閱讀› 卷 3› 主人看見他的僕人面色潔白,卻認不出是他,說:「你殺了我的僕人,我要你的命,真主把你交到我手裡了。」› 詩聯 3201
M3:3201 — کی توان با شیعه گفتن از عمر / کی توان بربط زدن در پیش کر
M3:3201
含義 · به زبانِ تو — 您的語言 · AI
سخن گفتن با کسی که آمادگی شنیدن و پذیرش ندارد، کاری بیهوده و بینتیجه است، درست مانند نواختن موسیقی برای کسی که قادر به شنیدن نیست.
مولانا در این بیت، با دو مثال بسیار روشن و ملموس، بیهودگی بحث و تعلیم با مخاطب ناباب و ناآماده را نشان میدهد. او این سخن را در ادامهی بحثی عمیقتر در باب تفاوت میان «ظاهربینان» و «باطنبینان» میآورد. گروهی تنها پوست و گِل (طین) را میبینند و گروهی دیگر، نور و حقیقت درونی را. مولانا میگوید شرح این معنا برای کسانی که گوش دلشان بسته است، مانند «خر بر یخ ماندن» است؛ یعنی کاری است که به جایی نمیرسد و حتی خطرناک است.
مثال اول، «با شیعه گفتن از عمر»، به یک واقعیت تاریخی و اجتماعی حساس اشاره دارد. در فضای فکری آن زمان، ستایش از خلیفهی دوم، عمر بن خطاب، در نزد یک فرد شیعه که او را غاصب خلافت میداند، نه تنها بیاثر بلکه تحریکآمیز و نابجاست. این سخن نه از سر تأیید یک دیدگاه یا رد دیدگاه دیگر، بلکه صرفاً برای نشان دادن عدم تناسب کامل میان گوینده و شنونده است. پیام این است که هر سخنی، مخاطب مناسب خود را میطلبد.
مثال دوم، «بربط زدن در پیش کر»، این مفهوم را به حوزهای حسی و غیرقابلانکار میبرد. نواختن زیباترین موسیقیها برای کسی که شنوایی ندارد، عبثترین کار ممکن است. آن فرد نه تنها از موسیقی لذت نمیبرد، بلکه اصولاً متوجه وقوع آن نیز نمیشود. به همین ترتیب، سخنان معنوی و حقایق باطنی برای کسی که «گوش» یا گیرندهی درونیاش بسته است، جز اصواتی بیمعنا نیست. نکتهی کلیدی مولانا این است که پیش از گفتن، باید از وجود «گوش شنوا» مطمئن شد.
- بربط
- نوعی ساز زهی قدیمی شبیه به عود یا تار
- کر
- ناشنوا، کسی که قدرت شنوایی ندارد
- کی توان
- چگونه میتوان؟ چطور ممکن است؟ (برای بیان امری محال یا بسیار دشوار)
討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證
除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。
讀者們的提問0
尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。