閱讀 卷 1 解釋說殺死金匠並給他下毒是出於神的旨意,而非出於私慾或邪惡的考量 詩聯 235

M1:235 — گر نبودی کارش الهامِ اِله / او سگی بودی دراننده نه شاه

گر نبودی کارش الهامِ اِلهاو سگی بودی دراننده نه شاه
✦ 以your language呈現此詩聯

M1:235

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر کارش از الهام الهی نبود، او سگی درنده به شمار می‌آمد نه پادشاهی حکیم. معنا: این بیت توضیح می‌دهد که اعمال عارفان که گاه در ظاهر ناخوشایند می‌نماید، اگر از الهام الهی سرچشمه نگیرد، ستمکارانه است؛ اما با هدایت حق، عین حکمت و رحمت است.

شرح

این بیت، از مثنوی، قصهٔ حکیمانهٔ خضر و موسی را به یاد ما می‌آورد. همان‌طور که در قرآن کریم آمده، اعمال خضر در ظاهر ویرانگر یا بی‌رحمانه می‌نمود، از شکافتن کشتی گرفته تا کشتن آن نوجوان. اما مولوی، با بهره‌گیری از مفهوم «زبد» (کف) که در قرآن در وصف باطل و ناخالصی آمده، به ما می‌آموزد که ظاهر اعمال، به ویژه اعمال عارفان و اولیاء الهی، می‌تواند فریبا باشد.

من همیشه بر این نکته تأکید کرده‌ام که «بهره آن است امتحان نیک و بد / تا بجوشد بر سر آرد زر زبد». این جهان کورهٔ امتحانی است که حقیقت را از ناخالصی جدا می‌کند. مولوی در اینجا می‌گوید، اگر عمل خضر – که در نگاه موسی تخریب و جنایت بود – از «الهامِ اِله» نبود، او در حقیقت همانند «سگی درنده» می‌بود، نه یک «شاه» حکیم و بصیر. «شاه» در اینجا کنایه از کسی است که با حکمت الهی می‌نگرد و عمل می‌کند، حتی اگر عملش در ظاهر زشت و نازیبا به نظر آید. «کار خوبی کرد، اما کار خوبی که ظاهرش بد بود، اما باطنش نیک بود و اخلاقی بود.»

همین‌طور که خضر کشتی را «تعمیر کرد، نه اینکه خراب کنه» تا از چنگ پادشاه ستمگر رها شود، بسیاری از اعمال اولیا را باید از منظر حکمت الهی نگریست. نکتهٔ محوری این است که قضاوت سطحی، حتی برای یک نبی چون موسی، می‌تواند مانع دیدن حقیقت شود. مولوی به ما هشدار می‌دهد: «وهم موسی با همه نور و هنر / شد از آن محجوب، تو بی پر مپر». اگر موسی با همهٔ فهم و هنرش از درک این راز محروم ماند و اعتراض کرد، ما، که «مرغ پرنارسته»‌ای بیش نیستیم، باید نهایت احتیاط را در قضاوت به خرج دهیم. اعتراض بیجا، ما را «طعمه هر گربه دران» خواهد کرد.

سخن مولوی این است: اگر چیزی را نفهمیدید، نگویید باطل است؛ بگویید شاید به عقل من نمی‌رسد، شاید حکمتی پنهان در آن نهفته است. این بیت دعوت به فروتنی معرفتی و نگاهی عمیق‌تر به اعمالی است که از سرچشمهٔ الهام و وحی جاری می‌شوند؛ نگاهی که از ظاهر خشن و ناخوشایند بگذرد و به باطن نیکو و رحیمانهٔ آن‌ها راه یابد.

نکات کلیدی

  • ظاهر اعمال عارفان ممکن است گمراه‌کننده باشد؛ باید به باطن الهام‌شدهٔ آن نگریست.
  • عملی که بدون الهام، شر و درندگی است، با هدایت حق عین حکمت و پادشاهی است.
  • داستان خضر و موسی نمونهٔ بارزی از قضاوت سطحی در مقابل بصیرت الهی است.
  • مولانا خواننده را به فروتنی معرفتی و پرهیز از قضاوت عجولانه فرامی‌خواند.
  • فهم حقیقی نیازمند پرواز با بال‌های بلوغ معنوی است، نه بی‌پر پریدن.
  • این بیت تأکید می‌کند که حق و باطل، همچون زر و زبد، در «امتحان نیک و بد» از هم جدا می‌شوند.

Sources: d1-s21 · 00:57:38 d1-s21 · 00:56:10 d1-s21 · 00:59:10

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。