M2:29 — هین به جاروبِ زبان گردی مکن / چشم را از خس رهآوردی مکن
M2:29
含義 · به زبانِ تو — 您的語言 · AI
Be careful with your words around a spiritual friend, as careless speech can damage the relationship, clouding the clarity it provides.
This couplet is a direct warning about how to treat a spiritual companion (yār), who Rumi has just described as being like one's own eye. The central image is powerful and precise: the tongue is a broom (jārūb-e zabān). A broom can be used to clean, but if used carelessly, it just kicks up dust, making it impossible to see.
Here, Rumi warns against using speech in a way that “raises dust”—through argument, criticism, idle chatter, or hurtful words. This verbal dust settles in the “eye” of the relationship, obscuring the spiritual insight and clarity that the friend provides. The second line reinforces this: making a “gift” (rah-āvardī) of grit to one's own eye is a self-destructive act. Just as you would protect your physical eyes from dirt, you must protect the precious clarity of your spiritual friendship from the pollution of harmful speech.
- هین
- An interjection used for warning or drawing attention; 'Beware!', 'Listen!', 'Look here!'
- جاروبِ زبان
- Literally 'the broom of the tongue.' A metaphor for speech, emphasizing its capacity to either clean or stir up dust (trouble, confusion, discord).
- خس
- Specks of dust, grit, bits of straw, or any small debris that can get in one's eye.
- رهآوردی
- A souvenir, a gift brought back from a journey. Here used ironically to mean an unwelcome 'offering' or result.
با سخنان بیهوده، گزنده و نسنجیده، گرد و غبار کدورت را در رابطهات با دوست معنویات بلند نکن و چشم بصیرت او را که راهنمای توست، با این حرفها آلوده مساز.
مولانا در این بخش از مثنوی، بر اهمیت حیاتی «یار خدایی» یا دوست و راهنمای معنوی تأکید میکند. او در بیت قبل، این یار را به «چشم» سالک تشبیه کرده است؛ همانطور که چشم ابزار دیدن جهان بیرون است، دوست حقیقی نیز چشم بصیرت و آینهی درون ماست.
این بیت ادامه و بسط همان استعاره است. مولانا هشدار میدهد که مبادا با «جاروب زبان»، یعنی گفتار نسنجیده، غیبت، جدل یا هر سخن آزاردهندهی دیگری، گرد و غبار به پا کنیم. چنین کلماتی مانند خاشاکی هستند که به چشم میروند و آن را کور و آزرده میکنند. وقتی دوست که چشم ماست، با حرفهای ما آزرده و غبارآلود شود، دیگر نمیتواند راه را به ما نشان دهد و در واقع این خود ما هستیم که از دیدن حقیقت محروم میشویم.
پیام اصلی این است که حفظ حرمت و پاکیزگی رابطهی معنوی با یک دوست، وظیفهای اساسی است. «رهآورد» یا سوغاتی که ما با زبان خود برای این رابطه میآوریم، نباید «خس» و خاشاک کدورت باشد، بلکه باید چیزی باشد که به شفافیت و روشنایی این آینه بیفزاید.
- هین
- آگاه باش، هشدار، هان
- جاروبِ زبان
- استعاره از زبان و گفتار که میتواند مانند جارو، گرد و غبار (کدورت و اختلاف) ایجاد کند.
- گردی کردن
- گرد و غبار به پا کردن، ایجاد آشفتگی و تیرگی
- خس
- خار و خاشاک، آشغال، هر چیز کوچک و بیارزش که در چشم رود.
- رهآورد
- سوغات، هدیهای که از سفر میآورند.
- رهآوردی مکن
- به ارمغان نیاور، هدیه نده
討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證
除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。
讀者們的提問0
尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。