M2:2358 — کور عاجز شد ز بانگ و بیم سگ / اندر آمد کور در تعظیم سگ
M2:2358
含義 · به زبانِ تو — 您的語言 · AI
مرد نابینا که از صدای بلند و تهدید سگ به ستوه آمده و ترسیده بود، برای نجات خود، شروع به ستایش و بزرگداشت سگ کرد.
این بیت لحظهی کلیدی در داستان مرد گدای نابینا و سگ است. مرد کور در کوچهای تنگ، با حملهی خشونتبار سگی روبرو میشود. او که نه راه فراری دارد و نه توانی برای مقابله، از شدت ترس و درماندگی به آخرین راه ممکن پناه میبرد: تملق و ستایش.
مولانا نشان میدهد که چگونه «ضرورت» و ترس میتواند انسان را وادار به رفتاری کاملاً غیرعادی کند. مرد کور به جای فریاد زدن یا دفاع، شروع به «تعظیم» سگ میکند. این تعظیم، نه از روی احترام واقعی، بلکه یک استراتژی برای بقاست. او با بزرگ نشان دادن دشمن، میخواهد خشم او را فرونشاند و خود را از خطر برهاند.
این داستان در معنای عمیقتر، به نحوهی مواجههی انسان با نیروهای جاهل، مهاجم و قدرتمند در زندگی اشاره دارد. گاهی در برابر جهل و خشونت عریان، منطق و استدلال کارساز نیست و فرد عاقل یا ضعیف، از روی ناچاری به مدارا و حتی ستایش متوسل میشود تا از مهلکه جان سالم به در ببرد. این عمل، اگرچه ظاهراً حقیرانه است، اما از روی حکمتی است که شرایط آن را ایجاب کرده است.
- عاجز شد
- درمانده شد، ناتوان گشت
- بانگ
- فریاد، صدای بلند (در اینجا پارس سگ)
- بیم
- ترس، وحشت
- اندر آمد
- شروع کرد، آغاز کرد
- تعظیم
- بزرگداشت، احترام گذاشتن، ستایش کردن
討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證
除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。
讀者們的提問0
尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。