M2:754 — چون بود آن بانگ غول آخر بگو / مال خواهم جاه خواهم و آب رو
M2:754
含義 · به زبانِ تو — 您的語言 · AI
مولانا ماهیت آن صدای فریبندهای را که انسان را از راه به در میکند، آشکار میسازد: این صدا، همان وسوسهی درونی ما برای طلب ثروت، مقام و اعتبار اجتماعی است.
در این بخش، مولانا دنیا و جاذبههای آن را به «غول» بیابانگردی تشبیه میکند که با صدایی آشنا مسافران را از مسیر اصلی منحرف کرده و به هلاکت میکشاند. ابیات پیشین توضیح میدهند که این غول، مسافر را به نام صدا میزند و او را به سوی خود میخواند، اما وقتی مسافر به آنجا میرسد، جز گرگ و شیر و تباهی عمر چیزی نمییابد.
این بیت، نقطهی اوج این تمثیل است. مولانا به صراحت میگوید که محتوای آن «بانگ غول» یا ندای فریبنده چیست. این صدا، چیزی جز بازتاب امیال و خواستههای نفسانی خود انسان نیست: طلب «مال»، «جاه» (مقام و قدرت) و «آبرو» (اعتبار و حیثیت اجتماعی). در واقع، غولِ بیرونی وجود ندارد؛ این خواستههای درونی ما هستند که همچون غول عمل کرده و ما را به بیراهه میکشانند. این وسوسهها از درون خود ما برمیخیزند و ما را به سوی مقصدی خیالی و ویرانگر سوق میدهند. مولانا با این بیت، مبارزه با دشمن بیرونی را به یک مجاهدت درونی تبدیل میکند.
- غول
- موجودی خیالی و افسانهای که در بیابانها مسافران را با فریبی از راه به در میبرد و هلاک میکند؛ استعاره از نفس اماره و تعلقات دنیوی.
- جاه
- مقام، منصب، شکوه و مرتبهی اجتماعی.
- آب رو
- آبرو، اعتبار، حیثیت، شرف.
討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證
除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。
讀者們的提問0
尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。