M4:2626 — ناخنی که اصل کارست و شکار / کور کمپیری ببرد کوروار
M4:2626
含義 · به زبانِ تو — 您的語言 · AI
پیرزن نادان، از روی جهالت و کورکورانه، چنگالهای باز را که مهمترین وسیله برای شکار و زندگیاش بود، قطع کرد.
این بیت اوج جهالت و محبت کورکورانهٔ پیرزن را نشان میدهد. مولانا با تکرار کلمۀ «کور» و «کوروار» تأکید میکند که عمل پیرزن فقط از نابینایی چشم سرچشمه نمیگیرد، بلکه از کوری دل و جهل عمیق او نسبت به طبیعت باز است. چنگال برای باز یک عضو زینتی یا اضافی نیست، بلکه «اصل کار و شکار» یعنی جوهر وجود و وسیلۀ بقای اوست. پیرزن با بریدن آن، در واقع هویت و توانایی باز را از بین میبرد.
این داستان در مثنوی نمادی از آن نوع محبت و تربیتی است که از روی نادانی، اصل و جوهر یک فرد را نابود میکند. این «دوستی خالهخرسه» است که در آن فرد نیکخواه، بدون درک حقیقت طرف مقابل، به او بزرگترین صدمه را میزند. این پیرزن نمایندۀ کسانی است که میخواهند دیگران را مطابق معیارهای محدود و جاهلانۀ خود تغییر دهند و در این روند، بال و پر پرواز و استعدادهای ذاتی شان را از بین میبرند.
- کوروار
- کورکورانه، از روی نادانی و بدون بصیرت
- کمپیر
- پیرزن، زن سالخورده
- اصل کارست
- اساس کار اوست، جوهر وظیفه و طبیعتش است
討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證
除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。
讀者們的提問0
尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。