M1:407 — تا که روزش واکشد زان مرغزار / وز چراگاه آردش در زیرِ بار
M1:407
含義 · به زبانِ تو — 您的語言 · AI
این بیت میگوید که بیداریِ روز، روح را از آزادیِ موقتِ عالمِ خواب بیرون میکشد و دوباره آن را به زیر بارِ سنگینِ وظایف و تعلقات دنیای مادی بازمیگرداند.
مولانا در ابیات پیشین، خواب را به مرتعی سرسبز تشبیه کرده است که «اسبِ جان» برای استراحت و رهایی موقت به آن پناه میبرد. در این حالت، روح از بار سنگین جسم و خودآگاهی دنیوی آزاد است، همانطور که اسبی را از زیر زین و افسار رها میکنند تا در چمنزاری بچرد.
این بیت (۴۰۷) لحظهی بیدار شدن را توصیف میکند. «روز» در اینجا فقط طلوع خورشید نیست، بلکه نماد بازگشت به دنیای کار، مسئولیت و خودآگاهی است. این روز، همچون یک صاحب اسب، روح را از آن «مرغزار» و «چراگاه» رؤیایی بیرون میکشد و دوباره آن را «زیرِ بار» میآورد. این «بار» همان وظایف روزمره، رنجها، اندیشهها و تعلقاتی است که در بیداری بر دوش ما سنگینی میکند.
بنابراین، این بیت تقابل میان آزادی روحانی در خواب و اسارت در بیداری را به تصویر میکشد. مولانا با حسرتی لطیف به این بازگشتِ اجباری اشاره میکند و در ابیات بعدی آرزو میکند که ای کاش این رهایی، مانند خواب اصحاب کهف، طولانیتر میبود تا روح از «طوفانِ بیداری و هوش» در امان بماند.
- واکشد
- بازکشد، بیرون بکشد، جدا کند
- زان
- مخفف «از آن»
- مرغزار
- چمنزار، علفزار سرسبز
- آردش
- آن را بیاورد
- زیرِ بار
- تحت فشار مسئولیت و وظیفه، به کار واداشتن
討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證
除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。
讀者們的提問0
尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。