Devoni Shams Gʻazal 58 Bayt 3 ← oldingi · keyingi →

Devoni Shams · غزل شمارهٔ ۵۸

  1. بُدم بی‌عشق گمراهی درآمد عشق ناگاهی بُدم کوهی شدم کاهی برای اسب سلطان را

G58:3

Sizning tilingiz

Sizning tilingizda hali tarjima qilinmagan — u butun gʻazal uchun bir vaqtda qilinadi:

Ushbu bayt sharhi

Hali yozilmagan — ushbu baytning gʻazal ichidagi yaqin oʻqilishi:

Butun gʻazal ↗

  1. 1 رسید آن شه رسید آن شه بیارایید ایوان را·فروبُرّید ساعدها برای خوب کنعان را
  2. 2 چو آمد جانِ جانِ جان، نشاید برد نام جان·به پیشش جان چه کار آید مگر از بهر قربان را
  3. 3 بُدم بی‌عشق گمراهی درآمد عشق ناگاهی·بُدم کوهی شدم کاهی برای اسب سلطان را
  4. 4 اگر ترکست و تاجیکست بدو این بنده نزدیکست·چو جان با تن ولیکن تن نبیند هیچ مر جان را
  5. 5 هلا یاران که بخت آمد گَهِ ایثارِ رخت آمد·سلیمانی به تخت آمد برای عزل شیطان را
  6. 6 بِجَه از جا چه می‌پایی چرا بی‌دست و بی‌پایی·نمی‌دانی ز هدهد جو ره قصر سلیمان را
  7. 7 بکن آن جا مناجاتت بگو اسرار و حاجاتت·سلیمان خود همی‌داند زبان جمله مرغان را
  8. 8 سخن بادست ای بنده کُنَد دل را پراکنده·ولیکن اوشْ فرماید که گرد آور پریشان را

ganjoor: sh58 · public domain