Devoni Shams Gʻazal 913 Bayt 7 ← oldingi · keyingi →

Devoni Shams · غزل شمارهٔ ۹۱۳

  1. مقیم همچو نگین شو به حلقه عشاق که غیر حلقه عشاق جمله ممتحنند

G913:7

Sizning tilingiz

Sizning tilingizda hali tarjima qilinmagan — u butun gʻazal uchun bir vaqtda qilinadi:

Ushbu bayt sharhi

Hali yozilmagan — ushbu baytning gʻazal ichidagi yaqin oʻqilishi:

Butun gʻazal ↗

  1. 1 بگو به گوش کسانی که نور چشم منند·که باز نوبت آن شد که توبه‌ها شکنند
  2. 2 هزار توبه و سوگند بشکنند آن دم·که غمزه‌های دلارام طبل حسن زنند
  3. 3 چو یار مست خرابست و روز روز طرب·به غیر شنگی و مستی بیا بگو چه کنند
  4. 4 به گوش هوش بگفتم به آب روی برو·که این دم ار که قافی هم از بنت بکنند
  5. 5 ز بس که خرقه گرو برد پیر باده فروش·کنون به کوی خرابات جمله بوالحسن اند
  6. 6 بگیر مطرب جانی قنینه کانی·نواز تنتن تنتن که جمله بی‌تو تنند
  7. 7 مقیم همچو نگین شو به حلقه عشاق·که غیر حلقه عشاق جمله ممتحنند
  8. 8 به جان جمله مردان که هر که عاشق نیست·همه زنند به معنی ببین زنان چه زنند
  9. 9 به جان جمله جان‌ها که هر کش آن جان نیست·همه تنند نگه کن فروتنان چه تنند
  10. 10 خموش باش که گفتی از این سپیتر چیست·خسان سیاه گلیمند اگر چه یاسمنند

ganjoor: sh913 · public domain