Devoni Shams› Gʻazal 412› Bayt 4 ← oldingi · keyingi →
Devoni Shams · غزل شمارهٔ ۴۱۲
- جانِ جانست وگر جای ندارد چه عجب اینکه جا میطلبد در تنِ ما هست کجاست
G412:4
Sizning tilingiz
Sizning tilingizda hali tarjima qilinmagan — u butun gʻazal uchun bir vaqtda qilinadi:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Ushbu bayt sharhi
Hali yozilmagan — ushbu baytning gʻazal ichidagi yaqin oʻqilishi:
Butun gʻazal ↗
- 1 آنک بیباده کند جان مرا مست کجاست·و آنک بیرون کند از جان و دلم دست کجاست
- 2 و آنک سوگند خورم جز به سر او نخورم·و آنک سوگندِ من و توبهام اشکست کجاست
- 3 و آنک جانها به سحر نعرهزنانند از او·و آنک ما را غمش از جای ببردهست کجاست
- 4 جانِ جانست وگر جای ندارد چه عجب·اینکه جا میطلبد در تنِ ما هست کجاست
- 5 غمزهی چشم بهانهست و زانسو هوسیست·و آنک او در پس غمزهست دلم خَست کجاست
- 6 پردهی روشنِ دل بست و خیالات نمود·و آنک در پرده چنین پردهی دل بست کجاست
- 7 عقل تا مست نشد چون و چرا پست نشد·و آنک او مست شد از چون و چرا رست کجاست
ganjoor: sh412 · public domain