閱讀 卷 1 那隻鸚鵡聽見那些鸚鵡的舉動,然後在籠中死去,主人為它哀悼 詩聯 1719

M1:1719 — غیرت آن باشد که او غیر همه‌ست / آنکه افزون از بیان و دمدمه‌ست

غیرت آن باشد که او غیر همه‌ستآنکه افزون از بیان و دمدمه‌ست
✦ 以your language呈現此詩聯

M1:1719

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تعصب و ژرف‌بینی الهی در آن است که او از هر چه هست، جداست؛ او فراتر از هر بیان و غوغایی است. معنا: این بیت بیانگر آن است که خداوند در ذات و یگانگی خود، از هر چیز دیگری متفاوت و برتر است و کمال او در حدی است که با هیچ کلام و بیانی قابل توصیف نیست.

شرح

من اینجا به یک نکته کلیدی اشاره می‌کنم که مولانا در جای‌جای مثنوی بر آن تأکید دارد، و این بیت چکیده‌ و عصارهٔ آن است: «غیرت حق». این مفهوم برای مولانا صرفاً یک صفت اخلاقی نیست، بلکه یک رکن اساسی از توحید و هستی‌شناسی اوست.

مولانا با بیان «غیرت حق» می‌خواهد بگوید که خداوند در هستی‌اش مطلقاً بی‌همتا و «غیر همه‌ست». این غیریت، فقط به معنای «متفاوت بودن» نیست؛ بلکه به معنای «فراز بودن» و «ورای مقایسه بودن» است. وجود حق‌تعالی به قدری یگانه و بسیط است که با هیچ چیز دیگری در جهان قابل قیاس نیست و هیچ شریکی را برنمی‌تابد. او «غیر همه‌ست»، یعنی نه تنها متفاوت است، بلکه یگانه مطلق است.

به یاد بیاورید آن مبحثی را که در آغاز مثنوی مطرح کردم، در باب اینکه چرا مثنوی با «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز نمی‌شود. گفتم که این از سر فراموشی یا بی‌اعتقادی مولانا نیست، بلکه از همین «غیرت حق» سرچشمه می‌گیرد. نام معشوق چنان عزیز است که نباید آن را سکه‌ای کرد و در هر بازاری خرج نمود؛ نباید آن را در هر محفل و کلامی به کار برد، مگر آنکه حال و مقام، خود آن را اقتضا کند. در مثنوی، نام حق گاهی به صورت «ماه» و «خورشید» و گاه با تخلص «خاموش» می‌آید تا از این غیرت الهی صیانت شود. این بی‌واسطگی و ورای کلام بودنِ حق، در پارهٔ دوم بیت هم هویداست: «آنکه افزون از بیان و دمدمه‌ست». حق، فراتر از هر قیل و قال و هر کلمه و عبارتی است که ما انسان‌ها به کار می‌بریم. قلم ما هرگز نمی‌تواند بر قامت بلند او جامهٔ بیان بپوشاند.

همچنین، این «غیرت حق» در موضع‌گیری مولانا در قبال «دریغ خوردن» بر گذشته نیز خود را نشان می‌دهد. آن‌جا که بازرگان در فراق طوطیِ خویش، «دریغا» می‌گوید، مولانا او را به این بیت ارجاع می‌دهد که: «غیرت حق بود و با حق چاره نیست». این یعنی چه؟ یعنی وقتی حق‌تعالی چیزی را از تو ستانده، دیگر جای دریغ خوردن و حسرت کشیدن نیست؛ زیرا این عین غیرت اوست که نمی‌خواهد دل بنده‌اش به غیر او مشغول باشد، حتی به گذشته‌ای که رفته است. او نمی‌خواهد قلب ما به آنچه از دست داده‌ایم وابسته بماند، بلکه می‌خواهد تمام وجودمان از آنِ او باشد. این غیرت است که هر آنچه «غیر» است را از صحنهٔ دل ما می‌رباید تا فقط خودش باقی بماند.

«دریغا» گفتن، به معنای بریده شدن از «نقد حال» است، یعنی گذشته‌پرستی. اما حق، «ابن‌الوقت» است و می‌خواهد که ما نیز «ابن‌الوقت» باشیم. او نمی‌خواهد در خاطرات گذشتهٔ شیرین یا تلخ غرق شویم. حتی به یاد بیاورید خشم مولانا را از شیخ بدرالدین که در جمع یاران، سخن از شمس آورد و با «حیف» و «دریغ» یاد او کرد. مولانا فرمود: «حیف در میان ما چه کار دارد؟» این یک قاعدهٔ کلی است: وقتی «غیرت حق» در کار است، دیگر جایی برای تعلقات «غیر» نیست، چرا که تمام توجه و هستی باید معطوف به آن یگانهٔ غیرقابل بیان باشد.

نکات کلیدی

  • «غیرت حق» بیانگر یگانگی مطلق خداوند و بی‌همتایی اوست.
  • مفهوم غیرت الهی به معنای برتر بودن خدا از هر قیاس و وصفی است.
  • نام حق چنان عزیز است که نباید جز در موضع خود به کار رود؛ این از غیرت الهی می‌آید.
  • حقیقت الهی فراتر از هر کلام و بیان بشری است و با «دمدمه» قابل توصیف نیست.
  • «غیرت حق» مانع از تعلق دل به گذشته و حسرت خوردن بر آن می‌شود؛ دل باید وقف حال باشد.

Sources: d1-s01 · 00:70:00 d1-s11 · 00:65:10 d1-s11 · 00:66:30 d1-s11 · 00:67:45 d1-s11 · 00:69:00

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。