Devoni Shams Gʻazal 96 Bayt 10 ← oldingi · keyingi →

Devoni Shams · غزل شمارهٔ ۹۶

  1. هین چشم فروبند که آن چشم غیورست هین معده تهی‌دار که لوتی‌ست مهیّا

G96:10

Sizning tilingiz

Sizning tilingizda hali tarjima qilinmagan — u butun gʻazal uchun bir vaqtda qilinadi:

Ushbu bayt sharhi

Hali yozilmagan — ushbu baytning gʻazal ichidagi yaqin oʻqilishi:

Butun gʻazal ↗

  1. 1 لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا·تا از لب دلدار شود مست و شکرخا
  2. 2 تا از لب تو بوی لب غیر نیاید·تا عشق مجرّد شود و صافی و یکتا
  3. 3 آن لب که بود کون خری بوسه‌گه او·کی یابد آن لب شکر ِبوس مسیحا؟
  4. 4 می‌دان که حَدَث باشد جز نور قدیمی·بر مزبله‌ی پُر حَدَث آن گاه تماشا؟
  5. 5 آنگه که فنا شد حَدَث اندر دل پالیز·رُست از حدثی و شود او چاشنی‌افزا
  6. 6 تا تو حدثی لذت تقدیس چه دانی؟·رو از حدثی سوی تبارک و تعالی
  7. 7 زان دستِ مسیح آمد داروی جهانی·کاو دست نگه‌داشت ز هر کاسه سِکبا
  8. 8 از نعمت فرعون چو موسی کف و لب شست·دریای کَرَم داد مر او را ید بیضا
  9. 9 خواهی که ز معده و لب هر خام گریزی·پرگوهر و روتلخ همی‌باش چو دریا
  10. 10 هین چشم فروبند که آن چشم غیورست·هین معده تهی‌دار که لوتی‌ست مهیّا
  11. 11 سگ سیر شود هیچ شکاری بنگیرد·کز آتش جُوعست تک و گامِ تقاضا
  12. 12 کو دست و لب پاک که گیرد قدح پاک؟·کو صوفی چالاک که آید سوی حلوا؟
  13. 13 بنمای از این حرف تصاویر حقایق·یا مَن قَسَمَ الْقَهوةَ و الْکَأْسُ عَلَیْنا

ganjoor: sh96 · public domain