閱讀›卷 5
卷 5 · 4233 詩節 · 178 章節
دفتر پنجم
Book V
❋ ❋ ❋
- 001 بخش ۱ - سر آغاز序言 30 詩節
- 002 بخش ۲ - تفسیر خذ اربعة من الطیر فصرهن الیک詮釋「取四隻鳥,使它們歸順於你」 32 詩節
- 003 بخش ۳ - در سبب ورود این حدیث مصطفی صلوات الله علیه که الکافر یأکل فی سبعة امعاء و المؤمن یأکل فی معا واحد關於穆斯塔法(願主福安之)聖訓「不信者食於七腸,信士食於一腸」的緣由 33 詩節
- 004 بخش ۴ - در حجره گشادن مصطفی علیهالسلام بر مهمان و خود را پنهان کردن تا او خیال گشاینده را نبیند و خجل شود و گستاخ بیرون رود穆斯塔法(願主福安之)為客人開門,卻隱藏自己,以免客人見到開門者而羞愧,得以自在離去 21 詩節
- 005 بخش ۵ - سبب رجوع کردن آن مهمان به خانهٔ مصطفی علیهالسلام در آن ساعت که مصطفی نهالین ملوث او را به دست خود میشست و خجل شدن او و جامه چاک کردن و نوحهٔ او بر خود و بر سعادت خود客人返回穆斯塔法(願主福安之)家中的原因,當時穆斯塔法正親手清洗被玷污的枕頭,客人感到羞愧,撕裂衣服,為自己和自己的幸福而哀悼。 50 詩節
- 006 بخش ۶ - نواختن مصطفی علیهالسلام آن عرب مهمان را و تسکین دادن او را از اضطراب و گریه و نوحه کی بر خود میکرد در خجالت و ندامت و آتش نومیدی穆斯塔法(願主福安之)慰藉那阿拉伯客人,平息他因羞愧、悔恨和絕望之火而產生的不安、哭泣和哀悼 15 詩節
- 007 بخش ۷ - بیان آنک نماز و روزه و همه چیزهای برونی گواهیهاست بر نور اندرونی闡釋禮拜、齋戒及一切外在行為皆是內在光明的證明 17 詩節
- 008 بخش ۸ - پاک کردن آب همه پلیدیها را و باز پاک کردن خدای تعالی آب را از پلیدی لاجرم قدوس آمد حق تعالی水淨化一切污穢,而真主(至大者至尊者)復又潔淨水,故真主是至潔的 17 詩節
- 009 بخش ۹ - استعانت آب از حق جل جلاله بعد از تیره شدن水在混濁之後向真主(願其尊嚴與榮耀)求助 19 詩節
- 010 بخش ۱۰ - گواهی فعل و قول بیرونی بر ضمیر و نور اندرونی外在的行為與言語為內在的意念與光明作證 6 詩節
- 011 بخش ۱۱ - در بیان آنک نور خود از اندرون شخص منوّر بیآنک فعلی و قولی بیان کند گواهی دهد بر نور وی؛ در بیان آنک آن نور خود را از اندرون سرّ عارف ظاهر کند بر خلقان بیفعل عارف و بیقول عارف افزون از آنک به قول و فعل او ظاهر شود، چنانک آفتاب بلند شود بانگ خروس و اعلام مؤذن و علامات دیگر حاجت نیاید闡釋:光自內在之人體現,無須言語行為,便能為其光明作證。光自 عارف 內在之秘密顯現於眾人,超越 عارف 之言語行為所能展現,正如太陽升起,無須雞鳴、宣禮員宣禮及其他徵兆。 19 詩節
- 012 بخش ۱۲ - عرضه کردن مصطفی علیهالسلام شهادت را بر مهمان خویش穆斯塔法(願主福安之)向其客人展示信仰見證詞 27 詩節
- 013 بخش ۱۳ - بیان آنک نور که غذای جانست غذای جسم اولیا میشود تا او هم یار میشود روح را کی اسلم شیطانی علی یدی闡釋那滋養靈魂的光芒,也成為聖徒肉體的滋養,使其亦成為靈魂的助手,正如「我的惡魔已歸順於我手」 14 詩節
- 014 بخش ۱۴ - انکار اهل تن غذای روح را و لرزیدن ایشان بر غذای خسیس肉體之人否認靈魂之食糧,並為低賤之食糧而顫抖 3 詩節
- 015 بخش ۱۵ - مناجات懇求 12 詩節
- 016 بخش ۱۶ - تمثیل لوح محفوظ و ادراک عقل هر کسی از آن لوح آنک امر و قسمت و مقدور هر روزهٔ ویست هم چون ادراک جبرئیل علیهالسلام هر روزی از لوح اعظم عقل مثال جبرئیلست و نظر او به تفکر به سوی غیبی که معهود اوست در تفکر و اندیشهٔ کیفیت معاش و بیرون شو کارهای هر روزینه مانند نظر جبرئیلست در لوح و فهم کردن او از لوح《受保護的天牌》與每個人從中領悟其每日之命運、分配與注定,如同吉卜利勒(願主福安之)每日從《至高天牌》中領悟。理智如同吉卜利勒,其思維之視角投向其所習慣的隱秘領域,思索生計與每日事務之出路,如同吉卜利勒審視天牌並從中領悟。 12 詩節
- 017 بخش ۱۷ - تمثیل روشهای مختلف و همتهای گوناگون به اختلاف تحری متحریان در وقت نماز قبله را در وقت تاریکی و تحری غواصان در قعر بحر以黑暗中禮拜者尋找朝向以及潛水員在海底探索的不同方式和多樣抱負為例 17 詩節
- 018 بخش ۱۸ - تفسیر یا حسرة علی العباد詮釋「啊,眾僕的惋惜!」 8 詩節
- 019 بخش ۱۹ - سبب آنک فرجی را نام فرجی نهادند از اول為何「法拉吉」(解脫)這個名字從一開始就被稱為「法拉吉」 41 詩節
- 020 بخش ۲۰ - صفت طاوس و طبع او و سبب کشتن ابراهیم علیهالسلام او را孔雀的特徵和本性,以及易卜拉欣(願主福安之)殺死牠的原因 25 詩節
- 021 بخش ۲۱ - در بیان آنک لطف حق را همه کس داند و قهر حق را همه کس داند و همه از قهر حق گریزانند و به لطف حق در آویزان اما حق تعالی قهرها را در لطف پنهان کرد و لطفها را در قهر پنهان کرد نعل بازگونه و تلبیس و مکر الله بود تا اهل تمیز و ینظر به نور الله از حالیبینان و ظاهربینان جدا شوند کی لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً闡釋真主之仁慈人皆知曉,真主之嚴懲人皆知曉,人皆逃避真主之嚴懲,並依附真主之仁慈。然真主將嚴懲隱於仁慈之中,亦將仁慈隱於嚴懲之中,此乃反向之馬蹄鐵,乃真主之偽裝與計謀,以使具洞察力且以真主之光審視者,與僅見表象之人分離,正如「以考驗你們,看誰的行為更優良」。 39 詩節
- 022 بخش ۲۲ - تفاوت عقول در اصل فطرت خلاف معتزله کی ایشان گویند در اصل عقول جزوی برابرند این افزونی و تفاوت از تعلم است و ریاضت و تجربه天生智力的差異,與穆爾太齊賴派的主張相悖,他們認為,天生智力是平等的,而這些增加和差異源於學習、訓練和經驗。 18 詩節
- 023 بخش ۲۳ - حکایت آن اعرابی کی سگ او از گرسنگی میمرد و انبان او پر نان و بر سگ نوحه میکرد و شعر میگفت و میگریست و سر و رو میزد و دریغش میآمد لقمهای از انبان به سگ دادن那阿拉伯人的故事:他的狗因飢餓而瀕死,而他的皮袋裡裝滿了麵包。他為狗哀悼,吟詩,哭泣,捶胸頓足,卻不捨得從皮袋裡給狗一片麵包。 21 詩節
- 024 بخش ۲۴ - در بیان آنک هیچ چشم بدی آدمی را چنان مهلک نیست کی چشم پسند خویشتن مگر کی چشم او مبدل شده باشد به نور حق که بی یسمع و بی یبصر و خویشتن او بیخویشتن شده闡釋:沒有任何邪惡的目光對人而言,比自滿的目光更具毀滅性,除非他的目光已被真主之光取代,以致他憑藉真主而聽,憑藉真主而看,而他自身已非自身。 8 詩節
- 025 بخش ۲۵ - تفسیر وَ إِنْ یَکادُ الَّذینَ کَفَروا لَیُزْلِقونَکَ بِأَبْصارِهِمْ الایه詮釋此節經文:「不信道的人們,他們幾乎用他們的眼光使你跌倒。」 30 詩節
- 026 بخش ۲۶ - قصهٔ آن حکیم کی دید طاوسی را کی پر زیبای خود را میکند به منقار و میانداخت و تن خود را کل و زشت میکرد از تعجب پرسید کی دریغت نمیآید گفت میآید اما پیش من جان از پر عزیزتر است و این پر عدوی جان منست那智者的故事:他看見一隻孔雀用嘴拔下自己美麗的羽毛,丟棄,使自己變得光禿醜陋。他驚訝地問:「你不感到可惜嗎?」孔雀回答:「可惜,但我看來生命比羽毛更珍貴,這羽毛是我的生命之敵。」 21 詩節
- 027 بخش ۲۷ - در بیان آنک صفا و سادگی نفس مطمنه از فکرتها مشوش شود چنانک بر روی آینه چیزی نویسی یا نقش کنی اگر چه پاک کنی داغی بماند و نقصانی闡釋:安寧之魂的純潔與簡樸會被思緒所擾亂,正如你在鏡子上寫字或繪圖,即使擦去,也會留下痕跡和瑕疵。 17 詩節
- 028 بخش ۲۸ - در بیان قول رسول علیهالسلام لا رهبانیة فیالاسلام闡釋使者(願主福安之)所言「伊斯蘭教中沒有修道主義」 12 詩節
- 029 بخش ۲۹ - در بیان آنک ثواب عمل عاشق از حق هم حق است闡釋:愛慕者從真主那裡獲得的行為報酬,即是真主本身。 18 詩節
- 030 بخش ۳۰ - در تفسیر قول رسول علیهالسلام ما مات من مات الا و تمنی ان یموت قبل ما مات ان کان برا لیکون الی وصول البر اعجل و ان کان فاجرا لیقل فجوره闡釋使者(願主福安之)所言:「凡逝去者,無不希望死於其逝去之前。若為善者,則願早日得享善果;若為惡者,則願減少其惡行。」 16 詩節
- 031 بخش ۳۱ - در بیان آنک عقل و روح در آب و گل محبوساند همچون هاروت و ماروت در چاه بابل闡釋理智與靈魂被囚禁於水與泥土中,如同哈魯特和馬魯特被囚禁於巴比倫井中 21 詩節
- 032 بخش ۳۲ - جواب گفتن طاوس آن سایل را孔雀回答提問者 7 詩節
- 033 بخش ۳۳ - بیان آنک هنرها و زیرکیها و مال دنیا همچون پرهای طاوس عدو جانست闡釋技藝、智慧和世俗財富如同孔雀的羽毛,乃生命之敵 24 詩節
- 034 بخش ۳۴ - در صفت آن بیخودان کی از شر خود و هنر خود آمن شدهاند کی فانیاند در بقای حق همچون ستارگان کی فانیاند روز در آفتاب و فانی را خوف آفت و خطر نباشد描述那些自我消亡者,他們已擺脫了自身的惡與自身的技藝,他們在真主的永恆中消亡,如同星星在白天消逝於太陽中,而消逝者無懼災禍與危險 47 詩節
- 035 بخش ۳۵ - در بیان آنک ما سوی الله هر چیزی آکل و ماکولست همچون آن مرغی کی قصد صید ملخ میکرد و به صید ملخ مشغول میبود و غافل بود از باز گرسنه کی از پس قفای او قصد صید او داشت اکنون ای آدمی صیاد آکل از صیاد و آکل خود آمن مباش اگر چه نمیبینیش به نظر چشم به نظر دلیل و عبرتش میبین تا چشم نیز باز شدن闡釋:除真主外,萬物皆食者與被食者,如同那隻意圖捕捉蝗蟲的鳥兒,牠專注於捕食蝗蟲,卻忽視了身後那隻飢餓的老鷹,牠正意圖捕捉牠。現在,人類啊,不要以為自己是獵食者和捕食者,就對獵食者和捕食者感到安全,即使你看不見牠,也要以推理和教訓的眼光看待牠,直到你的眼睛也睜開。 46 詩節
- 036 بخش ۳۶ - صفت کشتن خلیل علیهالسلام زاغ را کی آن اشارت به قمع کدام صفت بود از صفات مذمومهٔ مهلکه در مرید易卜拉欣(願主福安之)殺烏鴉之描述,此舉預示著對門徒內心哪些惡劣而毀滅性特質的壓制? 15 詩節
- 037 بخش ۳۷ - مناجات懇求 43 詩節
- 038 بخش ۳۸ - قال النبی علیهالسلام ارحموا ثلاثا عزیز قوم ذل و غنی قوم افتقر و عالما یلعب به الجهال先知(願主福安之)說:「憐憫三種人:尊貴的族群卻卑賤了,富有的族群卻貧窮了,以及學者卻被愚人戲弄。」 10 詩節
- 039 بخش ۳۹ - قصهٔ محبوس شدن آن آهوبچه در آخر خران و طعنهٔ آن خران ببر آن غریب گاه به جنگ و گاه به تسخر و مبتلی گشتن او به کاه خشک کی غذای او نیست و این صفت بندهٔ خاص خداست میان اهل دنیا و اهل هوا و شهوت کی الاسلام بدا غریبا و سیعود غریبا فطوبی للغرباء صدق رسول الله那小鹿被囚禁於驢群之中,驢子們或以爭吵,或以嘲弄,譏諷這異鄉客,牠被迫以不屬於其食物的乾草為食。此乃真主之特選僕人身處塵世之人與慾望之人中的寫照:「伊斯蘭教始於陌生,亦將歸於陌生,故福哉陌生人。」使者之言誠哉斯言。 12 詩節
- 040 بخش ۴۰ - حکایت محمد خوارزمشاه کی شهر سبزوار کی همه رافضی باشند به جنگ بگرفت اما جان خواستند گفت آنگه امان دهم کی ازین شهر پیش من به هدیه ابوبکر نامی بیارید關於穆罕默德·花剌子模沙的故事:他攻下了全為拉菲達派的撒卜澤瓦爾城,但他們乞求生命。他說:「那樣我才會饒恕你們:你們從這座城市給我獻上一名叫艾布·伯克爾的人。」 63 詩節
- 041 بخش ۴۱ - بقیهٔ قصهٔ آهو و آخر خران鹿與驢群故事之餘續 24 詩節
- 042 بخش ۴۲ - تفسیر انی اری سبع بقرات سمان یاکلهن سبع عجاف آن گاوان لاغر را خدا به صفت شیران گرسنه آفریده بود تا آن هفت گاو فربه را به اشتها میخوردند اگر چه آن خیالات صور گاوان در آینهٔ خواب نمودند تو معنی بگیر詮釋:「我夢見七頭肥牛,被七頭瘦牛吃掉。」真主創造那些瘦牛,賦予其飢餓雄獅般的特徵,使它們極其渴望地吞食那七頭肥牛。儘管那些牛的形象僅在夢境之鏡中顯現,你當領悟其深意。 8 詩節
- 043 بخش ۴۳ - بیان آنک کشتن خلیل علیهالسلام خروس را اشارت به قمع و قهر کدام صفت بود از صفات مذمومات مهلکان در باطن مرید闡釋易卜拉欣(願主福安之)殺雞,此舉預示著對門徒內心哪些可鄙且致命特質的壓制與征服 22 詩節
- 044 بخش ۴۴ - تفسیر خلقنا الانسان فی احسن تقویم ثم رددناه اسفل سافلین و تفسیر و من نعمره ننکسه فی الخلق詮釋「我確已把人造成具有最美的形狀,然後我使他變成最卑劣的」、「凡我所使他的壽命延長的,我必使他在體格上倒退。」 12 詩節
- 045 بخش ۴۵ - تفسیر أَسْفَلَ سافِلینَ إِلَّا الَّذینَ آمَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنونٍ詮釋「最卑劣者,除了信道而行善的人們外,他們將獲得不斷絕的報酬」 52 詩節
- 046 بخش ۴۶ - مثال عالم هست نیستنما و عالم نیست هستنما似有實無之世界與似無實有之世界之喻 25 詩節
- 047 بخش ۴۷ - در تفسیر قول مصطفی علیهالسلام لا بد من قرین یدفن معک و هو حی و تدفن معه و انت میت ان کان کریما اکرمک و ان کان لیما اسلمک و ذلک القرین عملک فاصلحه ما استطعت صدق رسولالله闡釋聖者穆斯塔法(願主賜福他和他的一切後裔)的訓言:「你必有同伴與你同葬,他是活的,而你卻是死的。如果他高尚,他會尊重你;如果他卑劣,他會出賣你。那個同伴就是你的行為。盡你所能地修善吧。」真主使者的話是真實的。 22 詩節
- 048 بخش ۴۸ - تفسیر وَ هُوَ مَعَکُمْ闡釋「他與你們同在」 11 詩節
- 049 بخش ۴۹ - در تفسیر قول مصطفی علیهالسلام من جعل الهموم هما واحدا کفاه الله سائر همومه و من تفرقت به الهموم لا یبالی الله فی ای واد اهلکه闡釋聖者穆斯塔法(願主賜福他和他的一切後裔)的訓言:「誰將所有憂慮集中為一個憂慮,真主將為他解決其餘所有憂慮。誰的憂慮紛亂,真主便不顧他在哪個山谷中滅亡。」 21 詩節
- 050 بخش ۵۰ - در معنی این بیت «گر راه روی راه برت بگشایند ور نیست شوی بهستیت بگرایند»闡釋此詩句的意義:「若你行道,道便為你敞開;若你消逝,你便會回歸本有。」 14 詩節
- 051 بخش ۵۱ - قصهٔ آن شخص کی دعوی پیغامبری میکرد گفتندش چه خوردهای کی گیج شدهای و یاوه میگویی گفت اگر چیزی یافتمی کی خوردمی نه گیج شدمی و نه یاوه گفتمی کی هر سخن نیک کی با غیر اهلش گویند یاوه گفته باشند اگر چه در آن یاوه گفتن مامورند關於某人自稱先知的故事。人們對他說:「你吃了什麼,讓你如此昏頭,胡言亂語?」他回答說:「如果我能找到吃的,我就不會昏頭,也不會胡言亂語。因為任何美好的言語,若對不配之人說出,便成了胡言亂語,儘管在那些胡言亂語中他們受命而為。」 30 詩節
- 052 بخش ۵۲ - سبب عداوت عام و بیگانه زیستن ایشان به اولیاء خدا کی بحقشان میخوانند و با آب حیات ابدی大眾與外人為何敵視真主之友,儘管真主之友召喚他們歸向真理和永恆的生命之水。 22 詩節
- 053 بخش ۵۳ - در بیان آنک مرد بدکار چون متمکن شود در بدکاری و اثر دولت نیکوکاران ببیند شیطان شود و مانع خیر گردد از حسد همچون شیطان کی خرمن سوخته همه را خرمن سوخته خواهد أَرَأَیْتَ الَّذي یَنْهی عَبْداً إِذا صَلّی闡述惡人一旦作惡得逞,看見善人的福報,便會變成惡魔,出於嫉妒而阻撓善行,如同惡魔看到被燒燬的莊稼,也希望所有人的莊稼都被燒燬一樣。你看到那個禁止僕人禮拜的人了嗎? 26 詩節
- 054 بخش ۵۴ - مناجات祈禱 29 詩節
- 055 بخش ۵۵ - پرسیدن آن پادشاه از آن مدعی نبوت کی آنک رسول راستین باشد و ثابت شود با او چه باشد کی کسی را بخشد یا به صحبت و خدمت او چه بخشش یابند غیر نصیحت به زبان کی میگوید國王詢問那位自稱先知者:真正的、已被證實的使者會擁有什麼特質,能賜予他人什麼,或者與他相伴或侍奉他能得到什麼恩賜,除了口頭的勸告之外? 16 詩節
- 056 بخش ۵۶ - داستان آن عاشق کی با معشوق خود برمیشمرد خدمتها و وفاهای خود را و شبهای دراز تتجافی جنوبهم عن المضاجع را و بینوایی و جگر تشنگی روزهای دراز را و میگفت کی من جزین خدمت نمیدانم اگر خدمت دیگر هست مرا ارشاد کن کی هر چه فرمایی منقادم اگر در آتش رفتن است چون خلیل علیهالسلام و اگر در دهان نهنگ دریا فتادنست چون یونس علیهالسلام و اگر هفتاد بار کشته شدن است چون جرجیس علیهالسلام و اگر از گریه نابینا شدن است چون شعیب علیهالسلام و وفا و جانبازی انبیا را علیهمالسلام شمار نیست و جواب گفتن معشوق او را關於那位戀人向其心愛之人細數自己的侍奉與忠誠,以及無數個長夜臥榻難眠(تتجافی جنوبهم عن المضاجع),和無數個白日之饑渴與貧乏。他說:「我只知如此侍奉。若還有其他侍奉,請引導我,因為無論你吩咐什麼,我都會順從,哪怕是像易卜拉欣(願主賜福他)那樣走進火中,或者像優努斯(願主賜福他)那樣投入海中巨鯨之口,或者像哲爾吉斯(願主賜福他)那樣被殺七十次,或者像舒艾卜(願主賜福他)那樣因哭泣而失明。」眾先知(願主賜福他們)的忠誠與犧牲是數不盡的。以及其心愛之人對他的回答。 23 詩節
- 057 بخش ۵۷ - یکی پرسید از عالمی عارفی کی اگر در نماز کسی بگرید به آواز و آه کند و نوحه کند نمازش باطل شود جواب گفت کی نام آن آب دیده است تا آن گرینده چه دیده است اگر شوق خدا دیده است و میگرید یا پشیمانی گناهی نمازش تباه نشود بلک کمال گیرد کی لا صلوة الا بحضور القلب و اگر او رنجوری تن یا فراق فرزند دیده است نمازش تباه شود کی اصل نماز ترک تن است و ترک فرزند ابراهیموار کی فرزند را قربان میکرد از بهر تکمیل نماز و تن را به آتش نمرود میسپرد و امر آمد مصطفی را علیهالسلام بدین خصال کی فاتبع ملة ابراهیم لقد کانت لکم اسوة حسنة فیابراهیم一人向一位博學的修行者請教:「如果在禮拜中有人大聲哭泣、嘆息、哀號,他的禮拜會無效嗎?」他回答說:「那淚水之名在於哭泣者看見了什麼。如果他因對真主的渴望而哭泣,或者因悔罪而哭泣,他的禮拜不會失效,反而會趨於圓滿。因為禮拜若非心靈在場,便無效。如果他因身體不適或思念子女而哭泣,他的禮拜便會失效。因為禮拜的本質是捨棄身體,捨棄子女,像易卜拉欣那樣,為了完成禮拜而獻祭子女,為了真主而將身體投入南魯德的火中。聖者穆斯塔法(願主賜福他)奉命擁有這些特質:所以你當遵循易卜拉欣的宗教。易卜拉欣確是你們的好榜樣。 6 詩節
- 058 بخش ۵۸ - مریدی در آمد به خدمت شیخ و ازین شیخ پیر سن نمیخواهم بلک پیرعقل و معرفت و اگرچه عیسیست علیهالسلام در گهواره و یحیی است علیهالسلام در مکتب کودکان مریدی شیخ را گریان دید او نیز موافقت کرد و گریست چون فارغ شد و به در آمد مریدی دیگر کی از حال شیخ واقفتر بود از سر غیرت در عقب او تیز بیرون آمد گفتش ای برادر من ترا گفته باشم الله الله تا نیندیشی و نگویی کی شیخ میگریست و من نیز میگریستم کی سی سال ریاضت بیریا باید کرد و از عقبات و دریاهای پر نهنگ و کوههای بلند پر شیر و پلنگ میباید گذشت تا بدان گریهٔ شیخ رسی یا نرسی اگر رسی شکر زویت لی الارض گویی بسیار一位門徒前來拜見長老,我尋求的不是年老的長老,而是智慧與識見的長老,儘管那是襁褓中的耶穌(願主賜福他)或在學堂裡的葉哈雅(願主賜福他)。一位門徒看見長老哭泣,他也跟著哭泣。當他離開後,另一位更了解長老情況的門徒出於嫉妒,急匆匆地追了出去,對他說:「我的兄弟,我已告訴過你,敬畏真主!敬畏真主!不要以為長老哭泣,我也跟著哭泣。你必須無偽地苦修三十年,越過重重險阻和巨鯨出沒的海洋,翻越獅豹盤踞的高山,才能達到或接近長老哭泣的境界。如果你能達到,你會無數次地說『大地為我而縮』。」 62 詩節
- 059 بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب關於婢女與女主人的驢子行淫的故事。她訓練驢子像人一樣行淫,並在驢子的陰莖上套一個葫蘆,以防過度。女主人發現了這件事,但沒有注意到葫蘆。她找藉口將婢女打發到遠方,然後自己與驢子交合,卻因沒有葫蘆而羞辱致死。婢女傍晚回來,哀嘆道:「我的生命啊,我的光明啊!你看到陰莖,卻沒看到葫蘆;你看到生殖器,卻沒看到那個。每個不完美的都被詛咒。」意思是:每個不完美的見解和理解都被詛咒。如果不是,那些外在有缺陷的人是受憐憫的,而不是受詛咒的。閱讀「盲人無罪」,否定了罪過、詛咒、責備和憤怒。 97 詩節
- 060 بخش ۶۰ - تمثیل تلقین شیخ مریدان را و پیغامبر امت را کی ایشان طاقت تلقین حق ندارند و با حقالف ندارند چنانک طوطی با صورت آدمی الف ندارد کی ازو تلقین تواند گرفت حق تعالی شیخ را چون آیینهای پیش مرید همچو طوطی دارد و از پس آینه تلقین میکند لا تحرک به لسانک ان هو الا وحی یوحی اینست ابتدای مسلهٔ بیمنتهی چنانک منقار جنبانیدن طوطی اندرون آینه کی خیالش میخوانی بیاختیار و تصرف اوست عکس خواندن طوطی برونی کی متعلمست نه عکس آن معلم کی پس آینه است و لیکن خواندن طوطی برونی تصرف آن معلم است پس این مثال آمد نه مثل以鸚鵡為喻,解釋導師如何教導門徒和先知如何教導其追隨者,因為他們無法承受真理的教導,也無法與真理親近,就像鸚鵡無法與人的形體親近,也無法從人那裡接受教導一樣。真主將導師視為一面鏡子,放在像鸚鵡一樣的門徒面前,從鏡子後面進行教導。你不要用舌頭急於誦讀。這不過是啟示。這是無限問題的開端,就像鸚鵡在鏡子裡煽動鳥喙,你稱之為幻覺,這是它的無意識和不受控制的行為。它模仿的是外面的鸚鵡,那隻學徒,而不是鏡子後面的老師。然而,外面鸚鵡的誦讀是那個老師的作為。所以這是一個譬喻,而非真正的類比。 15 詩節
- 061 بخش ۶۱ - صاحبدلی دید سگ حامله در شکم آن سگبچگان بانگ میکردند در تعجب ماند کی حکمت بانگ سگ پاسبانیست بانگ در اندرون شکم مادر پاسبانی نیست و نیز بانگ جهت یاری خواستن و شیر خواستن باشد و غیره و آنجا هیچ این فایدهها نیست چون به خویش آمد با حضرت مناجات کرد و ما یعلم تاویله الا الله جواب آمد کی آن صورت حال قومیست از حجاب بیرون نیامده و چشم دل باز ناشده دعوی بصیرت کنند و مقالات گویند از آن نی ایشان را قوتی و یاریی رسد و نه مستمعان را هدایتی و رشدی一位心靈通達者看見一隻懷孕的狗,狗腹中的幼崽在吠叫。他感到非常驚訝,因為狗吠的目的是看門護院,而在母親腹中吠叫並無此用。此外,狗吠也可能是為了求助或求奶等,但在那裡這些好處都沒有。當他回過神來,他向真主祈禱,真主說:「只有真主知道其奧秘。」答案來了:「那是某一群人的寫照,他們尚未脫離蒙蔽,心眼尚未開闊,卻自稱有洞察力,說出一番話語。然而,那些話語既不能給他們帶來力量和幫助,也不能給聽者帶來引導和指引。」 28 詩節
- 062 بخش ۶۲ - قصهٔ اهل ضروان و حسد ایشان بر درویشان کی پدر ما از سلیمی اغلب دخل باغ را به مسکینان میداد چون انگور بودی عشر دادی و چون مویز و دوشاب شدی عشر دادی و چون حلوا و پالوده کردی عشر دادی و از قصیل عشر دادی و چون در خرمن میکوفتی از کفهٔ آمیخته عشر دادی و چون گندم از کاه جدا شدی عشر دادی و چون آرد کردی عشر دادی و چون خمیر کردی عشر دادی و چون نان کردی عشر دادی لاجرم حق تعالی در آن باغ و کشت برکتی نهاده بود کی همه اصحاب باغها محتاج او بدندی هم به میوه و هم به سیم و او محتاج هیچ کس نی ازیشان فرزندانشان خرج عشر میدیدند منکر و آن برکت را نمیدیدند همچون آن زن بدبخت که کدو را ندید و خر را دید關於德爾萬居民的故事以及他們對窮人的嫉妒。我們的父親在豐收時將大部分園中收入分給窮人。如果是葡萄,他會分十分之一;如果是葡萄乾和葡萄汁,他也會分十分之一;如果是甜點和果凍,他也會分十分之一。如果是青草,他會分十分之一;當在打穀場打穀時,他會從混合的麥穗中分十分之一;當麥子從穀殼中分離出來時,他會分十分之一;當磨成麵粉時,他會分十分之一;當揉成麵團時,他會分十分之一;當烤成麵包時,他會分十分之一。因此,真主在這個園中和田地裡降下了恩典,使得所有其他園主都需要他,無論是果實還是錢財,而他卻不需要他們中的任何一個人。他們的孩子看到十分之一的支出,卻不理解,也沒有看到其中的恩典,就像那個不幸的女人,她只看到驢子,卻沒有看到葫蘆。 64 詩節
- 063 بخش ۶۳ - بیان آنک عطای حق و قدرت موقوف قابلیت نیست همچون داد خلقان کی آن را قابلیت باید زیرا عطا قدیم است و قابلیت حادث عطا صفت حق است و قابلیت صفت مخلوق و قدیم موقوف حادث نباشد و اگر نه حدوث محال باشد闡明真主的恩賜和能力並不取決於受者的資格,不像世人的施予需要受者具備資格。因為恩賜是永恆的,而資格是偶發的。恩賜是真主的屬性,而資格是受造物的屬性。永恆者不會依賴偶發者,否則偶發性將是不可理解的。 19 詩節
- 064 بخش ۶۴ - در ابتدای خلقت جسم آدم علیهالسلام کی جبرئیل علیهالسلام را اشارت کرد کی برو از زمین مشتی خاک برگیر و به روایتی از هر نواحی مشت مشت بر گیر關於阿丹(願主賜福他)身體的最初創造:真主指示吉卜利勒(願主賜福他)去取一把泥土,據說從各地取一些泥土。 25 詩節
- 065 بخش ۶۵ - فرستادن میکائیل را علیهالسلام به قبض حفنهای خاک از زمین جهت ترکیب ترتیب جسم مبارک ابوالبشر خلیفة الحق مسجود الملک و معلمهم آدم علیهالسلام派遣米卡伊勒(願主賜福他)取一把泥土,用以構成人類之父、真主之代理者、天使之禮拜對象和他們的老師——阿丹(願主賜福他)的聖體。 27 詩節
- 066 بخش ۶۶ - قصهٔ قوم یونس علیهالسلام بیان و برهان آنست کی تضرع و زاری دافع بلای آسمانیست و حق تعالی فاعل مختارست پس تضرع و تعظیم پیش او مفید باشد و فلاسفه گویند فاعل به طبع است و بعلت نه مختار پس تضرع طبع را نگرداند優努斯(願主賜福他)族人的故事表明,懇求和祈禱能抵禦天災,真主是主動的選擇者,因此懇求和敬畏在他面前是有益的。而哲學家則說,真主是依本性而非選擇行事,所以懇求無法改變本性。 12 詩節
- 067 بخش ۶۷ - فرستادن اسرافیل را علیهالسلام به خاک کی حفنهای بر گیر از خاک بهر ترکیب جسم آدم علیهالسلام派遣伊斯拉菲勒(願主賜福他)去取泥土,為構成阿丹(願主賜福他)的身體。 29 詩節
- 068 بخش ۶۸ - فرستادن عزرائیل ملک العزم و الحزم را علیهالسلام ببر گرفتن حفنهای خاک تا شود جسم آدم چالاک عیلهالسلام و الصلوة派遣死亡天使阿茲拉伊勒(願主賜福他)去取一把泥土,以組成阿丹(願主賜福他)靈巧的身體。願主賜福他,並祝他平安。 34 詩節
- 069 بخش ۶۹ - بیان آنک مخلوقی کی ترا ازو ظلمی رسد به حقیقت او همچون آلتیست عارف آن بود کی بحق رجوع کند نه به آلت و اگر به آلت رجوع کند به ظاهر نه از جهل کند بلک برای مصلحتی چنانک ابایزید قدس الله سره گفت کی چندین سالست کی من با مخلوق سخن نگفتهام و از مخلوق سخن نشنیدهام ولیکن خلق چنین پندارند کی با ایشان سخن میگویم و ازیشان میشنوم زیرا ایشان مخاطب اکبر را نمیبینند کی ایشان چون صدااند او را نسبت به حال من التفات مستمع عاقل به صدا نباشد چنانک مثل است معروف قال الجدار للوتد لم تشقنی قال الوتد انظر الی من یدقنی闡釋當受造物對你施加不公時,實際上他只是一個工具。認識真理的人會歸向真主,而不是工具。如果他歸向工具,那只是表面上的,並非出於無知,而是為了某種利益。正如巴葉濟德(願真主聖化其秘密)所說:「這麼多年來,我從未與受造物說話,也從未聽過受造物說話。然而人們卻以為我在與他們說話,並聽他們說話。因為他們看不到更大的受話者,他們對他來說就像回聲。一個明智的聽眾不會注意回聲。」正如一句著名的諺語所說:「牆對木樁說:『你為何刺穿我?』木樁說:『看那個敲我的人。』」 27 詩節
- 070 بخش ۷۰ - جواب آمدن کی آنک نظر او بر اسباب و مرض و زخم تیغ نیاید بر کار تو عزرائیل هم نیاید کی تو هم سببی اگر چه مخفیتری از آن سببها و بود کی بر آن رنجور مخفی نباشد کی و هو اقرب الیه منکم و لکن لا تبصرون答覆來了:那些不著眼於原因、疾病和刀傷的人,死亡天使也不會來到你身上,因為你也是一個原因,儘管你比那些原因更隱蔽。或許對於那個病人來說,這並非隱蔽,因為「他比你更接近他,但你們看不見」。 33 詩節
- 071 بخش ۷۱ - در بیان وخامت چرب و شیرین دنیا و مانع شدن او از طعام الله چنانک فرمود الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین ای فی الجوع طعام الله و قوله ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی و قوله یرزقون فرحین闡釋世間油膩甘甜的嚴重性,以及它如何阻礙人們享受真主的食物,正如聖訓所言:「飢餓是真主的食物,聖賢們的身體因此而活。」意思是,在飢餓中有真主的食物。以及聖訓:「我在我的主那裡過夜,他餵我、飲我。」以及聖訓:「他們歡喜地領受供養。」 17 詩節
- 072 بخش ۷۲ - جواب آن مغفل کی گفته است کی خوش بودی این جهان اگر مرگ نبودی وخوش بودی ملک دنیا اگر زوالش نبودی و علی هذه الوتیرة من الفشارات對那個傻瓜的回覆,他曾說:「如果沒有死亡,這個世界該多好啊!如果沒有衰敗,世間的統治該多好啊!」以及諸如此類的愚蠢言論。 12 詩節
- 073 بخش ۷۳ - فیما یرجی من رحمة الله تعالی معطی النعم قبل استحقاقها و هو الذی ینزل الغیث من بعد ما قنطوا و رب بعد یورث قربا و رب معصیة میمونة و رب سعادة تاتی من حیث یرجی النقم لیعلم ان الله یبدل سیاتهم حسنات關於真主之仁慈的期盼,他在我們尚未配得之前就賜予恩惠。他是在人們絕望之後降下雨水的主。許多遠離會帶來親近,許多罪惡是吉祥的,許多幸福來自人們原以為會降下報應的地方,為了讓人們知道真主將他們的惡行轉化為善行。 85 詩節
- 074 بخش ۷۴ - قصهٔ ایاز و حجره داشتن او جهت چارق و پوستین و گمان آمدن خواجه تاشانش را کی او را در آن حجره دفینه است به سبب محکمی در و گرانی قفل關於阿亞茲和他的小房間,裡面放著他的舊鞋和皮大衣。他的同袍們猜測房間裡藏有寶藏,因為門很堅固,鎖也很沉重。 35 詩節
- 075 بخش ۷۵ - بیان آنک آنچ بیان کرده میشود صورت قصه است وانگه آن صورتیست کی در خورد این صورت گیرانست و درخورد آینهٔ تصویر ایشان و از قدوسیتی کی حقیقت این قصه راست نطق را ازین تنزیل شرم میآید و از خجالت سر و ریش و قلم گم میکند و العاقل یکفیه الاشاره解釋此處所述為故事的表面情節,而此情節僅適合此等形體主義者及其心靈的映照。至於此故事的真實神聖性,筆墨難以言喻,羞愧得筆頭、胡鬚和筆桿都隱匿無蹤。智者足矣點撥。 26 詩節
- 076 بخش ۷۶ - حکمت نظر کردن در چارق و پوستین کی فلینظر الانسان مم خلق看著舊鞋和皮衣的智慧,正如《古蘭經》所言:「人當思其所造何物。」 9 詩節
- 077 بخش ۷۷ - خلق الجان من مارج من نار و قوله تعالی فی حق ابلیس انه کان من الجن ففسق真主說:「真主用無煙的火焰創造精靈。」又說:「易卜劣斯確是精靈,故他違抗了真主的命令。」 47 詩節
- 078 بخش ۷۸ - در معنی این کی ارنا الاشیاء کما هی و معنی این کی لو کشف الغطاء ما از ددت یقینا و قوله در هر که تو از دیدهٔ بد مینگری از چنبرهٔ وجود خود مینگری پایهٔ کژ کژ افکند سایه關於「讓我們看見事物本來面目」的意義,以及「即使揭開面紗,我的確信也不會增加」的意義。以及他所說的:你以惡眼看人,其實是從你自己的存在之框架中看人。彎曲的基準會投下彎曲的陰影。 25 詩節
- 079 بخش ۷۹ - بیان اتحاد عاشق و معشوق از روی حقیقت اگر چه متضادند از روی آنک نیاز ضد بینیازیست چنان که آینه بیصورتست و ساده است و بیصورتی ضد صورتست ولکن میان ایشان اتحادیست در حقیقت کی شرح آن درازست و العاقل یکفیه الاشاره闡釋愛者與被愛者在實相上的合一,儘管在需求與無需求這方面他們是對立的,就像鏡子無形且平滑,無形體是對形體的否定,然而他們之間在實相上卻存在著一種合一,其解釋非常冗長。智者足矣點撥。 21 詩節
- 080 بخش ۸۰ - معشوقی از عاشق پرسید کی خود را دوستتر داری یا مرا گفت من از خود مردهام و به تو زندهام از خود و از صفات خود نیست شدهام و به تو هست شدهام علم خود را فراموش کردهام و از علم تو عالم شدهام قدرت خود را از یاد دادهام و از قدرت تو قادر شدهام اگر خود را دوست دارم ترا دوست داشته باشم و اگر ترا دوست دارم خود را دوست داشته باشم هر که را آینهٔ یقین باشد گرچه خود بین خدای بین باشد اخرج به صفاتی الی خلقی من رآک رآنی و من قصدک قصدنی و علی هذا被愛者問愛者:「你愛自己多一點,還是愛我多一點?」愛者說:「我已為自己而死,為你而生。我已從自己和自己的屬性中消失,因你而存在。我已忘卻自己的知識,因你的知識而成為有知識者。我已忘卻自己的能力,因你的能力而成為有能力者。如果我愛自己,那便是我愛你;如果我愛你,那便是我愛自己。誰擁有確信之鏡,即便自視,也見真主。我藉由我的屬性顯現於我的創造物。誰看見你,便看見了我;誰尋求你,便尋求了我。」以此類推。 30 詩節
- 081 بخش ۸۱ - آمدن آن امیر نمام با سرهنگان نیمشب بگشادن آن حجرهٔ ایاز و پوستین و چارق دیدن آویخته و گمان بردن کی آن مکرست و روپوش و خانه را حفره کردن بهر گوشهای کی گمان آمد چاه کنان آوردن و دیوارها را سوراخ کردن و چیزی نایافتن و خجل و نومید شدن چنانک بدگمانان و خیالاندیشان در کار انبیا و اولیا کی میگفتند کی ساحرند و خویشتن ساختهاند و تصدر میجویند بعد از تفحص خجل شوند و سود ندارد那個告密的大臣半夜帶著軍官們打開了阿亞茲的房間,看到了掛著的皮大衣和舊鞋,卻誤以為是詭計和掩飾,於是命令挖掘房間的每個角落,因為他們以為有地窖。他們帶來了挖井的人,鑽透了牆壁,卻一無所獲,最後羞愧而絕望。就像那些對先知和聖賢懷疑和幻想的人,他們說先知和聖賢是魔術師,是自作聰明,是為了爭奪權位。經過調查之後,他們會感到羞愧,但那已無濟於事。 29 詩節
- 082 بخش ۸۲ - بازگشتن نمامان از حجرهٔ ایاز به سوی شاه توبره تهی و خجل همچون بدگمانان در حق انبیا علیهمالسلام بر وقت ظهور برائت و پاکی ایشان کی یوم تبیض وجوه و تسود وجوه و قوله تری الذین کذبوا علی الله وجوههم مسودة告密者們從阿亞茲的房間空手而回,羞愧地回到國王那裡,就像在先知們(願主賜福他們)清白無辜顯現之時,那些對他們懷疑的人一樣,那天「有些人的臉會變白,有些人的臉會變黑」。正如真主所說:「那些對真主撒謊的人,他們的臉將會發黑。」 14 詩節
- 083 بخش ۸۳ - حواله کردن پادشاه قبول و توبهٔ نمامان و حجره گشایان و سزا دادن ایشان با ایاز کی یعنی این جنایت بر عرض او رفته است國王將接受告密者和開房間者的懺悔和懲罰,交給阿亞茲處理,意思是這罪行已玷污了他的名譽。 15 詩節
- 084 بخش ۸۴ - فرمودن شاه ایاز را کی اختیار کن از عفو و مکافات کی از عدل و لطف هر چه کنی اینجا صوابست و در هر یکی مصلحتهاست کی در عدل هزار لطف هست درج و لکم فی القصاص حیوة آنکس کی کراهت میدارد قصاص را درین یک حیات قاتل نظر میکند و در صد هزار حیات کی معصوم و محقون خواهند شدن در حصن بیم سیاست نمینگرد國王命令阿亞茲在寬恕與懲罰之間做出選擇。在這裡,無論你選擇公正還是仁慈,都是正確的。兩者都有其益處,因為公正中蘊含著千般仁慈,正如「在報復中你們有生命」一樣。那些厭惡報復的人只看到殺害者的一條生命,卻沒有看到在政治威脅的庇護下將得到保護的數十萬無辜生命。 25 詩節
- 085 بخش ۸۵ - تعجیل فرمودن پادشاه ایاز را کی زود این حکم را به فیصل رسان و منتظر مدار و «ایام بیننا» مگو کی «الانتظار موت الاحمر»، و جواب گفتن ایاز شاه را國王催促阿亞茲盡快做出裁決,不要拖延,不要說「日子在我們之間」,因為「等待是紅色的死亡」(極其痛苦的等待)。以及阿亞茲對國王的回答。 16 詩節
- 086 بخش ۸۶ - حکایت در تقریر این سخن کی چندین گاه گفت ذکر را آزمودیم مدتی صبر و خاموشی را بیازماییم一個故事,旨在闡明這句話:「我們已經嘗試了讚念這麼久,現在讓我們也嘗試一段時間的耐心和沉默吧。」 13 詩節
- 087 بخش ۸۷ - در بیان کسی کی سخنی گوید کی حال او مناسب آن سخن و آن دعوی نباشد چنان که کفره و لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمواتِ وَ الأَرْضَ لَیَقولُنَّ اللهُ خدمت بت سنگین کردن و جان و زر فدای او کردن چه مناسب باشد با جانی کی داند کی خالق سموات و ارض و خلایق الهیست سمیعی بصیری حاضری مراقبی مستولی غیوری الی آخره闡述一個人的言論與其處境和主張不符的情況,就像異教徒說:「如果你問他們誰創造了天地,他們必定會說『真主』。」然而他們卻崇拜石頭偶像,為其獻上生命和財富,這與一個知道創造天地萬物的主宰是全聽、全視、全在、全知、全能、嫉妒的真主之人,又如何相稱呢? 65 詩節
- 088 بخش ۸۸ - حکایت در بیان توبهٔ نصوح کی چنانک شیر از پستان بیرون آید باز در پستان نرود آنک توبه نصوحی کرد هرگز از آن گناه یاد نکند به طریق رغبت بلک هر دم نفرتش افزون باشد و آن نفرت دلیل آن بود کی لذت قبول یافت آن شهوت اول بیلذت شد این به جای آن نشست نبرد عشق را جز عشق دیگر چرا یاری نجویی زو نکوتر وانک دلش باز بدان گناه رغبت میکند علامت آنست کی لذت قبول نیافته است و لذت قبول به جای آن لذت گناه ننشسته است سنیسره للیسری نشده است لذت و نیسره للعسری باقیست بر وی闡釋真誠的懺悔。正如牛奶一旦從乳房中流出便不會再回流,真誠懺悔之人也絕不會以渴望的心情回憶那個罪過,反而厭惡會日益增加。這種厭惡證明他已體驗到被接納的愉悅,最初的慾望已失去樂趣,被接納的愉悅取而代之。除了另一份愛,沒有什麼能擊敗愛情。你為何不尋找更好的朋友?而那些心裡仍渴望那個罪過的人,則表明他尚未體驗到被接納的愉悅,被接納的愉悅尚未取代罪惡的愉悅。他尚未「為他開闢一條平坦的道路」,而「為他開闢一條崎嶇的道路」仍舊存在於他身上。 14 詩節
- 089 بخش ۸۹ - در بیان آنک دعای عارف واصل و درخواست او از حق همچو درخواست حقست از خویشتن کی کنت له سمعا و بصرا و لسانا و یدا و قوله و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی و آیات و اخبار و آثار درین بسیارست و شرح سبب ساختن حق تا مجرم را گوش گرفته بتوبهٔ نصوح آورد闡釋先知和聖徒的祈求,以及他們對真主的請求,就像真主對自己的請求一樣,正如聖訓所言:「我成為他的耳、眼、舌、手。」又如《古蘭經》所言:「你投擲時,並非你投擲,而是真主投擲。」關於這方面的經文、聖訓和事蹟甚多。並解釋真主引導罪人走向真誠懺悔的原因。 31 詩節
- 090 بخش ۹۰ - نوبت جستن رسیدن به نصوح و آواز آمدن که همه را جستیم نصوح را بجویید و بیهوش شدن نصوح از آن هیبت و گشاده شدن کار بعد از نهایت بستگی کماکان یقول رسول الله صلی الله علیه و سلم اذا اصابه مرض او هم اشتدی ازمة تنفرجی輪到納蘇哈被尋找時,傳來一個聲音說:「我們已經尋遍所有,現在去尋找納蘇哈吧!」納蘇哈因那份威嚴而昏厥,事情在極度困難之後迎刃而解,正如真主使者(願主賜福他,並祝他平安)所說,當他生病或憂愁時,會說:「困境越深,解脫越近。」 14 詩節
- 091 بخش ۹۱ - یافته شدن گوهر و حلالی خواستن حاجبکان و کنیزکانِ شاهزاده از نصوح寶石被尋獲,王子身邊的侍從和婢女們向納蘇哈請求分一杯羹。 30 詩節
- 092 بخش ۹۲ - باز خواندن شهزاده نصوح را از بهر دلاکی بعد از استحکام توبه و قبول توبه و بهانه کردن او و دفع گفتن王子在納蘇哈堅定懺悔並被接受之後,再次召喚他為他按摩。納蘇哈藉故推辭。 9 詩節
- 093 بخش ۹۳ - حکایت در بیان آنک کسی توبه کند و پشیمان شود و باز آن پشیمانیها را فراموش کند و آزموده را باز آزماید در خسارت ابد افتد چون توبهٔ او را ثباتی و قوتی و حلاوتی و قبولی مدد نرسد چون درخت بیبیخ هر روز زردتر و خشکتر نعوذ بالله關於一個故事:如果一個人懺悔並後悔,然後又忘記了那些後悔,再次嘗試已經嘗試過的事情,他將陷入永恆的損失。因為他的懺悔缺乏堅定、力量、甜美和接受的幫助,就像一棵沒有根的樹,每天都變得更黃更乾燥。我們求真主保護。 13 詩節
- 094 بخش ۹۴ - تشبیه کردن قطب کی عارف واصلست در اجری دادن خلق از قوت مغفرت و رحمت بر مراتبی کی حقش الهام دهد و تمثیل به شیر که دد اجری خوار و باقی خوار ویند بر مراتب قرب ایشان بشیر نه قرب مکانی بلک قرب صفتی و تفاصیل این بسیارست والله الهادی比喻極點,即證悟的聖賢,在依真主所啟示的層次,以赦免和仁慈之力施惠於世人,並以獅子為喻,野獸們都是它的食餘者和俸祿者,依其與獅子的親近程度而定,這並非空間上的親近,而是屬性上的親近。其中細節甚多,真主是引導者。 22 詩節
- 095 بخش ۹۵ - حکایت دیدن خر هیزمفروش با نوایی اسپان تازی را بر آخر خاص و تمنا بردن آن دولت را در موعظهٔ آنک تمنا نباید بردن الا مغفرت و عنایت و هدایت کی اگر در صد لون رنجی چون لذت مغفرت بود همه شیرین شود باقی هر دولتی کی آن را ناآزموده تمنی میبری با آن رنجی قرینست کی آن را نمیبینی چنانک از هر دامی دانه پیدا بود و فخ پنهان تو درین یک دام ماندهای تمنی میبری کی کاشکی با آن دانهها رفتمی پنداری کی آن دانهها بیدامست關於柴夫的驢子看見王室馬廄裡的阿拉伯駿馬,並羨慕牠們的境遇的故事。這個故事旨在告誡人們,不應羨慕除了寬恕、恩典和引導之外的任何事物。因為如果經歷百般苦難,只要有寬恕的喜悅,一切都會變得甜蜜。至於你所羨慕的任何未經考驗的富足,都伴隨著你看不見的痛苦。就像每個陷阱都有誘餌,而陷阱本身卻是隱藏的。你被困在這個陷阱裡,卻渴望:「要是我能得到那些誘餌就好了!」你以為那些誘餌沒有陷阱。 21 詩節
- 096 بخش ۹۶ - ناپسندیدن روباه گفتن خر را کی من راضیم به قسمت狐狸不贊同驢子說「我滿足於天命」。 6 詩節
- 097 بخش ۹۷ - جواب گفتن خر روباه را驢子對狐狸說道 5 詩節
- 098 بخش ۹۸ - جواب گفتن روبه خر را狐狸對驢子說道 4 詩節
- 099 بخش ۹۹ - جواب گفتن خر روباه را驢子對狐狸說道 4 詩節
- 100 بخش ۱۰۰ - در تقریر معنی توکل حکایت آن زاهد کی توکل را امتحان میکرد از میان اسباب و شهر برون آمد و از قوارع و رهگذر خلق دور شد و ببن کوهی مهجوری مفقودی در غایت گرسنگی سر بر سر سنگی نهاد و خفت و با خود گفت توکل کردم بر سببسازی و رزاقی تو و از اسباب منقطع شدم تا ببینم سببیت توکل را在闡述信任真主的意義時,講述一個修行者的故事。他想考驗信任真主,便離開了城市,遠離世俗喧囂和人跡罕至之處,到了一座僻靜的山腳下。在極度飢餓中,他把頭枕在一塊石頭上睡著了,心想:「我信任你,你是供應者和給予者,我已斷絕一切世俗的依賴,好看看信任真主的影響力。」 18 詩節
- 101 بخش ۱۰۱ - جواب دادن روبه خر را و تحریض کردن او خر را بر کسب狐狸回答驢子,並鼓勵驢子去工作。 6 詩節
- 102 بخش ۱۰۲ - جواب گفتن خر روباه را کی توکل بهترین کسبهاست کی هر کسبی محتاجست به توکل کی ای خدا این کار مرا راست آر و دعا متضمن توکلست و توکل کسبی است کی به هیچ کسبی دیگر محتاج نیست الی آخره驢子對狐狸說,信任真主是最好的謀生方式,因為任何謀生方式都需要信任真主,祈求「真主啊,請使我的事業成功」。祈禱本身就包含著信任真主,而信任真主是一種無需其他謀生方式的謀生方式,以此類推。 15 詩節
- 103 بخش ۱۰۳ - مثل آوردن اشتر در بیان آنک در مخبر دولتی فر و اثر آن چون نبینی جای متهم داشتن باشد کی او مقلدست در آن駱駝舉例說明,在一個聲稱富足的地方,如果你看不到其威嚴和影響力,那便值得懷疑,因為他只是個模仿者。 44 詩節
- 104 بخش ۱۰۴ - فرق میان دعوت شیخ کامل واصل و میان سخن ناقصان فاضل فضل تحصیلی بر بسته完整聖賢導師的召喚與不完整有學識者的言論之間的分別,後者僅限於習得之學識。 13 詩節
- 105 بخش ۱۰۵ - حکایت آن مخنث و پرسیدن لوطی ازو در حالت لواطه کی این خنجر از بهر چیست گفت از برای آنک هر کی با من بد اندیشد اشکمش بشکافم لوطی بر سر او آمد شد میکرد و میگفت الحمدلله کی من بد نمیاندیشم با تو «بیت من بیت نیست اقلیمست هزل من هزل نیست تعلیمست» ان الله لایستحیی ان یضرب مثلا ما بعوضة فما فوقها ای فما فوقها فی تغییر النفوس بالانکار ان ما ذا اراد الله بهذا مثلا و آنگه جواب میفرماید کی این خواستم یضل به کثیرا و یهدی به کثیرا کی هر فتنهای همچون میزانست بسیاران ازو سرخرو شوند و بسیاران بیمراد شوند و لو تاملت فیه قلیلا وجدت من نتایجه الشریفة کثیرا關於那個偽娘的故事。一個同性戀者在雞姦時問他:「這把匕首是做什麼用的?」他回答說:「用來刺穿任何對我有惡意的人的肚子。」同性戀者在他身上忙碌著,邊做邊說:「讚美真主,我對你沒有惡意。」「這不是玩笑,是教誨。」「真主絕不恥於以蚊子或更微小的東西打比方。」意思是:更微小的東西在人心因否認而改變方面,意思是「真主藉此比喻意欲何為?」然後他回答說:「我願藉此比喻使許多人迷誤,也使許多人得到引導。」因為每個考驗都像一個天平,許多人因此而獲得成功,許多人卻一無所獲。如果你稍加思考,你會發現其中有許多尊貴的結果。 19 詩節
- 106 بخش ۱۰۶ - غالب شدن حیلهٔ روباه بر استعصام و تعفف خر و کشیدن روبه خر را سوی شیر به بیشه狐狸的詭計勝過了驢子的固執和潔身自好,狐狸把驢子引向了叢林裡的獅子。 21 詩節
- 107 بخش ۱۰۷ - حکایت آن شخص کی از ترس خویشتن را در خانهای انداخت رخ زرد چون زعفران لبها کبود چون نیل دست لرزان چون برگ درخت خداوند خانه پرسید کی خیرست چه واقعه است گفت بیرون خر میگیرند به سخره گفت مبارک خر میگیرند تو خر نیستی چه میترسی گفت خر به جد میگیرند تمییز برخاسته است امروز ترسم کی مرا خر گیرند關於那個人因為恐懼,把自己鎖在房子裡的故事。他臉色蠟黃如藏紅花,嘴唇青紫如靛藍,手抖得像樹葉。房主問他:「出了什麼事?一切都好嗎?」他說:「外面在強徵驢子。」房主說:「那是吉利的驢子,你不是驢子,你怕什麼?」他說:「他們正在認真地強徵驢子,已經失去了分辨能力。我擔心他們會把我當成驢子。」 26 詩節
- 108 بخش ۱۰۸ - بردن روبه خر را پیش شیر و جستن خر از شیر و عتاب کردن روباه با شیر کی هنوز خر دور بود تعجیل کردی و عذر گفتن شیر و لابه کردن روبه را شیر کی برو بار دگرش به فریب狐狸將驢子帶到獅子面前,驢子從獅子手中逃脫。狐狸責備獅子說:「驢子還遠著呢,你太急躁了。」獅子解釋並懇求狐狸再次去誘騙驢子。 27 詩節
- 109 بخش ۱۰۹ - در بیان آنک نقض عهد و توبه موجب بلا بود بلک موجب مسخ است چنانک در حق اصحاب سبت و در حق اصحاب مایدهٔ عیسی و جعل منهم القردة و الخنازیر و اندرین امت مسخ دل باشد و به قیامت تن را صورت دل دهند نعوذ بالله闡述背棄盟約和懺悔會招致災難,甚至導致變形,就像安息日之民和耶穌宴席之民的遭遇一樣:「他們中的一部分人變成了猴子和豬。」在這個社群中,將會是心靈的變形,而在復活日,身體將會呈現心靈的形狀。我們求真主保護。 9 詩節
- 110 بخش ۱۱۰ - دوم بار آمدن روبه بر این خر گریخته تا باز بفریبدش狐狸第二次來到那頭逃走的驢子身邊,再次誘騙牠。 20 詩節
- 111 بخش ۱۱۱ - جواب گفتن خر روباه را驢子對狐狸說道 20 詩節
- 112 بخش ۱۱۲ - جواب گفتن روبه خر را狐狸對驢子說道 27 詩節
- 113 بخش ۱۱۳ - حکایت شیخ محمد سررزی غزنوی قدس الله سره謝赫穆罕默德·薩拉齊·加茲納維(願主聖化其秘密)的故事。 19 詩節
- 114 بخش ۱۱۴ - آمدن شیخ بعد از چندین سال از بیابان به شهر غزنین و زنبیل گردانیدن به اشارت غیبی و تفرقه کردن آنچ جمع آید بر فقرا هر که را جان عز لبیکست نامه بر نامه پیک بر پیکست چنانک روزن خانه باز باشد آفتاب و ماهتاب و باران و نامه و غیره منقطع نباشد謝赫在沙漠中過了許多年之後,來到加茲尼城。他依據真主的指示,搖晃著籃子,將所收集到的東西分發給窮人。凡是生命渴望回應的,訊息便一封接一封,使者便一個接一個。就像房子的窗戶開著,陽光、月光、雨水、信件等便不會斷絕。 48 詩節
- 115 بخش ۱۱۵ - در معنی لَوْلاکَ لَما خَلَقْتُ الأَفْلاکَ關於「若非你,我便不會創造諸天」的意義。 15 詩節
- 116 بخش ۱۱۶ - رفتن این شیخ در خانهٔ امیری بهر کدیه روزی چهار بار به زنبیل به اشارت غیب و عتاب کردن امیر او را بدان وقاحت و عذر گفتن او امیر را這位謝赫奉真主的指示,每天四次拿著籃子到一位埃米爾家乞討。埃米爾責備他如此厚顏無恥,他便向埃米爾解釋。 23 詩節
- 117 بخش ۱۱۷ - گریان شدن امیر از نصیحت شیخ و عکس صدق او و ایثار کردن مخزن بعد از آن گستاخی و استعصام شیخ و قبول ناکردن و گفتن کی من بیاشارت نیارم تصرفی کردن埃米爾因謝赫的勸告和他的真誠而哭泣,並慷慨地獻出寶庫。謝赫卻堅定拒絕接受,說:「沒有真主的指示,我不敢擅自行動。」 13 詩節
- 118 بخش ۱۱۸ - اشارت آمدن از غیب به شیخ کی این دو سال به فرمان ما بستدی و بدادی بعد ازین بده و مستان دست در زیر حصیر میکن کی آن را چون انبان بوهریره کردیم در حق تو هر چه خواهی بیابی تا یقین شود عالمیان را کی ورای این عالمیست کی خاک به کف گیری زر شود مرده درو آید زنده شود نحس اکبر در وی آید سعد اکبر شود کفر درو آید ایمان گردد زهر درو آید تریاق شود نه داخل این عالمست و نه خارج این عالم نه تحت و نه فوق نه متصل نه منفصل بیچون و بی چگونه هر دم ازو هزاران اثر و نمونه ظاهر میشود چنانک صنعت دست با صورت دست و غمزهٔ چشم با صورت چشم و فصاحت زبان با صورت زبان نه داخلست و نه خارج او نه متصل و نه منفصل والعاقل تکفیه الاشارة真主的指示臨到謝赫:「這兩年你依我們的命令收取和施捨。此後,你只管施捨,不要收取。將手伸到草蓆下,我們已為你使它像艾布·胡賴勒的袋子一樣,你想要什麼都能得到,直到世人確信除了這個世界之外還有另一個世界,在那裡你手握泥土便能變成黃金,死者進入便能復活,最大的不祥之兆進入便能變成最大的吉祥,異教進入便能變成信仰,毒藥進入便能變成解藥。它既不屬於這個世界之內,也不屬於這個世界之外;既不在下,也不在上;既不連接,也不分離,無可比擬,無法描述。每個瞬間,數千種影響和範例都從中顯現,就像手藝與手的形狀,眼神的暗示與眼睛的形狀,口才與舌頭的形狀一樣,它既不在內,也不在外,既不連接,也不分離。智者足矣點撥。」 12 詩節
- 119 بخش ۱۱۹ - دانستن شیخ ضمیر سایل را بی گفتن و دانستن قدر وام وامداران بی گفتن کی نشان آن باشد کی اخرج به صفاتی الی خلقی謝赫不言而喻地知道提問者的意圖,也知道欠債者的債務金額,這表明「我藉由我的屬性向我的造物顯現」。 13 詩節
- 120 بخش ۱۲۰ - سبب دانستن ضمیرهای خلق得知人們意圖的原因 5 詩節
- 121 بخش ۱۲۱ - غالب شدن مکر روبه بر استعصام خر狐狸的詭計勝過了驢子的堅決抵抗。 15 詩節
- 122 بخش ۱۲۲ - در بیان فضیلت احتما و جوع闡述節制與飢餓的益處 2 詩節
- 123 بخش ۱۲۳ - مثل寓言 7 詩節
- 124 بخش ۱۲۴ - حکایت مریدی کی شیخ از حرص و ضمیر او واقف شد او را نصیحت کرد به زبان و در ضمن نصیحت قوت توکل بخشیدش به امر حق一個故事,講述一位長老洞悉門徒的貪婪和意圖,於是口頭勸誡他,並在勸誡中,依據真主的命令,賦予他信任真主的力量。 14 詩節
- 125 بخش ۱۲۵ - حکایت آن گاو کی تنها در جزیرهایست بزرگ، حق تعالی آن جزیرهٔ بزرگ را پر کند از نبات و ریاحین کی علفِ گاو باشد. تا به شب آن گاو همه را بخورَد و فربه شود چون کوه پارهای. چون شب شود خوابش نبرَد از غصه و خوف کی همه صحرا را چریدم فردا چه خورم تا ازین غصه لاغر شود. همچون خلال روز برخیزد همه صحرا را سبزتر و انبوهتر بیند از دی؛ باز بخورَد و فربه شود باز شبش همان غم بگیرد سالهاست کی او همچنین میبیند و اعتماد نمیکند關於一頭牛獨自生活在一個大島上的故事。真主讓這個大島長滿了植物和花卉,作為牛的飼料。到了晚上,這頭牛吃光了所有的東西,變得肥胖如山。到了夜晚,牠卻因為憂慮和恐懼而無法入睡,心想:「我把整個草原都吃光了,明天吃什麼呢?」因為這份憂慮,牠變得消瘦。第二天,牠醒來時,發現整個草原比昨天更綠、更茂密。牠又吃光了,再次變肥。夜晚,同樣的憂愁又來了。這樣持續了多年,牠一直看到同樣的景象,卻從未信任。 15 詩節
- 126 بخش ۱۲۶ - صید کردن شیر آن خر را و تشنه شدن شیر از کوشش، رفت به چشمه تا آب خورد تا باز آمدنِ شیر جگربند و دل و گرده را روباه خورده بود کی لطیفترست، شیر طلب کرد دل و جگر نیافت از روبه پرسید کی کو دل و جگر؟ روبه گفت اگر او را دل و جگر بودی آنچنان سیاستی دیده بود آن روز و به هزار حیله جان برده؛ کی برِ تو باز آمدی؟ لوکنا نسمع او نعقل ماکنا فی اصحاب السعیر獅子捕獲了那頭驢子,卻因搏鬥而口渴,於是去泉邊飲水。在獅子回來之前,狐狸已經吃掉了驢子的肝臟、心臟和腎臟,因為這些是更精緻的部分。獅子回來後尋找心肝,發現沒有,便問狐狸:「心肝去哪了?」狐狸回答說:「如果牠有心肝,在見過那樣的懲罰之後,又用盡千般詭計逃生,怎麼會再回到你身邊呢?如果我們能聽見或理解,我們就不會在火獄的居民之中了。」 17 詩節
- 127 بخش ۱۲۷ - حکایت آن راهب که روز با چراغ میگشت در میان بازار از سَرِ حالتی کی او را بود關於一個修士的故事,他白天手持燈籠在市場中行走,因其某種精神狀態。 25 詩節
- 128 بخش ۱۲۸ - دعوت کردن مسلمان مغ را穆斯林邀請拜火教徒歸信伊斯蘭 24 詩節
- 129 بخش ۱۲۹ - مثل شیطان بر در رحمان魔鬼在至仁者門前的比喻 26 詩節
- 130 بخش ۱۳۰ - جواب گفتن مؤمن سُنّی، کافر جبری را و در اثبات اختیار بنده دلیل گفتن سنّت راهی باشد کوفتهٔ اقدام انبیا علیهمالسلام بر یمین آن راه بیابان جبر کی خود را اختیار نبیند و امر و نهی را منکر شود و تاویل کند و از منکر شدن امر و نهی لازم آید انکار بهشت کی جزای مطیعان امرست و دوزخ جزای مخالفان امر و دیگر نگویم به چه انجامد کی العاقل تکفیه الاشاره و بر یسار آن راه بیابان قدرست کی قدرت خالق را مغلوب قدرت خلق داند و از آن آن فسادها زاید کی آن مغ جبری بر میشمرد遜尼派穆斯林對宿命論異教徒的回答,並以聖訓為證,證明人類的自由意志。聖訓是一條被先知們(願主賜福他們)的腳步踏平的道路。在這條路的右邊是宿命論的荒漠,那裡的人看不到自己的選擇,否認命令和禁令,並加以解釋。否認命令和禁令必然會導致否認天堂(它是順從命令者的獎賞)和火獄(它是違抗命令者的懲罰)。其他的我就不說了,因為智者足矣點撥。在這條路的左邊是能力論的荒漠,那裡的人認為創造者的能力被創造物的能力所壓倒,並從中產生了那些宿命論異教徒所列舉的腐敗行為。 59 詩節
- 131 بخش ۱۳۱ - درک وجدانی چون اختیار و اضطرار و خشم و اصطبار و سیری و ناهار به جای حس است کی زرد از سرخ بداند و فرق کند و خرد از بزرگ و طلخ از شیرین و مشک از سرگین و درشت از نرم به حس مس و گرم از سرد و سوزان از شیر گرم و تر از خشک و مس دیوار از مس درخت پس منکر وجدانی منکر حس باشد و زیاده که وجدانی از حس ظاهرترست زیرا حس را توان بستن و منع کردن از احساس و بستن راه و مدخل وجدانیات را ممکن نیست و العاقل تکفیه الاشارة內在的感受,如自由意志與被迫、憤怒與忍耐、飽足與飢餓,就像感官一樣,能分辨紅黃,區分大小,辨識苦甜,分辨麝香與糞便,辨別粗糙與光滑,藉由觸覺分辨冷熱,分辨滾燙與溫熱,分辨乾濕,辨別牆壁的觸感與樹木的觸感。因此,否認內在感受的人,就是否認感官的人,甚至更甚,因為內在感受比感官更明顯。因為感官可以被關閉,阻止其感覺,而關閉內在感受的通道是不可能的。智者足矣點撥。 36 詩節
- 132 بخش ۱۳۲ - حکایت هم در بیان تقریر اختیار خلق و بیان آنک تقدیر و قضا سلب کنندهٔ اختیار نیست一個故事,旨在闡明人類自由意志的論點,並闡明命運和定數並非剝奪自由意志。 19 詩節
- 133 بخش ۱۳۳ - حکایت هم در جواب جبری و اثبات اختیار و صحت امر و نهی و بیان آنک عذر جبری در هیچ ملتی و در هیچ دینی مقبول نیست و موجب خلاص نیست از سزای آن کار کی کرده است چنانک خلاص نیافت ابلیس جبری بدان کی گفت بما اغویتنی والقلیل یدل علی الکثیر一個故事,同樣在回答宿命論者,並證明自由意志、命令與禁令的正確性,以及闡明宿命論者的藉口在任何宗教和任何信仰中都是不可接受的,也無法免除其所犯罪行的懲罰。正如宿命論者易卜劣斯因說「你已使我迷誤」而未能獲得解脫一樣。少量即能說明大量。 34 詩節
- 134 بخش ۱۳۴ - معنی ما شاء الله کان یعنی خواست خواست او و رضا رضای او جویید از خشم دیگران و رد دیگران دلتنگ مباشید آن کان اگر چه لفظ ماضیست لیکن در فعل خدا ماضی و مستقبل نباشد کی لیس عند الله صباح و لا مساء「真主所欲,它便存在」的意義是:尋求他的意願和喜悅,不要因他人的憤怒和拒絕而感到沮喪。那個「存在」儘管是過去式,但在真主的行為中卻沒有過去和未來,因為「真主那裡沒有早晨和夜晚」。 20 詩節
- 135 بخش ۱۳۵ - و همچنین قد جف القلم یعنی جف القلم و کتب لا یستوی الطاعة والمعصیة لا یستوی الامانة و السرقة جف القلم ان لا یستوی الشکر و الکفران جف القلم ان الله لا یضیع اجر المحسنین同樣,「筆已乾」意思是筆已乾,並寫下:順從與悖逆不等同,忠誠與盜竊不等同。筆已乾,感恩與忘恩負義不等同。筆已乾,真主絕不使行善者的報酬落空。 34 詩節
- 136 بخش ۱۳۶ - حکایت آن درویش کی در هری غلامان آراستهٔ عمید خراسان را دید و بر اسبان تازی و قباهای زربفت و کلاهای مغرق و غیر آن پرسید کی اینها کدام امیرانند و چه شاهانند گفت او را کی اینها امیران نیستند اینها غلامان عمید خراسانند روی به آسمان کرد کی ای خدا غلام پروردن از عمید بیاموز آنجا مستوفی را عمید گویند關於那個德爾維希的故事,他在赫拉特看到了呼羅珊總督的僕人們,他們衣著光鮮,騎著阿拉伯駿馬,穿著金絲錦袍,戴著鑲寶石的帽子等等。他問:「這些是哪位埃米爾或國王?」有人告訴他:「這些不是埃米爾,他們是呼羅珊總督的僕人。」他於是抬頭望天說:「主啊,請您教導總督如何養育僕人。」(在當地,主計長被稱為總督。) 45 詩節
- 137 بخش ۱۳۷ - باز جواب گفتن آن کافر جبری آن سنی را کی باسلامش دعوت میکرد و به ترک اعتقاد جبرش دعوت میکرد و دراز شدن مناظره از طرفین کی مادهٔ اشکال و جواب را نبرد الا عشق حقیقی کی او را پروای آن نماند و ذلک فضل الله یتیه من یشاء那個宿命論的異教徒再次回答了邀請他皈依伊斯蘭、放棄宿命論信仰的遜尼派教徒,雙方的辯論持續不斷,只有真正的愛才能終止爭論和答案,因為他不再在意這些。這是真主恩典,他將其賜予他所意欲的人。 41 詩節
- 138 بخش ۱۳۸ - پرسیدن پادشاه قاصدا ایاز را کی چندین غم و شادی با چارق و پوستین کی جمادست میگویی تا ایاز را در سخن آورد國王有意詢問阿亞茲,你為何對一雙舊鞋和一件皮大衣(無生命之物)傾注如此多的悲喜,以引出阿亞茲的話語。 35 詩節
- 139 بخش ۱۳۹ - گفتن خویشاوندان مجنون را کی حسن لیلی باندازهایست چندان نیست ازو نغزتر در شهر ما بسیارست یکی و دو و ده بر تو عرضه کنیم اختیار کن ما را و خود را وا رهان و جواب گفتن مجنون ایشان را瘋子周圍的人對他說:「萊拉的美貌也就那樣,城裡比她漂亮的還有很多,一個、兩個、十個,我們都可以給你介紹,你選一個,也放過我們,放過你自己吧。」瘋子回答了他們。 39 詩節
- 140 بخش ۱۴۰ - حکایت جوحی کی چادر پوشید و در وعظ میان زنان نشست و حرکتی کرد زنی او را بشناخت کی مردست نعرهای زد關於朱哈的故事,他穿上披風,坐在婦女中間講道。他的一個動作讓一個婦女認出他是男人,她便尖叫起來。 26 詩節
- 141 بخش ۱۴۱ - فرمودن شاه به ایاز بار دگر کی شرح چارق و پوستین آشکارا بگو تا خواجهتاشانت از آن اشارت پند گیرد کی الدین النصیحة و موعظه یابند國王再次吩咐阿亞茲,請他公開解釋舊鞋和皮衣的意義,以便他的同袍能從中得到教訓,因為「宗教是忠告」,他們也能從中獲得教誨。 5 詩節
- 142 بخش ۱۴۲ - حکایت کافری کی گفتندش در عهد ابا یزید کی مسلمان شو و جواب گفتن او ایشان را一個故事,關於一位異教徒在巴葉濟德時代,人們勸他皈依伊斯蘭,以及他對他們的回答。 11 詩節
- 143 بخش ۱۴۳ - حکایت آن مؤذن زشت آواز کی در کافرستان بانگ نماز داد و مرد کافری او را هدیه داد關於一個嗓音難聽的宣禮員在異教徒之地宣禮,一個異教徒送他禮物的故事。 42 詩節
- 144 بخش ۱۴۴ - حکایت آن زن کی گفت شوهر را کی گوشت را گربه خورد شوهر گربه را به ترازو بر کشید گربه نیم من برآمد گفت ای زن گوشت نیم من بود و افزون اگر این گوشتست گربه کو و اگر این گربه است گوشت کو一個故事,關於一個女人對丈夫說:「貓把肉吃了。」丈夫稱量了貓,貓重半曼(約六公斤)。丈夫說:「妻子啊,肉有半曼多。如果這是肉,貓在哪裡?如果這是貓,肉在哪裡?」 30 詩節
- 145 بخش ۱۴۵ - حکایت آن امیر کی غلام را گفت کی می بیار غلام رفت و سبوی می آورد در راه زاهدی بود امر معروف کرد زد سنگی و سبو را بشکست امیر بشنید و قصد گوشمال زاهد کرد و این قصد در عهد دین عیسی بود علیهالسلام کی هنوز می حرام نشده بود ولیکن زاهد تقزیزی میکرد و از تنعم منع میکرد一個故事,關於一位埃米爾吩咐僕人去取酒。僕人去了,帶著一瓶酒回來。路上遇到一位苦行僧,苦行僧奉行善道,扔了一塊石頭,打破了酒瓶。埃米爾聽聞後,打算懲罰苦行僧。此事發生在耶穌(願主賜福他)的宗教時代,當時酒還沒有被禁止,但苦行僧是個禁慾主義者,禁止享樂。 33 詩節
- 146 بخش ۱۴۶ - حکایت ضیاء دلق کی سخت دراز بود و برادرش شیخ اسلام تاج بلخ به غایت کوتاه بالا بود و این شیخ اسلام از برادرش ضیا ننگ داشتی ضیا در آمد به درس او و همه صدور بلخ حاضر به درس او ضیا خدمتی کرد و بگذشت شیخ اسلام او را نیم قیامی کرد سرسری گفت آری سخت درازی پارهای در دزد關於迪亞·達爾格的故事,他身材非常高大,而他的兄弟,巴爾赫的謝赫伊斯蘭·塔吉,卻極其矮小。這位謝赫伊斯蘭以他的兄弟迪亞為恥。迪亞走進他的課堂,巴爾赫所有的重要人物都在場聽課。迪亞行了一個禮,然後走過去。謝赫伊斯蘭敷衍地半站起來,說:「是的,你真高啊,偷走了一部分(指他的身高)!」 23 詩節
- 147 بخش ۱۴۷ - رفتن امیر خشمآلود برای گوشمال زاهد憤怒的埃米爾動身懲戒苦行者 12 詩節
- 148 بخش ۱۴۸ - حکایت مات کردن دلقک سید شاه ترمد را弄臣擊敗塔爾米茲國王賽義德的故事 28 詩節
- 149 بخش ۱۴۹ - قصد انداختن مصطفی علیهالسلام خود را از کوه حری از وحشت دیر نمودن جبرئیل علیهالسلام خود را به وی و پیدا شدن جبرئیل به وی کی مینداز کی ترا دولتها در پیش است穆斯塔法(願主福安之)因吉卜利勒(願主福安之)遲遲未現身,恐懼之下欲自赫里山跳下,吉卜利勒現身對他說:不要跳,你前方有許多財富 18 詩節
- 150 بخش ۱۵۰ - جواب گفتن امیر مر آن شفیعان را و همسایگان زاهد را کی گستاخی چرا کرد و سبوی ما را چرا شکست من درین باب شفاعت قبول نخواهم کرد کی سوگند خوردهام کی سزای او را بدهم埃米爾回答那些為苦行者說情的鄰居們:他為何如此魯莽,為何打破我的陶罐?我絕不接受此事說情,因為我已發誓要懲罰他 10 詩節
- 151 بخش ۱۵۱ - دو بار دست و پای امیر را بوسیدن و لابه کردن شفیعان و همسایگان زاهد說情者和苦行者的鄰居們兩次親吻埃米爾的手腳,向他懇求 20 詩節
- 152 بخش ۱۵۲ - باز جواب گفتن آن امیر ایشان را埃米爾再次回答他們 8 詩節
- 153 بخش ۱۵۳ - تفسیر این آیت که وَ إِنَّ الدّارَ الآخِرةَ لَهیَ الحَیَوانُ لَوْ کانوا یَعْلَمونَ کی در و دیوار و عرصهٔ آن عالم و آب و کوزه و میوه و درخت همه زندهاند و سخنگوی و سخنشنو و جهت آن فرمود مصطفی علیه السلام کی الدُّنیا جیفةٌ وَ طُلّابُها کلابٌ و اگر آخرت را حیات نبودی آخرت هم جیفه بودی جیفه را برای مردگیش جیفه گویند نه برای بوی زشت و فرخجی解釋這段經文:後世的居所,才是真正的生命,如果他們知道。意指那世界的牆壁、土地、水、陶罐、果實和樹木,皆有生命,能言能聽。因此穆斯塔法(願主福安之)說:塵世是腐肉,追求者是狗。如果後世沒有生命,那後世也是腐肉。人們稱腐肉為腐肉,是因為它的死寂,而非因為它的惡臭和災難 44 詩節
- 154 بخش ۱۵۴ - دگربار استدعاء شاه از ایاز کی تاویل کار خود بگو و مشکل منکران را و طاعنان را حل کن کی ایشان را در آن التباس رها کردن مروت نیست國王再次懇求阿亞茲,請他解釋自己的行為,並解開懷疑者和誹謗者的困惑,因為讓他們處於這種迷茫中是不仁慈的 9 詩節
- 155 بخش ۱۵۵ - تمثیل تن آدمی به مهمانخانه و اندیشههای مختلف به مهمانان مختلف عارف در رضا بدان اندیشههای غم و شادی چون شخص مهماندوست غریبنواز خلیلوار کی در خلیل باکرام ضیف پیوسته باز بود بر کافر و مؤمن و امین و خاین و با همه مهمانان روی تازه داشتی將人的身體比喻為客棧,各種思想比喻為各種客人。真知者以順從的心接受悲喜的思想,如同好客、款待異鄉客的易卜拉欣(願主平安之),他的好客之道,無論對異教徒、信徒、忠誠者或背叛者,永遠敞開,對待所有客人都面帶微笑 3 詩節
- 156 بخش ۱۵۶ - حکایت آن مهمان کی زن خداوند خانه گفت کی باران فرو گرفت و مهمان در گردن ما ماند客棧主人妻子說:下雨了,客人還在我們家裡的故事 29 詩節
- 157 بخش ۱۵۷ - تمثیل فکر هر روزینه کی اندر دل آید به مهمان نو کی از اول روز در خانه فرود آید و فضیلت مهماننوازی و ناز مهمان کشیدن و تحکم و بدخویی کند به خداوند خانه將每日湧上心頭的思緒比喻為新來的客人,從早上就住進家裡,以及款待客人的美德,忍受客人的嬌氣、任性和惡劣態度,因為他是主人 32 詩節
- 158 بخش ۱۵۸ - نواختن سلطان ایاز را蘇丹款待阿亞茲 8 詩節
- 159 بخش ۱۵۹ - وصیت کردن پدر دختر را کی خود را نگهدار تا حامله نشوی از شوهرت父親囑咐女兒:要保重自己,不要懷上你丈夫的孩子 21 詩節
- 160 بخش ۱۶۰ - وصف ضعیف دلی و سستی صوفی سایه پرورد مجاهده ناکرده درد و داغ عشق ناچشیده به سجده و دستبوس عام و به حرمت نظر کردن و بانگشت نمودن ایشان کی امروز در زمانه صوفی اوست غره شده و بوهم بیمار شده همچون آن معلم کی کودکان گفتند کی رنجوری و با این وهم کی من مجاهدم مرا درین ره پهلوان میدانند با غازیان به غزا رفته کی به ظاهر نیز هنر بنمایم در جهاد اکبر مستثناام جهاد اصغر خود پیش من چه محل دارد خیال شیر دیده و دلیریها کرده و مست این دلیری شده و روی به بیشه نهاده به قصد شیر و شیر به زبان حال گفته کی کلا سوف تعلمون ثم کلا سوف تعلمون形容缺乏修行的、嬌生慣養的蘇菲行者,他們從未嘗過愛情的痛苦與激情,卻因眾人的叩拜與親吻,因人們的尊敬與指點,說:當今世上,他就是蘇菲行者,而感到驕傲,並因這幻覺而病倒。如同那個老師,孩子們對他說:你生病了。他懷著「我是苦行者,在這條道路上我是勇士」的幻覺,與聖戰者一起出征,表面上也想在小聖戰中展現自己的才能,至於大聖戰,我已超凡脫俗,小聖戰對我而言算什麼?他幻想自己看到了獅子,展現了勇猛,沉醉於這份勇猛,轉身走向叢林,意欲獵獅,而獅子以其內心之聲說:不!你們不久就會知道!不!你們不久就會知道! 31 詩節
- 161 بخش ۱۶۱ - نصیحت مبارزان او را کی با این دل و زهره کی تو داری کی از کلابیسه شدن چشم کافر اسیری دست بسته بیهوش شوی و دشنه از دست بیفتد زنهار زنهار ملازم مطبخ خانقاه باش و سوی پیکار مرو تا رسوا نشوی戰士們勸告他:憑你這膽量和勇氣,看到敵人俘虜的眼睛變紅,你就會昏倒,匕首也會從手中滑落。請務必留在寺院廚房,不要上戰場,以免丟臉 12 詩節
- 162 بخش ۱۶۲ - حکایت عیاضی رحمهالله کی هفتاد غزو کرده بود سینه برهنه بر امید شهید شدن چون از آن نومید شد از جهاد اصغر رو به جهاد اکبر آورد و خلوت گزید ناگهان طبل غازیان شنید نفس از اندرون زنجیر میدرانید سوی غزا و متهم داشتن او نفس خود را درین رغبت阿亞茲(願主憐憫之)的故事,他曾參加七十場戰役,赤裸胸膛,期望殉道。當他對此絕望後,便轉向大聖戰,隱居起來。突然,他聽到聖戰者的戰鼓聲,內心的慾望掙脫鎖鏈,奔向戰場,他懷疑自己這種熱切是出於私慾 35 詩節
- 163 بخش ۱۶۳ - حکایت آن مجاهد کی از همیان سیم هر روز یک درم در خندق انداختی به تفاریق از بهر ستیزهٔ حرص و آرزوی نفس و وسوسهٔ نفس کی چون میاندازی به خندق باری به یکبار بینداز تا خلاص یابم کی الیاس احدی الراحتین او گفته کی این راحت نیز ندهم一位聖戰者的故事,他為了抵抗私慾和貪婪的誘惑,每天將一迪拉姆的銀幣零星投入壕溝。私慾和誘惑對他說:既然你要投入壕溝,不如一次性投入,讓我解脫,因為易卜拉欣說過:兩種安逸擇其一。但他卻說:我連這份安逸也不給 16 詩節
- 164 بخش ۱۶۴ - صفت کردن مرد غماز و نمودن صورت کنیزک مصور در کاغذ و عاشق شدن خلیفهٔ مصر بر آن صورت و فرستادن خلیفه امیری را با سپاه گران بدر موصل و قتل و ویرانی بسیار کردن بهر این غرض告密者描述並展示畫在紙上的女奴肖像,埃及哈里發因此愛上了那幅畫像,派遣一位埃米爾率領大軍前往摩蘇爾城門,為此目的進行了大量殺戮和破壞 17 詩節
- 165 بخش ۱۶۵ - ایثار کردن صاحب موصل آن کنیزک را بدین خلیفه تا خونریز مسلمانان بیشتر نشود摩蘇爾之主將女奴獻給哈里發,以避免更多穆斯林的流血衝突 54 詩節
- 166 بخش ۱۶۶ - پشیمان شدن آن سرلشکر از آن خیانت کی کرد و سوگند دادن او آن کنیزک را کی به خلیفه باز نگوید از آنچ رفت那位將軍為自己的背叛感到後悔,並要求女奴發誓,不要向哈里發提及此事 28 詩節
- 167 بخش ۱۶۷ - حجت منکران آخرت و بیان ضعف آن حجت زیرا حجت ایشان به دین باز میگردد کی غیر این نمیبینیم否認後世者的論點,並闡明其論點的弱點,因為他們的論點歸結於:我們看不到其他 12 詩節
- 168 بخش ۱۶۸ - آمدن خلیفه نزد آن خوبروی برای جماع哈里發來到那位美人身邊,欲行房事 5 詩節
- 169 بخش ۱۶۹ - خنده گرفتن آن کنیزک را از ضعف شهوت خلیفه و قوت شهوت آن امیر و فهم کردن خلیفه از خندهٔ کنیزک女奴因哈里發的慾望微弱,將軍的慾望強烈而發笑,哈里發從女奴的笑聲中明白了什麼 18 詩節
- 170 بخش ۱۷۰ - فاش کردن آن کنیزک آن راز را با خلیفه از زخم شمشیر و اکراه خلیفه کی راست گو سبب این خنده را و گر نه بکشمت女奴在劍的威脅下,將秘密洩露給哈里發,哈里發強迫她說出實情:說出你發笑的原因,否則我就殺了你 30 詩節
- 171 بخش ۱۷۱ - عزم کردن شاه چون واقف شد بر آن خیانت کی بپوشاند و عفو کند و او را به او دهد و دانست کی آن فتنه جزای او بود و قصد او بود و ظلم او بر صاحب موصل کی و من اساء فعلیها و ان ربک لبالمرصاد و ترسیدن کی اگر انتقام کشد آن انتقام هم بر سر او آید چنانک این ظلم و طمع بر سرش آمد國王得知那背叛之事後,決定掩蓋並赦免,並將她賜給他,他知道這場動亂是他的報應,是他的意圖,是他對摩蘇爾之主的暴行,因為「誰作惡,誰自受其害;你的主,確是監視著的。」他害怕如果他報復,這報復也會降臨到他頭上,如同這暴行和貪婪降臨到他頭上一般 30 詩節
- 172 بخش ۱۷۲ - بیان آنک نَحْنُ قَسَمْنا کی یکی را شهوت و قوت خران دهد و یکی را کیاست و قوت انبیا و فرشتگان بخشد سر ز هوا تافتن از سروریست ترک هوا قوت پیغامبریست تخمهایی کی شهوتی نبود بر آن جز قیامتی نبود闡明「我們分配了」的意義:給予一人驢的慾望和力量,給予一人先知和天使的智慧和力量。遠離私慾是基於主權,捨棄私慾是先知的力量。沒有慾望的種子,除了末日,什麼都沒有 10 詩節
- 173 بخش ۱۷۳ - دادن شاه گوهر را میان دیوان و مجمع به دست وزیر کی این چند ارزد و مبالغه کردن وزیر در قیمت او و فرمودن شاه او را کی اکنون این را بشکن و گفت وزیر کی این را چون بشکنم الی آخر القصه國王在朝廷和集會上將一顆寶石交給大臣,問值多少錢,大臣極力誇大其價值。國王命令他:現在把它打碎。大臣說:我怎麼能打碎它呢?直到故事的結尾 19 詩節
- 174 بخش ۱۷۴ - رسیدن گوهر از دست به دست آخر دور به ایاز و کیاست ایاز و مقلد ناشدن او ایشان را و مغرور ناشدن او به گال و مال دادن شاه و خلعتها و جامگیها افزون کردن و مدح عقل مخطان کردن به مکر و امتحان که کی روا باشد مقلد را مسلمان داشتن مسلمان باشد اما نادر باشد کی مقلد ازین امتحانها به سلامت بیرون آید کی ثبات بینایان ندارد الا من عصم الله زیرا حق یکیست و آن را ضد بسیار غلطافکن و مشابه حق مقلد چون آن ضد را نشناسد از آن رو حق را نشناخته باشد اما حق با آن ناشناخت او چو او را به عنایت نگاه دارد آن ناشناخت او را زیان ندارد寶石幾經轉手,最終到了阿亞茲手中,阿亞茲的智慧,他不盲從他們,也不被國王贈予的財物、袍子和俸祿所迷惑。他讚揚聰明人的智慧,以計謀和考驗來證明:盲從者何時能被視為穆斯林?他們是穆斯林,但很少有盲從者能安然通過這些考驗,因為他們沒有開眼者的堅定,除非是得到真主保佑的人。因為真理只有一個,而它的對立面卻有許多會讓人誤入歧途,與真理相似。盲從者因為不認識這個對立面,所以也不認識真理。然而,真理即使在這種不認識的情況下,如果真主以恩典眷顧他,這種不認識也不會對他造成傷害 22 詩節
- 175 بخش ۱۷۵ - تشنیع زدن امرا بر ایاز کی چرا شکستش و جواب دادن ایاز ایشان را埃米爾們指責阿亞茲為何打碎了它,阿亞茲回答他們 13 詩節
- 176 بخش ۱۷۶ - قصد شاه به کشتن امرا و شفاعت کردن ایاز پیش تخت سلطان کی ای شاه عالم العفو اولی國王意圖殺死埃米爾們,阿亞茲在蘇丹寶座前求情:哦,世界之王,寬恕是最好的選擇 32 詩節
- 177 بخش ۱۷۷ - تفسیر گفتن ساحران فرعون را در وقت سیاست با او کی لا ضیر انا الی ربنا منقلبون法老術士們在受到懲罰時說:這沒有關係,我們將回到我們的主那裡 33 詩節
- 178 بخش ۱۷۸ - مجرم دانستن ایاز خود را درین شفاعتگری و عذر این جرم خواستن و در آن عذرگویی خود را مجرم دانستن و این شکستگی از شناخت و عظمت شاه خیزد کی أَنا أَعْلَمُکُمْ بِاللَّهِ وَ أَخْشیکُمْ لِللَّهِ وَ قالَ اللهُ تَعالی إِنَّما یَخْشَی اللهَ مِنْ عِبادِهِ العُلَماءُ阿亞茲認為自己在這場說情中犯了錯,並為此過錯尋求赦免,在尋求赦免的過程中,他再次認為自己有罪。這種謙卑源於對國王的認識和敬畏,因為「我是你們中最了解真主、最敬畏真主的人」,真主說:「真主只畏懼他的僕人中的學者」 86 詩節