閱讀 卷 4 阿克薩清真寺角落長出的角豆樹的故事,以及蘇萊曼(願主平安之)聽聞它開口說話並道出其特性與名字後,因此感到悲傷 詩聯 1413

M4:1413 — یا به علم نقل کم بودی ملی / علم وحی دل ربودی از ولی

یا به علم نقل کم بودی ملیعلم وحی دل ربودی از ولی
✦ 以your language呈現此詩聯

M4:1413

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی

شرح

جلسهٔ 25 — [00:55:07] منت خدا بر اولیا و علم وحی دل

یا کاشکی اصلاً کمتر عالم بود. یعنی در واقع مولوی می‌گه همه جا عالم بودن به درد نمی‌خوره. گاهی راهزن است. برای اینکه شخص می‌گه بلدم خودم. من احتیاج ندارم پیش یه راهنما برم. احتیاج ندارم پیش ولی خدا برم. اون می‌گه که خیلی از عالمان دین اهل وحی و الهام نیستن. برای اینکه می‌گن که ما که همه چی بلدیم، دیگه چی به ما وحی بشه؟ چی به ما الهام بشه؟ نه فقط پیغمبرا، چون خیلی از دانسته‌هایی که آدمیان می‌دانند، یعنی اهل عرفان می‌دونن، همین مولوی، اینا که پیش معلما نخونده بودن اینا رو. اینا همون الهاماته، اینا همون وحیه. ببینید ما پریشب راجع به مولا علی سخن می‌گفتیم، خب این نهج‌البلاغه این پر حکمته. اینا از کجا یاد گرفته؟ معلم نداشته امیرالمؤمنین. اینا همه الهامه دیگه. اینا همه‌ش الهامه. بزرگان این چنینن. یعنی سرچشمهٔ معرفتشون اینطوری‌ست. همون مثالی که غزالی هم می‌زنه، مولوی هم داره. می‌گه یه حوضی رو تصور کنید که همینطور چند تا راه به او بازه و از بیرون در او آب می‌ریزه. می‌گه این عالمان ظاهرن. یعنی سرچشمه‌های معرفتشون کتاب‌ها و معلماس و دل اون‌ها و مغزشون مثل یه حوضی، حوضچه‌ای‌ست که از اینجا و اونجا آب وارد او می‌شه. اگر این دریچه‌ها رو ببندن و آب وارد نشه، می‌خشکه و حوض بی‌آب می‌شه. می‌گه اما بعضی حوض‌ها هستن که از اون ته و اون زیر یه چشمه‌ایه. اون چشمه دائماً این حوضو پر می‌کنه. این راه‌های بیرون هم ببندن، هیچ اشکالی نداره، پیش نمیاد. مثالی که مولانا می‌زنه این است که می‌گه قلعه‌ای رو در نظر بگیرید که آب از بیرون وارد قلعه می‌شه. وقت جنگ اگه دشمن محاصره کرد این قلعه رو، از تشنگی می‌میرن اهل قلعه. اما اگه چند تا چاه آب تو خود قلعه داشته باشن، چند تا چشمهٔ آب داشته باشن، اون موقع چی می‌شه؟ این قلعه پایدار می‌مونه.

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。