閱讀 卷 1 雜貨商與鸚鵡的故事,以及鸚鵡在店裡打翻了油 詩聯 278

M1:278 — هر دو صورت گر به هم ماند رواست / آب تلخ و آب شیرین را صفاست

هر دو صورت گر به هم ماند رواستآب تلخ و آب شیرین را صفاست
✦ 以your language呈現此詩聯

M1:278

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: رواست که دو پدیده از نظر ظاهری به یکدیگر شبیه باشند؛ چرا که آب تلخ و آب شیرین هر دو شفاف و زلال‌اند.

معنا: ممکن است دو چیز در ظاهر کاملاً شبیه هم باشند، اما در باطن و حقیقت تفاوت ماهوی داشته باشند، درست مانند آبی که از نظر ظاهری زلال و شفاف است، حال آنکه یکی گواراست و دیگری تلخ.

شرح

این بیت در مثنوی، نه فقط یک نکتهٔ شاعرانه، که یک کلید معرفتی برای گشودن گره‌های فهم عالم است. من معتقدم که مولانا در اینجا یک هشدار اساسی به ما می‌دهد: مبادا که از ظاهربینی و سطحی‌نگری آسیب ببینیم. «هر دو صورت گر به هم ماند رواست» یعنی جهان پر است از شباهت‌های گمراه‌کننده؛ آب تلخ و آب شیرین هر دو زلال‌اند، هر دو شفاف‌اند، هر دو می‌توانند آدمی را به ظنِ تشنگی به سوی خود بکشند، اما عاقبت یکی جان‌بخش است و دیگری تباه‌کننده.

این نکته را مولانا بلافاصله پس از داستان طوطی و بقال می‌آورد، داستانی که با تمام وجود بر "باطن‌بینی" و نگاه به عمق وقایع تأکید می‌کند. درس آن داستان این بود که ما نباید بر ظواهرِ اعمال داوری کنیم؛ چه بسا قتلی به ظاهر قتل نباشد و معنایی دیگر داشته باشد. این بیت نیز تداوم همان درس است: آدمیانی هستند که به ظاهرِ آب‌اند، یعنی به ظاهرِ انسان‌اند، اما در باطن یکی آب شیرین است و دیگری آب تلخ. و اینجاست که مولانا بی‌درنگ نتیجه می‌گیرد: «چون بسی ابلیس آدم‌روی هست / پس به هر دستی نشاید داد دست.» ابلیس‌ها نیز در پوشش آدم می‌آیند، با ظاهری فریبنده.

این حکمت نه تنها در مورد انسان‌ها، که در همهٔ پدیده‌ها ساری و جاری است. مولانا همین بیت را دستمایهٔ گریزهای لطیف اما عمیق خود به تمایز میان سحر و معجزه قرار می‌دهد. از نظر ظاهر، هر دو پدیدهٔ خارق‌العاده‌اند؛ هر دو می‌توانند حیرت و ترس بیافرینند. پیامبران را نیز به ساحری متهم می‌کردند، زیرا ظاهربینان قادر به تمییز ریشهٔ قدسی معجزه از ریشهٔ شیطانی سحر نبودند. اما باطناً، یکی از حق و برای هدایت است و دیگری از نیرنگ و برای اغفال. حد تاثیر معجزه نیز از نگاه مولانا سقف کوتاهی دارد؛ آنچه پایدار است و در دل‌ها می‌نشیند، کلام نیرومند و الهی است، نه نمایش‌های موقت.

عمیق‌تر از این، مولانا این معیار را حتی به مقایسهٔ گفتار و اعمال عارف و گمراه نیز می‌کشاند. مگر نه آنکه فرعون نیز گفت «انا الحق»؟ و منصور حلاج نیز همین سخن را بر زبان آورد. از نظر صورت و لفظ، هر دو یکی بودند: «هر دو صورت گر به هم ماند رواست.» اما «آن انا منصور گفتن رحمت است / آن انا فرعون گفتن لعنت است.» یکی از سرِ تفرعن و دشمنی با خدا بود و دیگری از سرِ ذوب و انحلال در ذات حق. یکی لعنت به بار آورد و دیگری رحمت. باز هم، ظاهر یکی بود، اما باطن، صددرصد، تفاوت داشت.

همین‌طور در باب ایمان و نفاق: منافق و مؤمن هر دو در یک مسجد نماز می‌گزارند، هر دو رکوع و سجود می‌کنند. صورتِ عمل یکی است، اما نیت و انگیزه کاملاً متفاوت. مؤمن از امر و برای اطاعت نماز می‌خواند، اما منافق از سرِ ستیزه و دشمنی. یکی به برد می‌رسد و دیگری به مات. اینجاست که من می‌گویم، "در عالم انسانی داوری کردن و فهمیدن بسیار مشکل است." همان‌طور که "درخت جنبَد از زخم تبر" و "درخت دیگر از باد سحر"؛ هر دو حرکت می‌کنند، اما یکی به سوی مرگ و دیگری به سوی حیات. وظیفهٔ ماست که در "تفهم" امور انسانی، از این ظواهر فریبنده نگذریم و به کنه و عمق ماجرا نظر کنیم.

نکات کلیدی

  • ظاهر امور می‌تواند فریبنده باشد؛ برای تشخیص حقیقت باید به باطن آن‌ها نفوذ کرد.
  • در جهان، ابلیس‌ها در لباس آدمیان ظاهر می‌شوند، لذا باید در گزینش معاشران و داوری دربارهٔ افراد محتاط بود.
  • حتی اعمال یا گفتارهای مشابه می‌توانند ریشه‌هایی متضاد داشته باشند؛ نیت و گوهر درونی است که عمل را معنا می‌بخشد.
  • معجزه و سحر، یا ایمان و نفاق، هر دو از نظر صورت ممکن است به هم شبیه باشند اما از نظر سیرت فرسنگ‌ها تفاوت دارند.
  • برای فهم درست جهان و آدمیان، باید از "ظاهربینی" گریخت و به "باطن‌بینی" روی آورد؛ این کلیدی است برای "تفهم" انسانی.

Sources: d1-s23 · 00:02:14 d1-s23 · 00:03:40 d1-s23 · 00:05:57 d1-s23 · 01:14:57 d1-s23 · 02:51:29 d1-s23 · 03:32:00 d1-s08 · 00:25:14 d1-s22 · 53:30:40

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。