閱讀› 卷 3› 戀人回應責備者和威脅者› 詩聯 3900
M3:3900 — از جمادی مردم و نامی شدم / وز نما مردم به حیوان برزدم
M3:3900
شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音
شرح
جلسهٔ 32 — [58:52:20] سلسله مراتب عوالم و تنگی آنها
از عالم خیال که میاد پایین، میرسید تازه به عالم حس و رنگ، عالم محسوسات. میگه اینا دیگه خیلی تنگتره. از عالم خیال هم تنگتره. پس سه عالم بر حسب فسحت و وسعت و فراخیشون داریم: عالم حس و رنگ، عالم خیال و عالم عدم به تعبیر مولانا. و در همون ابیات مشهور مولانا هم شما این رو میبینید که:
اینجاها هنوز عالم چیه؟ عالم حس و رنگه.
به زبانِ تو — 您的語言 · AI
من با مردن از مرتبهٔ جمادات، به مرتبهٔ گیاهان رسیدم و با مردن از مرتبهٔ گیاهی، به مرتبهٔ حیوانی پا گذاشتم. هر مرگی برای من یک مرحله صعود و تکامل بوده است.
این بیت، آغاز یکی از مشهورترین فرازهای مثنوی در باب تکامل روح و سفر آن در مراتب هستی است. مولانا در اینجا از زبان عاشقی سخن میگوید که مرگ در راه معشوق را نه فنا، بلکه دروازهای به سوی حیاتی برتر میبیند. این تکامل، یک سیر صعودی است که از پایینترین مرتبهٔ وجود، یعنی جمادات (عالم بیجان)، آغاز میشود.
«مردن» در اینجا به معنای پشت سر گذاشتن یک مرحله و ورود به مرحلهای بالاتر و کاملتر است. روح با «مردن» از حالت جمادی، به حیات نباتی و قابلیت رشد و نمو دست مییابد. سپس با مردن از عالم نباتی، به مرتبهٔ حیوانی میرسد که دارای حس و حرکت است. این ابیات، مقدمهای است برای بیان این نکته که مرگ از عالم انسانی نیز نه تنها ترسناک نیست، بلکه گامی ضروری برای رسیدن به حیات فرشتگی و فراتر از آن است. این مراحل، همگی در «عالم حس و رنگ»، یعنی جهان مادی و محسوس، رخ میدهند.
- جمادی
- موجودات بیجان، عالم جمادات، مرتبهٔ معدنی
- نامی
- روینده، در حال رشد، گیاه
- نما
- نمو، رشد، عالم نباتات
- برزدم
- سر برآوردم، ظاهر شدم
討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證
除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。
讀者們的提問0
尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。