M2:42 — آفتابا ترک این گلشن کنی / تا که تحتالارض را روشن کنی
M2:42
含義 · به زبانِ تو — 您的語言 · AI
ای آفتاب حقیقت، تو گاهی از این جهانِ آشکار غایب میشوی تا به عوالم پنهان و زیرین نیز نورافشانی کنی.
مولانا در اینجا آفتاب را مخاطب قرار میدهد و به یک پدیدۀ طبیعی اشاره میکند: غروب خورشید. از دید ما که بر روی زمین هستیم، خورشید هنگام غروب، «گلشن» یا باغِ جهان ما را ترک میکند. اما این غیبت و پنهان شدن، یک پایان نیست، بلکه آغازی برای یک وظیفۀ دیگر است: روشن کردن «تحتالارض» یا جهان زیرین. در ظاهر، این به چرخۀ شب و روز اشاره دارد که وقتی در یک سوی زمین شب است، در سوی دیگر روز است.
اما در ادامۀ ابیات، مولانا بلافاصله این تصویر را به معنایی عرفانی پیوند میزند. او از «آفتاب معرفت» سخن میگوید که غروب و افول ندارد و مشرق و محل طلوعش، جان و عقل انسان است. بنابراین، بیت مورد نظر تمهیدی است برای بیان یک نکتۀ عمیقتر: اولیای الهی و انسانهای کامل که همچون آفتاب معرفت هستند، گاهی از انظار و از عالم حسّی «غایب» میشوند، اما این غیبت به معنای نابودی نیست. آنها به عوالم درونی و پنهان توجه میکنند تا آنجا را نیز با نور معرفت روشن سازند. این پنهان شدن، مانند خواب اصحاب کهف که در ابیات قبل ذکر شد، خود نوعی بیداری و فعالیت در ساحت دیگری از وجود است.
- تحتالارض
- زیرِ زمین، دنیای مردگان، عالم پنهان
- گلشن
- گلستان، باغ. در اینجا استعاره از روی زمین و عالمِ پیدا.
討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證
除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。
讀者們的提問0
尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。