M2:741 — آن غریبی خانه میجست از شتاب / دوستی بردش سوی خانهٔ خراب
M2:741
含義 · به زبانِ تو — 您的語言 · AI
این بیت آغاز یک مَثَل است و داستان غریبی را تعریف میکند که با شتاب به دنبال سرپناهی میگردد، اما دوستی او را به سوی خانهای ویران راهنمایی میکند.
این بیت، صحنهی آغازین یک حکایت تمثیلی را به تصویر میکشد. «غریب» در اینجا نماد هر انسان سالک و سرگشتهای است که در این دنیا با «شتاب» به دنبال آرامش، خوشبختی و حقیقت (خانه) میگردد. «دوست» در این داستان، نمایندهی راهنماهای ظاهری و نامعتبر یا امیال و افکار باطل خود انسان است که او را به سوی چیزی میکشاند که فقط در ظاهر شبیه به هدف است اما در باطن، ویرانهای بیش نیست.
مولانا با این داستان میخواهد تفاوت میان خوشبختی واقعی و خوشبختی مشروط و خیالی را نشان دهد. آن «خانهٔ خراب» نماد وعدههای پوچ، لذتهای ناپایدار و ایدههایی است که با «اگر» و «شاید» ساخته شدهاند. دوستی که این خانه را پیشنهاد میدهد، در واقع دشمنی است در لباس دوست که سالک را به جای حقیقت، به دام توهم میاندازد. بیت بعدی این نکته را روشنتر میکند که آن دوست میگوید: «اگر سقفی داشت، جای خوبی برای تو بود.» و غریب پاسخ میدهد که در «اگر» نمیتوان زندگی کرد. این داستان هشداری است به جویندگان راه که فریب ظواهر و وعدههای مشروط را نخورند و به دنبال حقیقتِ حاضر و واقعی باشند، نه یک امکان ویران و خیالی.
- غریبی
- فردی دور از وطن، مسافر، ناآشنا
- از شتاب
- با عجله، به سرعت
- سوی
- به طرفِ، به سمتِ
討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證
除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。
讀者們的提問0
尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。