閱讀 卷 1 門徒質疑大臣的獨處 詩聯 614

M1:614 — ور بگیری کیت جُست و جو کند / نقش با نقّاش چون نیرو کند

ور بگیری کیت جُست و جو کندنقش با نقّاش چون نیرو کند
✦ 以your language呈現此詩聯

M1:614

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: و اگر تو (هستی ما را) باز پس گیری، چه کسی تو را طلب کند؟ چگونه یک نقش و تصویر می‌تواند با نقّاش خود برابری و مقابله کند؟ معنا: این بیت وابستگی مطلق مخلوق به خالق را بیان می‌کند؛ هستی و حرکت ما تماماً از اوست و ما بدون او نه توان طلب داریم و نه قدرت ایستادگی.

شرح

این بیت، از آن دسته ابیاتی است که مولانا در مقام شرح توحید افعالی و تبیین فنای ذاتی موجودات سروده است. در پی تبیین تمثیل «نی» و معنای «نه» بودن و تهی بودن وجودی ما در برابر «وجود مطلق» الهی، مولانا می‌پرسد: «ور بگیری کیت جُست و جو کند؟» این پرسش به صراحت بیان می‌دارد که حتی توانایی «جستجو» و «طلب» نیز از ما نیست، بلکه موهبتی است از جانب حق. اگر خداوند این توانایی را از ما بگیرد، دیگر چگونه می‌توانیم او را بجوییم؟ این عین توحید افعالی است؛ یعنی تمامی افعال و حرکات ما، از جمله اراده و طلب، در نهایت به فعل الهی بازمی‌گردد. ما نه تنها در هستی، که در توانایی عمل نیز وابسته و محتاج او هستیم.

بخش دوم بیت با تمثیلی رسا و بی‌بدیل، همین حقیقت را عمق می‌بخشد: «نقش با نقّاش چون نیرو کند؟» تصویری که بر بوم نقش بسته، چگونه می‌تواند در برابر نقّاش خود قد علم کند یا نیرویی از خود نشان دهد؟ نقش، نه اراده‌ای دارد و نه وجودی مستقل از نقّاش خود. این تمثیل به خوبی جایگاه موجود ممکن‌الوجود را در برابر واجب‌الوجود نشان می‌دهد. ما در ذات خود عدم‌هایی هستیم که به لطف او لباس هستی پوشیده‌ایم؛ مانند شیری که بر پرچم است و حمله و جنبش او از باد پدید می‌آید، نه از ذات خود (چنان که مولانا در جای دیگری می‌گوید: «ما همه شیران ولی شیر علم / حمله‌مان از باد باشد دم به دم»). ما کوهی هستیم که صدا در ما از اوست و نایی هستیم که نوا در ما از اوست. این تهی بودن وجودی، نه به معنای پوچی، که به معنای نهایت فقر و نیاز به سرچشمه هستی است.

مولانا ادامه می‌دهد که «نقش باشد پیش نقاش و قلم / عاجز و بسته چو کودک در شکم». این تصویر «کودک در شکم» نهایت عجز و وابستگی را فریاد می‌زند. کودک نه تنها هیچ اراده‌ای از خود ندارد، بلکه حتی از هستی مستقل نیز بی‌بهره است و حیاتش تماماً بسته به وجود مادر است. موجودات نیز در برابر خدا چنین‌اند. این نگاه مولانا، هرچند ممکن است در وهله اول بوی جبر دهد، اما مولانا خود با ظرافتی عارفانه آن را تصحیح می‌کند و می‌گوید «این نه جبر، این معنی جباری است / ذکر جباری برای زاری است». یعنی بیان این جباریت و بی‌کرانگی قدرت الهی، نه برای نفی مسئولیت انسان، بلکه برای تقویت حس عجز و زاری و طلب در اوست. این اعترافی است به فقر ذاتی و عینیت ما با نی، که نوا در آن از دَم نای‌نواز است، نه از خود نی.

نکات کلیدی

  • فنای ذاتی موجودات در برابر هستی مطلق حق، جوهرهٔ این بیت است.
  • تمثیل «نقش و نقاش» نهایت وابستگی و فقدان قدرت مستقل مخلوق را به شکلی زنده می‌نمایاند.
  • توحید افعالی: حتی طلب و جستجوی ما از جانب خداست؛ ما بدون لطف او توان هیچ کاری را نداریم.
  • وجود ما «توخالی» و ممکن‌الوجود است، و محتاج افاضهٔ هستی و توان از سوی واجب‌الوجود.
  • ناتوانی مخلوق در برابر خالق، چون عجز کودک در شکم مادر، نشانگر وابستگی کامل است.

Sources: d1-s04 · 01:25:25 d1-s04 · 01:26:38 d1-s04 · 01:29:28

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。