閱讀 卷 6 《堅定不移之書》的結尾 詩聯 120

M6:120 — عقلشان در نقل دنیا پیچ پیچ / فکرشان در ترک شهوت هیچ هیچ

عقلشان در نقل دنیا پیچ پیچفکرشان در ترک شهوت هیچ هیچ
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:120

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: عقلشان در امور دنیوی و کسب و کار آن بسیار پیچیده و کاردان است، اما فکر و اندیشه‌شان در وانهادن شهوت و امیال نفسانی، هیچ در هیچ است.

معنا: این بیت، حال کسانی را توصیف می‌کند که در زیرکی برای به دست آوردن دنیا استادند، اما در زمینهٔ تسلط بر نفس و تهذیب باطن، کمترین توانی ندارند.

شرح

اینجا مولانا دست بر یکی از تناقض‌های بزرگ وجود آدمی می‌گذارد. ما با انسان‌هایی روبرو هستیم که عقلشان در «نقل دنیا» — یعنی در داد و ستدهای این جهانی، در سیاست‌ورزی، در کسب و کار و معاش — فوق‌العاده تیز و پیچیده است. گره‌های کور را باز می‌کنند و از هر بن‌بستی راهی می‌جویند. اما همین عقل نیرومند، همین فکر کاردان، وقتی به قلمرو درون می‌رسد و پای «ترک شهوت» به میان می‌آید، فلج می‌شود؛ هیچِ هیچ است.

البته باید روشن کنم که ملامت مولانا بر عقل، ملامتی مطلق نیست. مولانا، که خود از اعقل عقلا بود، هرگز به جهل و حماقت دعوت نمی‌کند. تخفیف و تحقیر عقل، همواره در قیاس با عشق است. آن عقلی که مورد نقد اوست، عقل محاسبه‌گر و تاجرصفت است؛ عقلی که ذاتاً متکبر، خودخواه، و سودجوست و هرگز تن به قربانی شدن نمی‌دهد. چنین عقلی برای تدبیر امور معاش لازم است و جهان عمدتاً بر مدار همین عقل می‌گردد. اما اگر نمک عشق نباشد، این جهان پر از عقل، بی‌مزه و حتی خشن و غیرقابل تحمل می‌شود.

بنابراین، این بیت وصف کسانی است که تمام نبوغ خود را صرف امور بیرونی کرده‌اند و از درون تهی مانده‌اند. عقلشان یک کار می‌کند و یک کار را نمی‌کند. در بیرون، راه‌گشاست؛ در درون، راه‌بند است. پیچیدگی‌اش در حیله‌های دنیوی است و سادگی و بلکه بلاهتش در مجاهده با نفس. این یک عدم توازن غم‌انگیز است. مولانا ما را هشدار می‌دهد که مبادا عشق را قربان چنین عقلی کنیم، بلکه باید این عقل را در پای عشقی شایسته قربانی کرد تا انسان از این فلج روحی نجات یابد.

نکات کلیدی

  • هوشمندی در امور دنیا لزوماً به معنای توانایی در تهذیب نفس نیست.
  • مولانا عقل حسابگر و سودجو را نقد می‌کند، نه خردورزی را به طور مطلق.
  • عقلی که در کسب دنیا پیچیده عمل می‌کند، در ترک شهوت فلج و ناتوان است.
  • عشق، نمکی است که جهان عقلانی را قابل تحمل و معنادار می‌سازد.
  • نقد مولانا بر عقل، تنها در قیاس با برتری عشق معنا می‌یابد.
  • کمال انسان در توازن میان توانایی‌های بیرونی و پرورش درونی است.

Sources: d6-s04 · 00:04:56 d6-s04 · 00:05:45 d6-s04 · 00:07:13 d6-s03 · 01:07:04

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。