閱讀 卷 2 口渴的人從牆頭將泥塊扔進水渠 詩聯 1211

M2:1211 — تا که این دیوار، عالی‌گردنست / مانع این سر فرود آوردنست

تا که این دیوار، عالی‌گردنستمانع این سر فرود آوردنست
✦ 以your language呈現此詩聯

M2:1211

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی

شرح

جلسهٔ 07 — [26:11:00] مثال پادشاه در خواب و گنج زیر دکان

ما در واقع خوابیم. مثل همون پادشاهی که خواب است و گمان می‌کند که بنده است. فقط کافی‌ست بیدار بشه تا بفهمد که پادشاه است. خب؟ یا مثل کسی که مولانا اشاره می‌کنه، مثل کسی که زیر خانه‌ش گنجه. نمی‌دونه. در فقر زندگی می‌کنه. آرزو می‌کنه ای کاش من صاحب مالی بودم، سرمایه‌دار بودم، به گنجی دست پیدا می‌کردم. می‌گه که فقط زیر این دکان تو پنهان دو کان. پاره‌دوزی می‌کنی اندر دکان. پینه‌دوزی می‌کنی به اصطلاح ما، در حال فقر و عجز به سر می‌بری در حالی که دو کان، دو گنج زیر این دکان تو نهفته است. کافی‌ست که این دکان رو ویران کنی. وقتی که ویران کردی، به گنج دست پیدا می‌کنه. و همون سخن حافظ است که: «اساس هستی من زان خراب‌آباد است.»


جلسهٔ 07 — [26:11:00] مثال پادشاه در خواب و گنج زیر دکان

و این تشنه خشت‌ها رو می‌کَند و در آب می‌افکند. آب به صدا دراومد. گفت برای چی این کار عبث رو می‌کنی؟ چرا خشت‌ها رو می‌کنی و در من، در جوی آب می‌افکنی؟ تشنه در جواب آب گفت دو تا فایده در این کار من هست. یکی اینکه وقتی خشت رو در آب می‌اندازم، صدای آب برمی‌خیزه و صدای آب هم در رفع تشنگی من مؤثره. من همون‌قدر که عاشق آبم، عاشق صدای آبم هستم. مثل کسی که عاشق یک معشوقی‌ست، عاشق همه چیزشه دیگه. هم صداش، هم رفتش، هم آمدنش، هم قهرش، هم آشتیش، همه چی. دوم هم اینکه گفت که خب بالاخره وقتی این می‌کَنم این خشت‌ها رو، دیوار کوتاه می‌شه دیگه. من خرده‌خرده به تو می‌رسم، به آب می‌رسم. و مولانا اینجا اشاره‌ش به همینه. می‌گه تا که این دیوار، یعنی دیوار وجود ما، همین صورت‌ها به تعبیر دیگه.

تا این دیوار وجود تو و خودی تو و خودخواهی تو بلنده، تو هیچ وقت به آب نمی‌رسی. باید خشت‌خشت، تکه‌تکه از این بکنی و این دیوار رو کوتاه و کوتاه بکنی، بعد می‌بینی که این آبی که معشوق تو و محبوب تو بود، در کنار تو قرار خواهد گرفت و تشنگی تو رو رفع خواهد کرد.

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。