اباییی یک نوع جوشییی چو یکی قازغانیی
G3003:6
Sizning tilingiz
Sizning tilingizda hali tarjima qilinmagan — u butun gʻazal uchun bir vaqtda qilinadi:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Ushbu bayt sharhi
Hali yozilmagan — ushbu baytning gʻazal ichidagi yaqin oʻqilishi:
Butun gʻazal ↗
- 1 ای کاشکی تو خویش زمانی بدانیی·وز روی خوب خویشت بودی نشانیی
- 2 در آب و گل تو همچو ستوران نخفتیی·خود را به عیش خانه خوبان کشانیی
- 3 بر گرد خویش گشتی کاظهار خود کنی·پنهان بماند زیر تو گنج نهانیی
- 4 از روح بیخبر بدیی گر تو جسمیی·در جان قرار داشتیی گر تو جانیی
- 5 با نیک و بد بساختیی همچو دیگران·با این و آنیی تو اگر این و آنیی
- 6 یک ذوق بودیی تو اگر یک اباییی·یک نوع جوشییی چو یکی قازغانیی
- 7 زین جوش در دوار اگر صاف گشتیی·چون صاف گشتگان تو بر این آسمانیی
- 8 گویی به هر خیال که جان و جهان من·گر گم شدی خیال تو جان و جهانیی
- 9 بس کن که بند عقل شدست این زبان تو·ور نی چو عقل کلی جمله زبانیی
- 10 بس کن که دانشست که محجوب دانشست·دانستیی که شاهی کی ترجمانیی
ganjoor: sh3003 · public domain