Devoni Shams› Gʻazal 873› Bayt 2 ← oldingi · keyingi →
Devoni Shams · غزل شمارهٔ ۸۷۳
- خندید و گفت روبه آخر به زیرکی از دست شیر صید کجا سهل درربود
G873:2
Sizning tilingiz
Sizning tilingizda hali tarjima qilinmagan — u butun gʻazal uchun bir vaqtda qilinadi:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Ushbu bayt sharhi
Hali yozilmagan — ushbu baytning gʻazal ichidagi yaqin oʻqilishi:
Butun gʻazal ↗
- 1 خفته نمود دلبر گفتم ز باغ زود·شفتالوی بدزدم او خود نخفته بود
- 2 خندید و گفت روبه آخر به زیرکی·از دست شیر صید کجا سهل درربود
- 3 مر ابر را که دوشد و آن جا که دررسد·الا مگر که ابر نماید به خویش جود
- 4 معدوم را کجاست به ایجاد دست و پا·فضل خدای بخشد معدوم را وجود
- 5 معدوم وار بنشین زیرا که در نماز·داد سلام نبود الا که در قعود
- 6 بر آتش آب چیره بود از فروتنی·کآتش قیام دارد و آب است در سجود
- 7 چون لب خموش باشد دل صدزبان شود·خاموش چند چند بخواهیش آزمود
ganjoor: sh873 · public domain