M1:640 — چون تو جبرِ او نمیبینی مگو / ور همی بینی نشانِ دید کو
M1:640
含義 · به زبانِ تو — 您的語言 · AI
اگر حقیقتاً جبر الهی را درک نکردهای، بیهوده ادعای آن را نکن؛ و اگر ادعا میکنی که آن را درک کردهای، پس باید آثار این درک در رفتار و حالت تو آشکار باشد.
این بیت، نقدی تند و هوشمندانه بر کسانی است که از مفهوم «جبر» برای توجیه تنبلیها و گناهان خود سوءاستفاده میکنند. مولانا استدلال میکند که باور به جبر، یک ادعای زبانی یا یک مفهوم فلسفی نیست، بلکه یک «دیدن» و یک تجربهی درونی عمیق است.
در مصراع اول میگوید: اگر تو این جبر را واقعاً «نمیبینی» و آن را با تمام وجود حس نمیکنی، پس حق نداری دربارهاش حرف بزنی و آن را بهانهی کارهایت کنی. این صرفاً یک فرار از مسئولیت است.
در مصراع دوم، بحث را یک قدم جلوتر میبرد: بسیار خوب، فرض کنیم ادعا میکنی که این جبر را «میبینی». در این صورت، این دیدن باید نشانهای داشته باشد. همانطور که در ابیات قبل توضیح داده شد، نشانهی درک جبر الهی، احساس عجز، فروتنی، و حالتی شبیه به یک زندانی در زنجیر است («زاریت کو؟»). کسی که خود را اسیر قدرت مطلق خداوند میبیند، شاد و سرخوش و مغرور نیست، بلکه تسلیم و متواضع است. پس اگر این نشانهها در تو نیست، ادعای تو دروغین است. در واقع، تو هرجا که کاری مطابق میلت باشد، احساس اختیار کامل میکنی و هرجا که با وظیفهای دشوار روبرو شوی، بهانه میآوری که «این کار خداست».
- جبرِ او
- ارادهی مطلق و قضا و قدر الهی که همه چیز را در بر میگیرد.
- مگو
- حرفش را نزن، ادعایش را نکن.
- ور
- مخفف «و اگر».
- همی بینی
- میبینی (فعل استمراری در فارسی کلاسیک).
- دید
- دیدن، بینش، بصیرت.
- کو
- کجاست؟
討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證
除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。
讀者們的提問0
尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。