閱讀› 卷 3› 騷擾象幼崽者故事之續› 詩聯 135
M3:135 — در عذاب منکرست آن جان او / گزدُم غم در دل غمدان او
M3:135
含義 · به زبانِ تو — 您的語言 · AI
روح آن شخصِ ظاهرسالار، حتی در این دنیا نیز در عذابی همچون عذاب قبر به سر میبرد و عقربِ اندوه، پیوسته قلبش را که به جایگاه غم بدل شده، میگزد.
مولانا در اینجا به توصیف حال درونی فردی میپردازد که تمام همتش صرف آراستن ظاهر و کسب ثروت دنیوی شده است. در بیت پیشین، او را «اطلسپوش» توصیف کرد که جامهی ابریشمین بر تن دارد اما روحش در غفلت است. این بیت، آن روی سکه را نشان میدهد: باطن چنین شخصی چگونه است.
«در عذاب منکرست آن جان او»: «منکر» (و نکیر) فرشتگان پرسشگر در قبر هستند و عذابشان کنایه از وحشت، اضطراب و حسابرسی پس از مرگ است. مولانا میگوید این فرد برای چشیدن این عذاب، نیازی به مردن ندارد؛ جان او همین حالا، در همین دنیا، در چنان عذاب و آشفتگیای گرفتار است. زندگی او که خالی از معنا و معنویت است، خود به قبری تنگ و تاریک بدل شده است.
«گزدم غم در دل غمدان او»: نیمهی دوم بیت این تصویر را کامل میکند. قلب او دیگر مرکز عشق و آرامش نیست، بلکه به «غمدان» تبدیل شده است؛ ظرفی که تنها اندوه در آن جای میگیرد. در این ظرف غم، «کژدمِ غم» لانه کرده و پیوسته او را نیش میزند. این استعارهی قدرتمند نشان میدهد که اندوه او یک احساس گذرا نیست، بلکه دردی است دائمی و درونی که از خودِ وجودش برمیخیزد و او را از درون میخورد. این عذاب باطنی، بهای غفلت از حقیقت و پرداختن به ظواهر بیارزش است.
- منکر
- نام فرشتهای که در باور اسلامی، پس از مرگ در قبر از مردگان سؤال میکند؛ در اینجا کنایه از عذاب و وحشت قبر است.
- گزدم
- کژدم، عقرب.
- غمدان
- جایگاه غم، ظرف اندوه. واژهای که مولانا برای اشاره به قلبِ سرشار از اندوه ساخته است.
討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證
除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。
讀者們的提問0
尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。