Devoni Shams› Gʻazal 3072› Bayt 5 ← oldingi · keyingi →
Devoni Shams · غزل شمارهٔ ۳۰۷۲
- به پیش تو چو کفست و به وصف خود دریا به چشم خلق مقیمست و هر دم او سفری
G3072:5
Sizning tilingiz
Sizning tilingizda hali tarjima qilinmagan — u butun gʻazal uchun bir vaqtda qilinadi:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Ushbu bayt sharhi
Hali yozilmagan — ushbu baytning gʻazal ichidagi yaqin oʻqilishi:
Butun gʻazal ↗
- 1 به من نگر که به جز من به هر کی درنگری·یقین شود که ز عشق خدای بیخبری
- 2 بدان رخی بنگر کو نمک ز حق دارد·بود که ناگه از آن رخ تو دولتی ببری
- 3 تو را چو عقل پدر بودهست و تن مادر·جمال روی پدر درنگر اگر پسری
- 4 بدانک پیر سراسر صفات حق باشد·وگرچه پیر نماید به صورت بشری
- 5 به پیش تو چو کفست و به وصف خود دریا·به چشم خلق مقیمست و هر دم او سفری
- 6 هنوز مشکل ماندهست حال پیر تو را·هزار آیت کبری در او چه بیهنری
- 7 رسید صورت روحانیی به مریم دل·ز بارگاه منزه ز خشکی و ز تری
- 8 از آن نفس که در او سر روح پنهان شد·بکرد حامله دل را رسول رهگذری
- 9 ایا دلی که تو حامل شدی از آن خسرو·به وقت جنبش آن حمل تا در او نگری
- 10 چو حمل صورت گیرد ز شمس تبریزی·چو دل شوی تو و چون دل به سوی غیب پری
ganjoor: sh3072 · public domain