Devoni Shams Gʻazal 515 Bayt 11 ← oldingi

Devoni Shams · غزل شمارهٔ ۵۱۵

  1. بس که زبان این دم معزول شد بس که جهان جان سخنور گرفت

G515:11

Sizning tilingiz

Sizning tilingizda hali tarjima qilinmagan — u butun gʻazal uchun bir vaqtda qilinadi:

Ushbu bayt sharhi

Hali yozilmagan — ushbu baytning gʻazal ichidagi yaqin oʻqilishi:

Butun gʻazal ↗

  1. 1 خانه دل باز کبوتر گرفت·مشغله و بقر بقو درگرفت
  2. 2 غلغل مستان چو به گردون رسید·کرکس زرین فلک پر گرفت
  3. 3 بوطربون گشت مه و مشتری·زهره مطرب طرب از سر گرفت
  4. 4 خالق ارواح ز آب و ز گل·آینه‌ای کرد و برابر گرفت
  5. 5 ز آینه صد نقش شد و هر یکی·آنچ مر او راست میسر گرفت
  6. 6 هر که دلی داشت به پایش فتاد·هر که سر او سر منبر گرفت
  7. 7 خرمن ارواح نهایت نداشت·مورچه‌ای چیز محقر گرفت
  8. 8 گر ز تو پر گشت جهان همچو برف·نیست شوی چون تَف خور درگرفت
  9. 9 نیست شو ای برف و همه خاک شو·بنگر کاین خاک چه زیور گرفت
  10. 10 خاک به تدریج بدان جا رسید·کز فر او هر دو جهان فر گرفت
  11. 11 بس که زبان این دم معزول شد·بس که جهان جان سخنور گرفت

ganjoor: sh515 · public domain