Devoni Shams› Gʻazal 3115› Bayt 9 ← oldingi
Devoni Shams · غزل شمارهٔ ۳۱۱۵
- ای دل چو در وطنی یاد آر صحبت ما آخر رفیق بدی در راه ممتحنی
G3115:9
Sizning tilingiz
Sizning tilingizda hali tarjima qilinmagan — u butun gʻazal uchun bir vaqtda qilinadi:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Ushbu bayt sharhi
Hali yozilmagan — ushbu baytning gʻazal ichidagi yaqin oʻqilishi:
Butun gʻazal ↗
- 1 در لطف اگر بروی شاه همه چمنی·در قهر اگر بروی که را ز بن بکنی
- 2 دانی که بر گل تو بلبل چه ناله کند·املی الهوی اسقا یوم النوی بدنی
- 3 عقل از تو تازه بود جان از تو زنده بود·تو عقل عقل منی تو جان جان منی
- 4 من مست نعمت تو دانم ز رحمت تو·کز من به هر گنهی دل را تو برنکنی
- 5 تاج تو بر سر ما نور تو در بر ما·بوی تو رهبر ما گر راه ما نزنی
- 6 حارس توی رمه را ایمن کنی همه را·اهوی الهوا امنو فی ظل ذو المننی
- 7 آن دم که دم بزنم با تو ز خود بروم·لو لا مخاطبتی ایاک لم ترنی
- 8 ای جان اسیر تنی وی تن حجاب منی·وی سر تو در رسنی وی دل تو در وطنی
- 9 ای دل چو در وطنی یاد آر صحبت ما·آخر رفیق بدی در راه ممتحنی
ganjoor: sh3115 · public domain