Devoni Shams Gʻazal 442 Bayt 8 ← oldingi · keyingi →

Devoni Shams · غزل شمارهٔ ۴۴۲

  1. با دوست ما نشسته که ای دوست، دوست کو؟ کو کو همی‌زنیم ز مستی به کوی دوست

G442:8

Sizning tilingiz

Sizning tilingizda hali tarjima qilinmagan — u butun gʻazal uchun bir vaqtda qilinadi:

Ushbu bayt sharhi

Hali yozilmagan — ushbu baytning gʻazal ichidagi yaqin oʻqilishi:

Butun gʻazal ↗

  1. 1 بر عاشقان فریضه بوَد جستجوی دوست·بر روی و سر چو سیل دوان تا به جوی دوست
  2. 2 خود اوست جمله طالب و ما همچو سایه‌ها·ای گفتگوی ما همگی گفتگوی دوست
  3. 3 گاهی به جوی دوست چو آب روان خوشیم·گاهی چو آب حبس شدم در سبوی دوست
  4. 4 گه چون حویج دیگ بجوشیم و او به فکر·کفگیر می‌زند که چنینست خوی دوست
  5. 5 بر گوش ما نهاده دهان او به دمدمه·تا جان ما بگیرد یکباره بوی دوست
  6. 6 چون جانِ جانْ وی آمد از وی گزیر نیست·من در جهان ندیدم یک جان عدوی دوست
  7. 7 بگدازدت ز ناز و چو مویت کند ضعیف·ندهی به هر دو عالم یک تای موی دوست
  8. 8 با دوست ما نشسته که ای دوست، دوست کو؟·کو کو همی‌زنیم ز مستی به کوی دوست
  9. 9 تصویرهای ناخوش و اندیشهٔ رکیک·از طبع سست باشد و این نیست سوی دوست
  10. 10 خاموش باش تا صفت خویش خود کند·کو های های سرد تو؟ کو های هوی دوست؟

ganjoor: sh442 · public domain