閱讀› 卷 5› 客棧主人妻子說:下雨了,客人還在我們家裡的故事› 詩聯 3659
M5:3659 — زود مهمان جست و گفت این زن بهل / موزه دارم غم ندارم من ز گل
M5:3659
含義 · به زبانِ تو — 您的語言 · AI
مهمان با شنیدن حرفهای توهینآمیز زن، فوراً از جا بلند میشود و میگوید که بهانهی باران و گل برای او کارساز نیست و همین الان خانه را ترک میکند.
در این داستان، زنِ میزبان در تاریکی شب و به اشتباه، به جای همسرش نزد مهمان میرود و با تصور اینکه با شوهرش صحبت میکند، از ماندن طولانی مهمان به خاطر باران و گلایه میکند. او میگوید که این مهمان مانند «صابون سلطانی» به آنها چسبیده و حالا حالاها رفتنی نیست.
این بیت لحظهی واکنش آن مهمان عارف است. او که تا این لحظه ساکت و تسلیم به نظر میرسید، با شنیدن این کلمات تحقیرآمیز که نشان از عدم رضایت قلبی میزبان دارد، عزت نفس خود را بر راحتی ترجیح میدهد. پاسخ او قاطع و فوری است: «موزه دارم غم ندارم من ز گل». این جمله فقط به معنای داشتن چکمه برای عبور از گل و لای نیست، بلکه کنایهای عمیقتر دارد. او میگوید من برای رفتن و دل کندن از این تعلقات دنیوی (که خانهی شما نمادی از آن است) آمادگی کامل دارم و بهانههای ظاهری مانند باران و گل مانع راه من نمیشود.
این واکنش سریع، شخصیت معنوی و آزادهی مهمان را آشکار میکند. او به محض اینکه میفهمد حضورش باعث رنجش و نارضایتی است، بدون لحظهای تردید، آنجا را ترک میکند. این عمل نمادی از رهایی سالک از هر چیزی است که او را از مسیر اصلیاش باز دارد، حتی اگر آن چیز، آسایش و مهماننوازی ظاهری باشد. او به زن میگوید که بهانههای زمینی برای من دست و پاگیر نیست و من آمادهی رفتنم.
- جست
- از جا پرید، جهید
- بهل
- رها کن، واگذار
- موزه
- نوعی کفش یا پاپوش چرمی، چکمه
- ز گل
- از گِل و لای
討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證
除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。
讀者們的提問0
尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。