Devoni Shams Gʻazal 486 Bayt 2 ← oldingi · keyingi →

Devoni Shams · غزل شمارهٔ ۴۸۶

  1. بدان حلاوت بی‌مر و تنگ‌های شکر که تعبیه‌ست در آن لعل شکر‌افشانت

G486:2

Sizning tilingiz

Sizning tilingizda hali tarjima qilinmagan — u butun gʻazal uchun bir vaqtda qilinadi:

Ushbu bayt sharhi

Hali yozilmagan — ushbu baytning gʻazal ichidagi yaqin oʻqilishi:

Butun gʻazal ↗

  1. 1 به حق چشم خمار لطیف تابانت·به حلقه حلقهٔ آن طرهٔ پریشانت
  2. 2 بدان حلاوت بی‌مر و تنگ‌های شکر·که تعبیه‌ست در آن لعل شکر‌افشانت
  3. 3 به کهربا‌یی کاندر دو لعل تو درج است·که گشت از آن مه و خورشید و ذره جویانت
  4. 4 به حق غنچه و گل‌های لعل روحانی·که دام بلبل عقل‌ست در گلستانت
  5. 5 به آب حسن و به تاب جمال جان‌پرور·کز آن گشاد دهان را انار خندانت
  6. 6 بدان جمال الهی که قبلهٔ دل‌هاست·که دم به دم ز طرب سجده می‌برد جانت
  7. 7 تو یوسفی و تو را معجزات بسیار‌ است·ولی بس‌ست خود آن روی خوب برهانت
  8. 8 چه جای یوسف بس یوسفان اسیر توند·خدای عز و جل کی دهد بدیشانت
  9. 9 ز هر گیاه و ز هر برگ رویدی نرگس·برای دیدنت از جا بدی به بستانت
  10. 10 چو سوخت ز آتش عشق تو جان گرم‌روان·کجا دهد شه سردان به دست سردانت
  11. 11 شعاع روی تو پوشیده کرد صورت تو·که غرقه کرد چو خورشید نور سبحانت
  12. 12 هزار صورت هر دم ز نور خورشید‌ت·برآید از دل پاک و نماید احسانت
  13. 13 درون خویش اگر خواهدت دل ناپاک·ز ابلهی و خری می‌کشد به زندانت
  14. 14 نه هیچ عاقل بفریبدت به حیلت‌ِ عقل·نه پای‌بند کند جادهٔ هیچ سلطانت
  15. 15 تو را که در دو جهان می‌نگنجی از عظمت·ابوهریره گمان چون برد در انبانت‌؟!
  16. 16 به هر غزل که ستایم تو را ز پردهٔ شعر·دلم ز پرده ستاید هزار چندانت
  17. 17 دلم کی باشد‌؟ و من کیستم‌؟ ستایش چیست‌؟·ولیک جان را گلشن کنم به ریحانت
  18. 18 بیا تو مفخر آفاقْ شمس تبریزی·که تو غریب مهی و غریب ارکانت

ganjoor: sh486 · public domain