M5:19 — راز را گر مینیاری در میان / درکها را تازه کن از قشر آن
M5:19
شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音
شرح
جلسهٔ 20 — [01:23:22] پرسش و پاسخ: تفاوت عارف و پیامبر در رازداری
مولوی در ابتدای دفتر پنجم وقتی که خطاب به حسامالدین میکنه و به او میگه که تو رازدانی، بعد میگه:
میگه اگه نمیخوای هم رازها رو بگی، بیا قشرشون رو، پوستهشون رو بگو که باز فهمها تازه بشود. و لذا خود مولوی در مثنوی میگوید که من یه حرفایی رو میزنم تا یه حرفایی رو نزنم.
به زبانِ تو — 您的語言 · AI
اگر نمیتوانی یا نمیخواهی اصلِ رازهای معنوی را فاش کنی، حداقل به بیان لایهی ظاهری و پوستهی آن بپرداز تا ذهنها و فهمها از آن بهرهمند و تازه شوند.
مولانا در آغاز دفتر پنجم، پس از ستایش حسامالدین چلبی، او را «رازدان» میخواند. این بیت در ادامهی آن ستایشها میآید و در واقع درخواستی از اوست. مولانا میگوید حتی اگر نمیخواهی اصل و مغز آن اسرار الهی را که در سینه داری آشکار کنی، لااقل بیا و از «قشر» و پوستهی آن برای ما بگو.
این «قشر» همان سخنان و تمثیلهایی است که در قالب شعر بیان میشود. این گفتهها اگرچه نسبت به حقیقت اصلی و آن «راز» بزرگ، همچون پوسته نسبت به مغز هستند، اما همین پوسته نیز برای تازگی بخشیدن به فهمها و جانهای شنوندگان کافی است. چنانکه خود مولانا در جای دیگری از مثنوی میگوید که گاهی سخنانی را میگوید تا سخنان دیگری را (که اسرار حقیقیاند) پنهان نگه دارد. بنابراین، بیانِ قشر، راهی است برای انتقال بخشی از حقیقت بدون آنکه راز اصلی به طور کامل فاش شود.
- مینیاری
- نمیآوری، بیان نمیکنی، آشکار نمیسازی
- در میان
- به میان آوردن، مطرح کردن، آشکار کردن
- درکها
- جمعِ درک؛ فهمها، ادراکات، دریافتها
- قشر
- پوسته، لایهی بیرونی (در مقابل مغز و هسته)
討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證
除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。
讀者們的提問0
尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。