O'qish› Daftar 4› Boʻlim 82 ← oldingi · keyingi →
بخش ۸۲ - علامت عاقل تمام و نیمعاقل و مرد تمام و نیممرد و علامت شقی مغرور لاشی
Toʻliq aqlli, yarim aqlli, toʻliq mard va yarim mardning belgilari, va baxtsiz, magʻrur, hech kim boʻlmagan kishining belgisi
- M4:2185 عاقل آن باشد که او با مشعلهستاو دلیل و پیشوای قافلهست
- M4:2186 پیرو نور خودست آن پیشروتابع خویشست آن بیخویشرو
- M4:2187 مؤمن خویشست و ایمان آوریدهم بدان نوری که جانش زو چرید
- M4:2188 دیگری که نیمعاقل آمد اوعاقلی را دیدهٔ خود داند او
- M4:2189 دست در وی زد چو کور اندر دلیلتا بدو بینا شد و چست و جلیل
- M4:2190 وآن خری کز عقل جوسنگی نداشتخود نبودش عقل و عاقل را گذاشت
- M4:2191 ره نداند نه کثیر و نه قلیلننگش آید آمدن خلف دلیل
- M4:2192 میرود اندر بیابان درازگاه لنگان آیس و گاهی بتاز
- M4:2193 شمع نه تا پیشوای خود کندنیم شمعی نه که نوری کد کند
- M4:2194 نیست عقلش تا دم زنده زندنیمعقلی نه که خود مرده کند
- M4:2195 مردهٔ آن عاقل آید او تمامتا برآید از نشیب خود به بام
- M4:2196 عقل کامل نیست خود را مرده کندر پناه عاقلی زندهسخن
- M4:2197 زنده نی تا همدم عیسی بودمرده نی تا دمگه عیسی شود
- M4:2198 جان کورش گام هر سو مینهدعاقبت نجهد ولی بر میجهد