閱讀卷 6

卷 6 · 4911 詩節 · 140 章節

دفتر ششم

Book VI

دیباچهٔ دفتر ششم · فارسی

بسم الله الرحمن الرحیم

مُجلّد ششم از دفترهای مثنوی و بیّنات معنوی که مصباح ظلام وهْم و شُبْهت و خیالات و شکّ و ریبت باشد، و این مصباح را به حسّ حیوانی ادارک نتوان کردن، زیرا مقام حیوانی اسْفل سافلین است که ایشان را از بهر عمارت صورت عالم اسفل آفریده اند و بر حواسّ و مدارک ایشان دایره‌یی کشیده‌اند که از آن دایره تجاوز نکنند، ﴿ذالک تقدیر العزیز العلیم﴾ یعنی مقدار رسیدن عمل ایشان و جولان نظر ایشان پدید کرد، چنان که هر ستاره را مقداری ست و کارگاهی از فلک که تا آن حد عمل او برسد و همچون حاکم شهری که حکم او در آن شهر نافذ باشد، گس واری توابع آن شهر او حاکم نباشد. عصمنا الله من حبسه و ختمه و ما حجب به المحجوبین آمین یا رب العالمین.

或以您的語言閱讀:

❋ ❋ ❋
  1. 001 بخش ۱ - تمامت کتاب الموطد الکریم《堅定不移之書》的結尾 128 詩節
  2. 002 بخش ۲ - سؤال سایل از مرغی کی بر سر ربض شهری نشسته باشد سر او فاضل‌ترست و عزیزتر و شریف‌تر و مکرم‌تر یا دم او و جواب دادن واعظ سایل را به قدر فهم او提問者問一隻棲息在城牆上的鳥:牠的頭更優越、更珍貴、更高貴、更受尊敬,還是牠的尾巴?傳教士根據提問者的理解回答 54 詩節
  3. 003 بخش ۳ - نکوهیدن ناموسهای پوسیده را کی مانع ذوق ایمان و دلیل ضعف صدق‌اند و راه‌زن صد هزار ابله چنانک راه‌زن آن مخنث شده بودند گوسفندان و نمی‌یارست گذشتن و پرسیدن مخنث از چوپان کی این گوسفندان تو مرا عجب گزند گفت ای مردی و در تو رگ مردی هست همه فدای تو اند و اگر مخنثی هر یکی ترا اژدرهاست مخنثی دیگر هست کی چون گوسفندان را بیند در حال از راه باز گردد نیارد پرسیدن ترسد کی اگر بپرسم گوسفندان در من افتند و مرا بگزند譴責腐朽的習俗,它們阻礙信仰的滋味,證明真誠的軟弱,並誤導成千上萬的傻瓜。正如那些羊群曾阻礙那個娘娘腔(mukhannath),他不敢通過。娘娘腔問牧羊人:你的這些羊怎麼會傷害我?他說:如果你是男人,你身上有男人的氣概,所有羊都會為你犧牲;如果你是娘娘腔,每一隻羊對你來說都是一條惡龍。還有另一種娘娘腔,他一看到羊群,立刻就退縮,不敢問,怕如果他問了,羊群就會撲向他,傷害他 27 詩節
  4. 004 بخش ۴ - مناجات و پناه جستن به حق از فتنهٔ اختیار و از فتنهٔ اسباب اختیار کی سماوات و ارضین از اختیار و اسباب اختیار شکوهیدند و ترسیدند و خلقت آدمی مولع افتاد بر طلب اختیار و اسباب اختیار خویش چنانک بیمار باشد خود را اختیار کم بیند صحت خواهد کی سبب اختیارست تا اختیارش بیفزاید و منصب خواهد تا اختیارش بیفزاید و مهبط قهر حق در امم ماضیه فرط اختیار و اسباب اختیار بوده است هرگز فرعون بی‌نوا کس ندیده است向真主祈禱,尋求庇護,免於自由意志的誘惑,以及導致自由意志的手段的誘惑。因為天地都曾因自由意志和導致自由意志的手段而抱怨和恐懼,而人類的創造卻熱衷於追求自己的自由意志和導致自由意志的手段。如同病人感覺自己缺乏自由意志,渴望健康,因為健康是自由意志的原因,這樣他的自由意志就會增加;他渴望地位,這樣他的自由意志就會增加。在過去的民族中,真主降臨懲罰的根源一直是過度的自由意志和導致自由意志的手段。從未見過貧困的法老 39 詩節
  5. 005 بخش ۵ - حکایت غلام هندو کی به خداوند‌زادهٔ خود پنهان هوای آورده بود چون دختر را با مهتر‌زاده‌ای عقد کردند غلام خبر یافت رنجور شد و می‌گداخت و هیچ طبیب علت او را در نمی‌یافت و او را زهرهٔ گفتن نه印度奴隸的故事,他暗戀著自己的主人之女。當女孩與一位貴族少爺訂婚時,奴隸得知後,病倒了,日漸消瘦,沒有醫生能查出他的病因,而他也不敢說出口 35 詩節
  6. 006 بخش ۶ - صبر فرمودن خواجه مادر دختر را کی غلام را زجر مکن من او را بی‌زجر ازین طمع باز آرم کی نه سیخ سوزد نه کباب خام ماند主人勸女兒的母親不要責罵奴隸,說他會不懲罰他就能讓他放棄這份貪念,這樣既不會把肉烤焦,也不會讓肉生吃 38 詩節
  7. 007 بخش ۷ - در بیان آنک این غرور تنها آن هندو را نبود بلک هر آدمیی به چنین غرور مبتلاست در هر مرحله‌ای الا من عصم الله闡明這種自大不僅限於那個印度人,而是每個阿丹的子孫在每個階段都受這種自大的影響,除了得到真主保佑的人 31 詩節
  8. 008 بخش ۸ - در عموم تاویل این آیت کی کلما اوقدوا نارا للحرب總體解釋這段經文:每當他們點燃戰爭的火焰 4 詩節
  9. 009 بخش ۹ - قصه‌ای هم در تقریر این一個故事也證實了這一點 28 詩節
  10. 010 بخش ۱۰ - وا نمودن پادشاه به امرا و متعصبان در راه ایاز سبب فضیلت و مرتبت و قربت و جامگی او بریشان بر وجهی کی ایشان را حجت و اعتراض نماند國王向埃米爾們和狂熱分子們闡明阿亞茲的優越、地位、親近和薪俸的原因,使他們無可爭辯,無從反駁 16 詩節
  11. 011 بخش ۱۱ - مدافعهٔ امرا آن حجت را به شبههٔ جبریانه و جواب دادن شاه ایشان را埃米爾們以宿命論的詭辯反駁,國王回答他們 34 詩節
  12. 012 بخش ۱۲ - حکایت آن صیادی کی خویشتن در گیاه پیچیده بود و دستهٔ گل و لاله را کله‌وار به سر فرو کشیده تا مرغان او را گیاه پندارند و آن مرغ زیرک بوی برد اندکی کی این آدمیست کی برین شکل گیاه ندیدم اما هم تمام بوی نبرد به افسون او مغرور شد زیرا در ادراک اول قاطعی نداشت در ادراک مکر دوم قاطعی داشت و هو الحرص و الطمع لا سیما عند فرط الحاجة و الفقر قال النبی صلی الله علیه و سلم کاد الفقر ان یکون کفرا獵人的故事,他將自己纏繞在草叢中,並將一把花草像帽子一樣戴在頭上,好讓鳥兒以為他是草。那隻聰明的鳥兒嗅出了一點不對勁,說這是人,我從未見過這種形狀的草,但牠並未完全識破,被他的計謀迷惑了,因為在第一次察覺時,牠沒有確鑿的證據;在第二次察覺詭計時,牠有確鑿的證據,那就是貪婪和欲望,尤其是在極度貧困和匱乏的時候。先知(願主福安之)說:貧窮幾乎就是不信 32 詩節
  13. 013 بخش ۱۳ - حکایت آن شخص کی دزدان قوج او را بدزدیدند و بر آن قناعت نکرد به حیله جامه‌هاش را هم دزدیدند那個人被小偷偷走了公羊,他們還不滿足,又用計謀偷走了他的衣服的故事 11 詩節
  14. 014 بخش ۱۴ - مناظرهٔ مرغ با صیاد در ترهب و در معنی ترهبی کی مصطفی علیه‌السلام نهی کرد از آن امت خود را کی لا رهبانیة فی الاسلام鳥與獵人關於隱居的辯論,以及穆斯塔法(願主福安之)禁止其社群進行的隱居的意義:伊斯蘭教中沒有隱居 64 詩節
  15. 015 بخش ۱۵ - حکایت پاسبان کی خاموش کرد تا دزدان رخت تاجران بردند به کلی بعد از آن هیهای و پاسبانی می‌کرد守夜人的故事,他保持沉默,直到小偷將商人的全部行李偷走,然後才大聲喊叫,履行守夜的職責 15 詩節
  16. 016 بخش ۱۶ - حواله کردن مرغ گرفتاری خود را در دام به فعل و مکر و زرق زاهد و جواب زاهد مرغ را鳥將自己被困在陷阱歸咎於苦行者的行為、計謀和虛偽,苦行者回答鳥 36 詩節
  17. 017 بخش ۱۷ - حکایت آن عاشق کی شب بیامد بر امید وعدهٔ معشوق بدان وثاقی کی اشارت کرده بود و بعضی از شب منتظر ماند و خوابش بربود معشوق آمد بهر انجاز وعده او را خفته یافت جیبش پر جوز کرد و او را خفته گذاشت و بازگشت一個戀人的故事,他夜裡來到情人指點的房間,滿懷期待地等待著情人的約會。他等待了半夜,睡著了。情人來兌現承諾,發現他睡著了,便將他的衣袋裝滿核桃,然後離去 50 詩節
  18. 018 بخش ۱۸ - استدعاء امیر ترک مخمور مطرب را به وقت صبوح و تفسیر این حدیث کی ان لله تعالی شرابا اعده لاولیائه اذا شربوا سکروا و اذا سکروا طابوا الی آخر الحدیث. می در خم اسرار بدان می‌جوشد؛ تا هر که مجردست از آن می‌نوشد قال الله تعالی ان الابرار یشربون این می که تو می‌خوری حرامست ما می نخوریم جز حلالی «جهد کن تا ز نیست هست شوی وز شراب خدای مست شوی»酩酊大醉的突厥埃米爾清晨懇求樂師,並解釋這段聖訓:真主為他的聖徒們準備了一種飲品,他們飲下後會酩酊大醉,酩酊大醉後會心曠神怡,直到聖訓結尾。酒在秘密的酒甕中沸騰;直到每個單身的人都從中暢飲。真主說:義人們將會飲用這種酒。你喝的酒是禁酒,我們不喝除了合法之外的酒。「努力吧,直到你從無到有,從真主之酒中酩酊大醉」 27 詩節
  19. 019 بخش ۱۹ - در آمدن ضریر در خانهٔ مصطفی علیه‌السلام و گریختن عایشه رضی الله عنها از پیش ضریر و گفتن رسول علیه‌السلام کی چه می‌گریزی او ترا نمی‌بیند و جواب دادن عایشه رضی الله عنها رسول را صلی الله علیه و سلم盲人進入穆斯塔法(願主福安之)的家,阿伊莎(願主喜悅之)從盲人面前逃開,使者(願主福安之)說:你為什麼逃跑,他看不到你?阿伊莎(願主喜悅之)回答使者(願主福安之) 16 詩節
  20. 020 بخش ۲۰ - امتحان کردن مصطفی علیه‌السلام عایشه را رضی الله عنها کی چه پنهان می‌شوی پنهان مشو که اعمی ترا نمی‌بیند تا پدید آید کی عایشه رضی الله عنها از ضمیر مصطفی علیه السلام واقف هست یا خود مقلد گفت ظاهرست穆斯塔法(願主福安之)考驗阿伊莎(願主喜悅之):你為何躲藏?不要躲藏,盲人看不到你,直到顯明阿伊莎(願主喜悅之)是否了解穆斯塔法(願主福安之)的心思,或者盲從者說這是顯而易見的 17 詩節
  21. 021 بخش ۲۱ - حکایت آن مطرب کی در بزم امیر ترک این غزل آغاز کرد گلی یا سوسنی یا سرو یا ماهی نمی‌دانم ازین آشفتهٔ بی‌دل چه می‌خواهی نمی‌دانم و بانگ بر زدن ترک کی آن بگو کی می‌دانی و جواب مطرب امیر را一位樂師在突厥埃米爾的宴會上開始唱這首詩:你是花還是百合,是柏樹還是月亮?我不知道你這個不安分的人想要什麼?突厥人喊道:說你知道的!樂師回答埃米爾 20 詩節
  22. 022 بخش ۲۲ - تفسیر قوله علیه‌السلام موتوا قبل ان تموتوا بمیر ای دوست پیش از مرگ اگر می زندگی خواهی کی ادریس از چنین مردن بهشتی گشت پیش از ما解釋聖訓:在你們死去之前死去。我的朋友啊,如果你渴望生命,請在死亡之前死去,因為伊德里斯(願主平安之)就是通過這種死亡,比我們更早進入天堂的 54 詩節
  23. 023 بخش ۲۳ - تشبیه مغفلی کی عمر ضایع کند و وقت مرگ در آن تنگاتنگ توبه و استغفار کردن گیرد به تعزیت داشتن شیعهٔ اهل حلب هر سالی در ایام عاشورا به دروازهٔ انطاکیه و رسیدن غریب شاعر از سفر و پرسیدن کی این غریو چه تعزیه است將浪費生命,在臨終時才開始懺悔和祈求寬恕的粗心人,比作每年阿舒拉日,阿勒頗的什葉派在安條克門為此舉行哀悼會。一位外地詩人旅行歸來,問:這哀嚎是何種哀悼? 16 詩節
  24. 024 بخش ۲۴ - نکته گفتن آن شاعر جهت طعن شیعه حلب那位詩人為了譏諷阿勒頗的什葉派而說了一句話 13 詩節
  25. 025 بخش ۲۵ - تمثیل مرد حریص نابیننده رزاقی حق را و خزاین و رحمت او را به موری کی در خرمن‌گاه بزرگ با دانهٔ گندم می‌کوشد و می‌جوشد و می‌لرزد و به تعجیل می‌کشد و سعت آن خرمن را نمی‌بیند將看不到真主恩賜、寶藏和仁慈的貪婪盲人,比作一隻在巨大麥堆中為了一粒麥子而掙扎、忙碌、顫抖、匆忙拖拽的螞蟻,牠看不到那麥堆的廣闊 40 詩節
  26. 026 بخش ۲۶ - داستان آن شخص کی بر در سرایی نیم‌شب سحوری می‌زد همسایه او را گفت کی آخر نیم‌شبست سحر نیست و دیگر آنک درین سرا کسی نیست بهر کی می‌زنی و جواب گفتن مطرب او را那個在半夜敲打別人家門,叫賣早餐的人的故事。鄰居對他說:現在是半夜,不是清晨。而且這家裡沒人,你為誰而敲?樂師回答他 42 詩節
  27. 027 بخش ۲۷ - قصهٔ احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیه‌السلام در آن چاشتگاهها کی خواجه‌اش از تعصب جهودی به شاخ خارش می‌زد پیش آفتاب حجاز و از زخم خون از تن بلال برمی‌جوشید ازو احد احد می‌جست بی‌قصد او چنانک از دردمندان دیگر ناله جهد بی‌قصد زیرا از درد عشق ممتلی بود اهتمام دفع درد خار را مدخل نبود هم‌چون سحرهٔ فرعون و جرجیس و غیر هم لایعد و لا یحصی比拉勒在希賈茲的炙熱陽光下,因對穆斯塔法(願主福安之)的愛,不斷說著「阿哈德,阿哈德」的故事。當時他的主人因猶太教的偏執,用帶刺的樹枝毆打他,比拉勒的血從體內湧出,他卻不由自主地發出「阿哈德,阿哈德」的聲音,如同其他痛苦的人不由自主地呻吟一般,因為他充滿了愛情的痛苦,無法專心於驅除荊棘的疼痛。如同法老的術士、喬治斯等不計其數的人 65 詩節
  28. 028 بخش ۲۸ - باز گردانیدن صدیق رضی الله عنه واقعهٔ بلال را رضی الله عنه و ظلم جهودان را بر وی و احد احد گفتن او و افزون شدن کینهٔ جهودان و قصه کردن آن قضیه پیش مصطفی علیه‌السلام و مشورت در خریدن او賽迪克(願主喜悅之)講述比拉勒(願主喜悅之)的遭遇,以及猶太人對他的暴行,還有他不斷說著「阿哈德,阿哈德」,以及猶太人不斷增加的仇恨。並將此事稟報穆斯塔法(願主福安之),商議如何購買他 36 詩節
  29. 029 بخش ۲۹ - وصیت کردن مصطفی علیه‌السلام صدیق را رضی الله عنه کی چون بلال را مشتری می‌شوی هر آینه ایشان از ستیز بر خواهند در بها فزود و بهای او را خواهند فزودن مرا درین فضیلت شریک خود کن وکیل من باش و نیم بها از من بستان穆斯塔法(願主福安之)囑咐賽迪克(願主喜悅之):當你購買比拉勒時,他們必會因固執而抬高價格。請讓我在這項功績中與你分享,成為我的代理人,從我這裡拿走一半的價格 45 詩節
  30. 030 بخش ۳۰ - خندیدن جهود و پنداشتن کی صدیق مغبونست درین عقد猶太人嘲笑,認為賽迪克在這筆交易中吃虧了 41 詩節
  31. 031 بخش ۳۱ - معاتبهٔ مصطفی علیه‌السلام با صدیق رضی الله عنه کی ترا وصیت کردم کی به شرکت من بخر تو چرا بهر خود تنها خریدی و عذر او穆斯塔法(願主福安之)責備賽迪克(願主喜悅之):我囑咐你與我合夥購買,你為什麼獨自購買?以及他的藉口 36 詩節
  32. 032 بخش ۳۲ - قصهٔ هلال کی بندهٔ مخلص بود خدای را صاحب بصیرت بی‌تقلید پنهان شده در بندگی مخلوقان جهت مصلحت نه از عجز چنانک لقمان و یوسف از روی ظاهر و غیر ایشان بندهٔ سایس بود امیری را و آن امیر مسلمان بود اما چشم بسته داند اعمی که مادری دارد لیک چونی بوهم در نارد اگر با این دانش تعظیم این مادر کند ممکن بود کی از عمی خلاص یابد کی اذا اراد الله به عبد خیرا فتح عینی قلبه لیبصره بهما الغیب این راه ز زندگی دل حاصل کن کین زندگی تن صفت حیوانست希拉勒的故事:他是真主忠誠的僕人,有真知灼見,不盲從,為了利益而隱藏在受造物的奴役中,並非出於無能。如同陸克曼和優素福(願主平安之)表面上,以及他們之外的人,他是某位埃米爾的奴僕,那位埃米爾是穆斯林,但卻是盲目的。盲人知道自己有母親,但無法想像她的樣子。如果他懷著這種認識尊重這位母親,他或許能擺脫盲目,因為「如果真主希望對他的僕人施以恩惠,他就會打開他們的心眼,讓他們用它們看到隱微」。這條道路是通過心的生命來獲得的,因為身體的生命是動物的特徵 7 詩節
  33. 033 بخش ۳۳ - حکایت در تقریر همین سخن一個故事也證實了這一點 13 詩節
  34. 034 بخش ۳۴ - مثل比喻 18 詩節
  35. 035 بخش ۳۵ - رنجور شدن این هلال و بی‌خبری خواجهٔ او از رنجوری او از تحقیر و ناشناخت و واقف شدن دل مصطفی علیه‌السلام از رنجوری و حال او و افتقاد و عیادت رسول علیه‌السلام این هلال را希拉勒生病了,他的主人因輕視和不認識而對他的病情毫不知情,而穆斯塔法(願主福安之)卻得知了他的病情,並探望和慰問了使者(願主福安之)這位希拉勒 23 詩節
  36. 036 بخش ۳۶ - در آمدن مصطفی علیه‌السلام از بهر عیادت هلال در ستورگاه آن امیر و نواختن مصطفی هلال را رضی الله عنه穆斯塔法(願主福安之)為探望希拉勒而進入那位埃米爾的馬廄,並款待了穆斯塔法(願主福安之)希拉勒(願主喜悅之) 13 詩節
  37. 037 بخش ۳۷ - در بیان آنک مصطفی علیه‌السلام شنید کی عیسی علیه‌السلام بر روی آب رفت فرمود لو ازداد یقینه لمشی علی الهواء闡明穆斯塔法(願主福安之)聽說伊薩(願主平安之)在水上行走,他說:如果他的信念更堅定,他就能在空中行走 36 詩節
  38. 038 بخش ۳۸ - داستان آن عجوزه کی روی زشت خویشتن را جندره و گلگونه می‌ساخت و ساخته نمی‌شد و پذیرا نمی‌آمد老婦人的故事,她用粉底和胭脂塗抹自己醜陋的臉,卻無法成功 15 詩節
  39. 039 بخش ۳۹ - داستان آن درویش کی آن گیلانی را دعا کرد کی خدا ترا به سلامت به خان و مان باز رساناد那個德爾維希的故事,他為那個吉蘭人祈禱:願真主讓你平安回家 5 詩節
  40. 040 بخش ۴۰ - صفت آن عجوز形容那位老婦人 8 詩節
  41. 041 بخش ۴۱ - قصهٔ درویشی کی از آن خانه هرچه می‌خواست می‌گفت نیست一個德爾維希的故事,他從那個家裡要什麼,都被告知沒有 18 詩節
  42. 042 بخش ۴۲ - رجوع به داستان آن کمپیر回到那位老太太的故事 25 詩節
  43. 043 بخش ۴۳ - حکایت آن رنجور کی طبیب درو اومید صحت ندید那個病人,醫生對他恢復健康不抱希望的故事 28 詩節
  44. 044 بخش ۴۴ - رجوع به قصهٔ رنجور回到病人的故事 62 詩節
  45. 045 بخش ۴۵ - قصهٔ سلطان محمود و غلام هندو馬赫穆德蘇丹與印度奴隸的故事 67 詩節
  46. 046 بخش ۴۶ - لیس للماضین هم الموت انما لهم حسرة الفوت逝者所憂非死,乃錯過之憾 33 詩節
  47. 047 بخش ۴۷ - بار دیگر رجوع کردن به قصهٔ صوفی و قاضی再次回到蘇菲行者和法官的故事 85 詩節
  48. 048 بخش ۴۸ - طیره شدن قاضی از سیلی درویش و سرزنش کردن صوفی قاضی را法官因德爾維希的耳光而惱怒,蘇菲行者責備法官 9 詩節
  49. 049 بخش ۴۹ - جواب دادن قاضی صوفی را法官回答蘇菲行者 27 詩節
  50. 050 بخش ۵۰ - سؤال کردن آن صوفی قاضی را蘇菲行者問法官 9 詩節
  51. 051 بخش ۵۱ - جواب گفتن آن قاضی صوفی را法官回答蘇菲行者 32 詩節
  52. 052 بخش ۵۲ - باز سؤال کردن صوفی از آن قاضی蘇菲行者再次問法官 5 詩節
  53. 053 بخش ۵۳ - جواب قاضی سؤال صوفی را و قصهٔ ترک و درزی را مثل آوردن法官回答蘇菲行者的問題,並以突厥人和裁縫的故事為例 6 詩節
  54. 054 بخش ۵۴ - قال النبی علیه السلام ان الله تعالی یلقن الحکمة علی لسان الواعظین بقدر همم المستمعین先知(願主福安之)說:真主必將智慧透過傳教士的口傳授給聽眾,依他們的志向而定 17 詩節
  55. 055 بخش ۵۵ - دعوی کردن ترک و گرو بستن او کی درزی از من چیزی نتواند بردن突厥人聲稱並打賭裁縫無法從他身上拿走任何東西 20 詩節
  56. 056 بخش ۵۶ - مضاحک گفتن درزی و ترک را از قوت خنده بسته شدن دو چشم تنگ او و فرصت یافتن درزی裁縫說笑話,突厥人因大笑而雙眼緊閉,裁縫抓住機會 24 詩節
  57. 057 بخش ۵۷ - گفتن درزی ترک را هی خاموش کی اگر مضاحک دگر گویم قبات تنگ آید裁縫對突厥人說:嘿,安靜!如果我再說笑話,你的袍子會變窄 3 詩節
  58. 058 بخش ۵۸ - بیان آنک بی‌کاران و افسانه‌جویان مثل آن ترک‌اند و عالم غرار غدار هم‌چو آن درزی و شهوات و زبان مضاحک گفتن این دنیاست و عمر هم‌چون آن اطلس پیش این درزی جهت قبای بقا و لباس تقوی ساختن闡明無所事事和愛聽故事的人就像那個突厥人,而這個欺詐的世界就像那個裁縫,慾望和言語就像這個世界的笑話,生命就像在裁縫面前的絲綢,為了製作永恆的袍子和敬畏的衣服 7 詩節
  59. 059 بخش ۵۹ - مثل比喻 12 詩節
  60. 060 بخش ۶۰ - باز مکرر کردن صوفی سؤال را蘇菲行者再次重複問題 8 詩節
  61. 061 بخش ۶۱ - جواب دادن قاضی صوفی را法官回答蘇菲行者 11 詩節
  62. 062 بخش ۶۲ - حکایت در تقریر آنک صبر در رنج کار سهل‌تر از صبر در فراق یار بود一個故事證實了忍受痛苦比忍受離別更輕鬆 22 詩節
  63. 063 بخش ۶۳ - مثل比喻 54 詩節
  64. 064 بخش ۶۴ - باقی قصهٔ فقیر روزی‌طلب بی‌واسطهٔ کسب剩餘的窮人故事,他沒有直接透過勞動而獲得生計 74 詩節
  65. 065 بخش ۶۵ - قصهٔ آن گنج‌نامه کی پهلوی قبه‌ای روی به قبله کن و تیر در کمان نه بینداز آنجا کی افتد گنجست藏寶圖的故事,它說:在一個圓頂旁邊,面向朝拜方向,放箭,箭落之處就是寶藏 31 詩節
  66. 066 بخش ۶۶ - تمامی قصهٔ آن فقیر و نشان جای آن گنج那個窮人的完整故事和寶藏的位置 9 詩節
  67. 067 بخش ۶۷ - فاش شدن خبر این گنج و رسیدن به گوش پادشاه這個寶藏的消息洩露,傳到了國王耳中 11 詩節
  68. 068 بخش ۶۸ - نومید شدن آن پادشاه از یافتن آن گنج و ملول شدن او از طلب آن國王對找到寶藏感到絕望,並厭倦了尋找 16 詩節
  69. 069 بخش ۶۹ - باز دادن شاه گنج‌نامه را به آن فقیر کی بگیر ما از سر این برخاستیم國王將寶藏之地圖交還給那窮人,說:‘我們已放棄此念。’ 69 詩節
  70. 070 بخش ۷۰ - حکایت مرید شیخ حسن خرقانی قدس الله سره謝赫哈桑·卡爾加尼(Sheikh Hassan Kharaqani)弟子之故事 12 詩節
  71. 071 بخش ۷۱ - پرسیدن آن وارد از حرم شیخ کی شیخ کجاست کجا جوییم و جواب نافرجام گفتن حرم訪客詢問謝赫的夫人:‘謝赫在哪裡?我們該到哪裡尋找他?’夫人給了不圓滿的答覆。 12 詩節
  72. 072 بخش ۷۲ - جواب گفتن مرید و زجر کردن مرید آن طعانه را از کفر و بیهوده گفتن弟子回應,斥責那譏諷者,說他言辭褻瀆且無意義。 47 詩節
  73. 073 بخش ۷۳ - واگشتن مرید از وثاق شیخ و پرسیدن از مردم و نشان دادن ایشان کی شیخ به فلان بیشه رفته است弟子從謝赫的房舍折返,詢問眾人,他們指點說:‘謝赫已前往那片森林。’ 11 詩節
  74. 074 بخش ۷۴ - یافتن مرید مراد را و ملاقات او با شیخ نزدیک آن بیشه弟子找到他所尋求的,與謝赫在那片森林附近相遇。 27 詩節
  75. 075 بخش ۷۵ - حکمت در انی جاعل فی الارض خلیفة關於「我必在大地上安置一個代理者」的智慧。 38 詩節
  76. 076 بخش ۷۶ - معجزهٔ هود علیه‌السلام در تخلص مؤمنان امت به وقت نزول باد胡德(Hud)聖人如何在風暴降臨時拯救信徒的奇蹟。 66 詩節
  77. 077 بخش ۷۷ - رجوع کردن به قصهٔ قبه و گنج回到穹頂與寶藏的故事。 31 詩節
  78. 078 بخش ۷۸ - انابت آن طالب گنج به حق تعالی بعد از طلب بسیار و عجز و اضطرار کی ای ولی الاظهار تو کن این پنهان را آشکار尋寶者在多番尋求、無力且絕望之後,向上帝悔改,說:‘顯化之主啊!請您揭示這隱藏之物。’ 59 詩節
  79. 079 بخش ۷۹ - آواز دادن هاتف مر طالب گنج را و اعلام کردن از حقیقت اسرار آن天音呼喚尋寶者,告知他寶藏秘密的真相。 29 詩節
  80. 080 بخش ۸۰ - حکایت آن سه مسافر مسلمان و ترسا و جهود و آن کی به منزل قوتی یافتند و ترسا و جهود سیر بودند گفتند این قوت را فردا خوریم مسلمان صایم بود گرسنه ماند از آنک مغلوب بود三位旅人:一位穆斯林、一位基督徒、一位猶太教徒的故事。他們在旅途中找到食物,基督徒和猶太教徒已飽足,說:‘明天再吃這些食物。’穆斯林因為齋戒,儘管飢餓,卻因寡不敵眾而未得食物。 81 詩節
  81. 081 بخش ۸۱ - حکایت اشتر و گاو و قج که در راه بند گیاه یافتند هر یکی می‌گفت من خورم駱駝、牛和騾子在路上找到青草,每一隻都說:‘我來吃。’的故事。 8 詩節
  82. 082 بخش ۸۲ - مثل譬喻 21 詩節
  83. 083 بخش ۸۳ - جواب گفتن مسلمان آنچ دید به یارانش جهود و ترسا و حسرت خوردن ایشان穆斯林將他所見告訴同伴猶太教徒和基督徒,他們為此感到遺憾。 24 詩節
  84. 084 بخش ۸۴ - منادی کردن سید ملک ترمد کی هر کی در سه یا چهار روز به سمرقند رود به فلان مهم خلعت و اسپ و غلام و کنیزک و چندین زر دهم و شنیدن دلقک خبر این منادی در ده و آمدن به اولاقی نزد شاه کی من باری نتوانم رفتن帖爾米茲國王宣佈:‘任何在三四天內前往撒馬爾罕,辦理某件要事的人,我將賜予他錦袍、馬匹、奴隸、婢女和黃金。’小丑在村莊裡聽到這個消息,來到王宮,對國王說:‘我至少不能去。’ 122 詩節
  85. 085 بخش ۸۵ - حکایت تعلق موش با چغز و بستن پای هر دو به رشته‌ای دراز و بر کشیدن زاغ موش را و معلق شدن چغز و نالیدن و پشیمانی او از تعلق با غیر جنس و با جنس خود ناساختن老鼠與水獺連結的故事:兩隻的腳被一根長繩綁在一起。烏鴉抓走了老鼠,水獺懸在空中,牠哀嚎並後悔與異類連結,不與同類相處。 33 詩節
  86. 086 بخش ۸۶ - تدبیر کردن موش به چغز کی من نمی‌توانم بر تو آمدن به وقت حاجت در آب میان ما وصلتی باید کی چون من بر لب جو آیم ترا توانم خبر کردن و تو چون بر سر سوراخ موش‌خانه آیی مرا توانی خبر کردن الی آخره老鼠對水獺設計:‘我無法在你需要時來到你身邊。我們之間需要一種水中的連結,這樣當我來到河邊時,就能通知你;當你來到老鼠洞口時,也能通知我。’等等。 21 詩節
  87. 087 بخش ۸۷ - مبالغه کردن موش در لابه و زاری و وصلت جستن از چغز آبی老鼠竭力懇求水獺與其建立水中的連結。 29 詩節
  88. 088 بخش ۸۸ - لابه کردن موش مر چغز را کی بهانه میندیش و در نسیه مینداز انجاح این حاجت مرا کی فی التاخیر آفات و الصوفی ابن الوقت و ابن دست از دامن پدر باز ندارد و اب مشفق صوفی کی وقتست او را بنگرش به فردا محتاج نگرداند چندانش مستغرق دارد در گلزار سریع الحسابی خویش نه چون عوام منتظر مستقبل نباشد نهری باشد نه دهری کی لا صباح عند الله و لا مساء ماضی و مستقبل و ازل و ابد آنجا نباشد آدم سابق و دجال مسبوق نباشد کی این رسوم در خطهٔ عقل جز وی است و روح حیوانی در عالم لا مکان و لا زمان این رسوم نباشد پس او ابن وقتیست کی لا یفهم منه الا نفی تفرقة الا زمنة چنانک از الله واحد فهم شود نفی دوی نی حقیقت واحدی老鼠懇求水獺:‘不要找藉口,不要拖延滿足我的需求,因為延遲會帶來災禍。蘇菲派是當下之人,兒女不會放開父親的衣襟。慈悲的父親是蘇菲派,時間就是他。請看他,他不會因明日而需求,他讓自己沉浸在迅速清算的花園中。他不像普通人那樣等待未來。他是一條河流,而不是一個時代,因為上帝那裡沒有清晨和傍晚,沒有過去和未來,沒有永恆的始終。亞當不是先知,敵基督不是後來者,因為這些形式存在於部分理智的領域和動物的靈魂中。在無時間無空間的世界,這些形式並不存在。因此,他是當下之人,其中只理解時間的非分離性,就像從‘上帝是一’中理解的是‘不存在二’,而不是‘一的實相’。 101 詩節
  89. 089 بخش ۸۹ - حکایت شب دزدان کی سلطان محمود شب در میان ایشان افتاد کی من یکی‌ام از شما و بر احوال ایشان مطلع شدن الی آخره盜賊之夜的故事:馬哈茂德蘇丹(Sultan Mahmud)在夜間混入他們之中,說:‘我也是你們中的一員。’並從中瞭解他們的狀況。 105 詩節
  90. 090 بخش ۹۰ - قصهٔ آنک گاو بحری گوهر کاویان از قعر دریا بر آورد شب بر ساحل دریا نهد در درخش و تاب آن می‌چرد بازرگان از کمین برون آید چون گاو از گوهر دورتر رفته باشد بازرگان به لجم و گل تیره گوهر را بپوشاند و بر درخت گریزد الی آخر القصه و التقریب海牛從海底取出卡維安珠寶,夜間放在海灘上,在光芒中吃草。商人從伏擊處出來,等到海牛離珠寶遠去,商人用泥土覆蓋珠寶,然後爬上樹躲藏起來。故事以此類推。 19 詩節
  91. 091 بخش ۹۱ - رجوع کردن به قصهٔ طلب کردن آن موش آن چغز را لب‌لب جو و کشیدن سر رشته تا چغز را در آب خبر شود از طلب او回到老鼠在河邊呼喚水獺的故事,拉動繩索,以便水獺在水中得知老鼠的呼喚。 33 詩節
  92. 092 بخش ۹۲ - قصهٔ عبدالغوث و ربودن پریان او را و سالها میان پریان ساکن شدن او و بعد از سالها آمدن او به شهر و فرزندان خویش را باز ناشکیفتن او از آن پریان به حکم جنسیت و همدلی او با ایشان阿卜杜勒·高特(Abdul Ghawth)被仙女帶走,多年居住於仙女之間的故事。多年後,他回到城市,卻無法忍受與自己的孩子分離,因為他與那些仙女之間存在著同類相親和心靈相通的關係。 40 詩節
  93. 093 بخش ۹۳ - داستان آن مرد کی وظیفه داشت از محتسب تبریز و وامها کرده بود بر امید آن وظیفه و او را خبر نه از وفات او حاصل از هیچ زنده‌ای وام او گزارده نشد الا از محتسب متوفی گزارده شد چنانک گفته‌اند لیس من مات فاستراح بمیت انما المیت میت الاحیاء關於那個人從大不里士(Tabriz)的稅務官那裡領有俸祿,並因希望獲得這份俸祿而借了許多債務,但他卻不知道稅務官已去世。結果,沒有任何活著的人為他償還債務,只有已故的稅務官為他償還了債務,正如詩人所說:‘死而安息者並非真正死亡,真正死亡的是活著的死者。’ 15 詩節
  94. 094 بخش ۹۴ - آمدن جعفر رضی الله عنه به گرفتن قلعه به تنهایی و مشورت کردن ملک آن قلعه در دفع او و گفتن آن وزیر ملک را کی زنهار تسلیم کن و از جهل تهور مکن کی این مرد میدست و از حق جمعیت عظیم دارد در جان خویش الی آخره賈法爾(Ja'far)獨自攻打城堡,城堡之王就如何擊退他進行商議。國王的大臣對國王說:‘千萬要投降,不要因無知而冒險,因為此人是聖人,在他心中,上帝的眾多力量匯聚。’等等。 77 詩節
  95. 095 بخش ۹۵ - رجوع کردن به حکایت آن شخص وام کرده و آمدن او به امید عنایت آن محتسب سوی تبریز回到那個借債人的故事,他懷著對稅務官恩惠的期望來到大不里士。 18 詩節
  96. 096 بخش ۹۶ - باخبر شدن آن غریب از وفات آن محتسب و استغفار او از اعتماد بر مخلوق و تعویل بر عطای مخلوق و یاد نعمتهای حق کردنش و انابت به حق از جرم خود ثُمَّ الَّذینَ کَفَروا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلونَ那位異鄉人得知稅務官去世的消息,為自己依賴受造物、期望受造物的恩賜而向上帝祈求寬恕,並回想上帝的恩惠,為自己的罪過向上帝悔改:「然後,那些不信主的人,卻將其他人與他們的主等同。」 96 詩節
  97. 097 بخش ۹۷ - مثل دوبین هم‌چو آن غریب شهر کاش عمر نام کی از یک دکانش به سبب این به آن دکان دیگر حواله کرد و او فهم نکرد کی همه دکان یکیست درین معنی کی به عمر نان نفروشند هم اینجا تدارک کنم من غلط کردم نامم عمر نیست چون بدین دکان توبه و تدارک کنم نان یابم از همه دکان‌های این شهر و اگر بی‌تدارک هم‌چنین عمر نام باشم ازین دکان در گذرم محرومم و احولم و این دکان‌ها را از هم جدا دانسته‌ام就像那個名叫奧馬爾(Umar)的外鄉人一樣,他患有斜視症,因為這個原因,他被從一家商店轉到另一家商店。他沒有意識到所有商店都是一體的,這意味著他們不賣麵包給奧馬爾,而是在這裡彌補。我錯了,我的名字不是奧馬爾。如果我來到這家商店悔改並彌補,我就能從這個城市的所有商店得到麵包。如果我沒有彌補,仍然叫奧馬爾,我就會被這家商店拒之門外,我是斜視的,我把這些商店看作是分開的。 28 詩節
  98. 098 بخش ۹۸ - توزیع کردن پای‌مرد در جملهٔ شهر تبریز و جمع شدن اندک چیز و رفتن آن غریب به تربت محتسب به زیارت و این قصه را بر سر گور او گفتن به طریق نوحه الی آخره仲介在大不里士城裡散發消息,收集到少量東西,然後那位外鄉人前往稅務官的墓地瞻仰,並在墓前以哀悼的方式講述這個故事。 97 詩節
  99. 099 بخش ۹۹ - دیدن خوارزمشاه رحمه الله در سیران در موکب خود اسپی بس نادر و تعلق دل شاه به حسن و چستی آن اسپ و سرد کردن عمادالملک آن اسپ را در دل شاه و گزیدن شاه گفت او را بر دید خویش چنانک حکیم رحمة الله علیه در الهی‌نامه فرمود چون زبان حسد شود نخاس یوسفی یابی از گزی کرباس از دلالی برادران یوسف حسودانه در دل مشتریان آن چندان حسن پوشیده شد و زشت نمودن گرفت کی وَ کانوا فیهِ مِنَ الزّاهِدینَ花拉子模沙(Khwarazmshah)陛下在巡遊隊伍中看到一匹非常稀有的駿馬,國王的心為其美麗和矯健所吸引。伊瑪德·穆爾克(Imad-ul-Mulk)卻讓國王對這匹馬的熱情降溫,國王因此選擇了他的看法。正如哈基姆(Hakim)所說:‘當嫉妒的舌頭變為奴隸販子,你就會遇到一個用粗麻布製成的約瑟夫。’由於約瑟夫的兄弟們嫉妒地從中作梗,使得他在買家心中的巨大魅力被掩蓋,顯得醜陋,以至於‘他們對他感到厭棄。’ 55 詩節
  100. 100 بخش ۱۰۰ - ماخذهٔ یوسف صدیق صلوات‌الله علیه به حبس بضع سنین به سبب یاری خواستن از غیر حق و گفتن اذکرنی عند ربک مع تقریره約瑟夫先知(願他平安)因向非神祈求幫助而被囚禁數年,並說:‘請你在主面前提起我。’這是對他行為的肯定。 118 詩節
  101. 101 بخش ۱۰۱ - رجوع کردن به قصهٔ آن پای‌مرد و آن غریب وام‌دار و بازگشتن ایشان از سر گور خواجه و خواب دیدن پای‌مرد خواجه را الی آخره回到那個仲介和欠債的異鄉人的故事,他們從先賢的墓地返回,仲介夢見了那位先賢。 15 詩節
  102. 102 بخش ۱۰۲ - گفتن خواجه در خواب به آن پای‌مرد وجوه وام آن دوست را کی آمده بود و نشان دادن جای دفن آن سیم و پیغام کردن به وارثان کی البته آن را بسیار نبینند وهیچ باز نگیرند و اگر چه او هیچ از آن قبول نکند یا بعضی را قبول نکند هم آنجا بگذارند تا هر آنک خواهد برگیرد کی من با خدا نذرها کردم کی از آن سیم به من و به متعلقان من حبه‌ای باز نگردد الی آخره先賢在夢中告訴仲介那位朋友所欠債務的緣由,並指明銀子埋藏的地點,還向繼承人傳話,讓他們千萬不要覬覦那筆錢,也不要收取分毫。即使那朋友不接受或只接受部分,也應將其留在原地,讓所有需要的人自行取用。因為我已向上帝發誓,那筆銀子絕不會回到我或我的家人手中。 50 詩節
  103. 103 بخش ۱۰۳ - حکایت آن پادشاه و وصیت کردن او سه پسر خویش را کی درین سفر در ممالک من فلان جا چنین ترتیب نهید و فلان جا چنین نواب نصب کنید اما الله الله به فلان قلعه مروید و گرد آن مگردید關於國王對他的三個兒子遺囑的故事,他說:‘在這次旅行中,你們在我的領土上,某處要這樣安排,某處要任命這樣的總督。但是,千萬不要去某個城堡,也不要靠近它。’ 13 詩節
  104. 104 بخش ۱۰۴ - بیان استمداد عارف از سرچشمهٔ حیات ابدی و مستغنی شدن او از استمداد و اجتذاب از چشمه‌های آبهای بی‌وفا کی علامة ذالک التجافی عن دار الغرور کی آدمی چون بر مددهای آن چشمه‌ها اعتماد کند در طلب چشمهٔ باقی دایم سست شود کاریز درون جان تو می‌باید کز عاریه‌ها ترا دری نگشاید یک چشمهٔ آب از درون خانه به زان جویی که آن ز بیرون آید闡述真知者如何從永恆生命之源尋求幫助,並擺脫對無常之水的幫助與吸引的依賴。其標誌是遠離幻象之屋,因為當人們信賴那些水源的幫助時,他們在尋求永恆之泉的過程中總是會懈怠。你的靈魂內部需要一口清泉,它不會因借來的東西而為你打開大門。屋內的一口清泉勝過外面流入的溪流。 34 詩節
  105. 105 بخش ۱۰۵ - روان شدن شه‌زادگان در ممالک پدر بعد از وداع کردن ایشان شاه را و اعادت کردن شاه وقت وداع وصیت را الی آخره王子們告別國王後,前往父親的領地,國王在告別時再次重申了遺囑。 69 詩節
  106. 106 بخش ۱۰۶ - رفتن پسران سلطان به حکم آنک الانسان حریص علی ما منع ما بندگی خویش نمودیم ولیکن خوی بد تو بنده ندانست خریدن به سوی آن قلعهٔ ممنوع عنه آن همه وصیت‌ها و اندرزهای پدر را زیر پا نهادند تا در چاه بلا افتادند و می‌گفتند ایشان را نفوس لوامه الم یاتکم نذیر ایشان می‌گفتند گریان و پشیمان لوکنا نسمع او نعقل ماکنا فی اصحاب السعیر國王之子們遵從「人貪求被禁止之物」的法則,說:‘我們已表現出自己的順從,但你的惡習卻不願接受順從。’他們拋開父親所有的訓誡和勸告,走向那個被禁止的城堡,結果落入了災難之井。他們的自責之魂對他們說:‘難道沒有警告者來到你們這裡嗎?’他們哭泣並後悔地說:‘如果我們聽從或理智,我們就不會成為火獄的居民。’ 61 詩節
  107. 107 بخش ۱۰۷ - دیدن ایشان در قصر این قلعهٔ ذات الصور نقش روی دختر شاه چین را و بیهوش شدن هر سه و در فتنه افتادن و تفحص کردن کی این صورت کیست他們在那座城堡的宮殿中看到中國皇帝女兒的畫像,三人全部昏倒,陷入迷惑,並詢問這畫像中的人是誰。 39 詩節
  108. 108 بخش ۱۰۸ - حکایت صدر جهان بخارا کی هر سایلی کی به زبان بخواستی از صدقهٔ عام بی‌دریغ او محروم شدی و آن دانشمند درویش به فراموشی و فرط حرص و تعجیل به زبان بخواست در موکب صدر جهان از وی رو بگردانید و او هر روز حیلهٔ نو ساختی و خود را گاه زن کردی زیر چادر وگاه نابینا کردی و چشم و روی خود بسته به فراستش بشناختی الی آخره布哈拉之宰相的故事:任何以言語求施捨的人,都將被拒絕於其慷慨的公共施捨之外。那位貧困的學者因遺忘、過度貪婪和匆忙而以言語向宰相隊伍中的他求助,宰相轉身不理。此後,學者每天都會想出新的計策,有時會喬裝成蒙著面紗的女人,有時會矇住眼睛和臉扮作盲人,但宰相憑藉其洞察力總能識破他。 44 詩節
  109. 109 بخش ۱۰۹ - حکایت آن دو برادر یکی کوسه و یکی امرد در عزب خانه‌ای خفتند شبی اتفاقا امرد خشت‌ها بر مقعد خود انبار کرد عاقبت دباب دب آورد و آن خشت‌ها را به حیله و نرمی از پس او برداشت کودک بیدار شد به جنگ کی این خشت‌ها کو کجا بردی و چرا بردی او گفت تو این خشت‌ها را چرا نهادی الی آخره關於兩個兄弟的故事:一個是禿頭,另一個是無毛少年。他們有一天晚上睡在單身漢的房子裡。碰巧,無毛少年在自己的臀部堆了磚塊。最終,一個臭蟲(或者類似的東西)慢慢地、巧妙地從他身後取走了磚塊。孩子醒來,爭吵著說:‘這些磚塊去哪裡了?你為什麼拿走它們?’對方說:‘你為什麼要放這些磚塊?’等等。 41 詩節
  110. 110 بخش ۱۱۰ - در تفسیر این خبر کی مصطفی صلوات‌الله علیه فرمود منهومان لا یشبعان طالب الدنیا و طالب العلم کی این علم غیر علم دنیا باید تا دو قسم باشد اما علم دنیا هم دنیا باشد الی آخره و اگر هم‌چنین شود کی طالب الدنیا و طالب الدنیا تکرار بود نه تقسیم مع تقریره解釋聖訓:「兩種貪婪的人永不滿足:貪婪世俗的人和貪婪知識的人。」這份知識必須與世俗知識不同,才能分為兩種。然而,世俗知識本身就是世俗。等等。如果這樣,則「貪婪世俗的人和貪婪世俗的人」是重複而非分類,並對此加以說明。 3 詩節
  111. 111 بخش ۱۱۱ - بحث کردن آن سه شه‌زاده در تدبیر آن واقعه三位王子商議這件事的策略。 5 詩節
  112. 112 بخش ۱۱۲ - مقالت برادر بزرگین長兄的論述。 22 詩節
  113. 113 بخش ۱۱۳ - ذکر آن پادشاه که آن دانشمند را به اکراه در مجلس آورد و بنشاند ساقی شراب بر دانشمند عرضه کرد ساغر پیش او داشت رو بگردانید و ترشی و تندی آغاز کرد شاه ساقی را گفت کی هین در طبعش آر ساقی چندی بر سرش کوفت و شرابش در خورد داد الی آخره記述國王強行將那位學者帶到宮廷,並讓他坐下。侍酒者向學者獻酒,將酒杯遞到他面前,但他卻轉過頭去,開始表現出不悅和憤怒。國王對侍酒者說:‘把他灌醉!’侍酒者對他施加了一些壓力,並讓他喝下了酒。 66 詩節
  114. 114 بخش ۱۱۴ - روان گشتن شاه‌زادگان بعد از تمام بحث و ماجرا به جانب ولایت چین سوی معشوق و مقصود تا به قدر امکان به مقصود نزدیک‌تر باشند اگر چه راه وصل مسدودست به قدر امکان نزدیک‌تر شدن محمودست الی آخره王子們在完成討論和爭論後,啟程前往中國皇帝的領地,朝向他們所愛慕和追求的目標,以便盡可能地接近目標。即使通往結合的道路已被阻斷,盡可能地接近也是值得稱讚的。 6 詩節
  115. 115 بخش ۱۱۵ - حکایت امرء القیس کی پادشاه عرب بود و به صورت عظیم به جمال بود یوسف وقت خود بود و زنان عرب چون زلیخا مردهٔ او و او شاعر طبع قفا نبک من ذکری حبیب و منزل چون همه زنان او را به جان می‌جستند ای عجب غزل او و نالهٔ او بهر چه بود مگر دانست کی این‌ها همه تمثال صورتی‌اند کی بر تخته‌های خاک نقش کرده‌اند عاقبت این امرء القیس را حالی پیدا شد کی نیم‌شب از ملک و فرزند گریخت و خود را در دلقی پنهان کرد و از آن اقلیم به اقلیم دیگر رفت در طلب آن کس کی از اقلیم منزه است یختص برحمته من یشاء الی آخره關於伊姆魯勒·蓋斯(Imru' al-Qais)的故事:他是一位阿拉伯國王,相貌極其俊美,是當時的約瑟夫。阿拉伯婦女像左利卡(Zulaikha)一樣為他癡迷。他是一位天賦異稟的詩人,詩作《請停下,讓我們哭泣,為了心愛的人和她的居所》。當所有婦女都為他傾心時,他的情詩和哀嘆又是為了什麼呢?或許他知道這些都只是塵土上描繪的形像罷了。最終,伊姆魯勒·蓋斯經歷了一番境遇,他在半夜逃離了王國和子女,將自己藏在一件長袍中,從一個地區前往另一個地區,去尋找那個超然於俗世的人:「他以他的慈悲選擇他所意欲的人。」等等。 68 詩節
  116. 116 بخش ۱۱۶ - بعد مکث ایشان متواری در بلاد چین در شهر تختگاه و بعد دراز شدن صبر بی‌صبر شدن آن بزرگین کی من رفتم الوداع خود را بر شاه عرضه کنم اما قدمی تنیلنی مقصودی او القی راسی کفادی ثم یا پای رساندم به مقصود و مراد یا سر بنهم هم‌چو دل از دست آن‌جا و نصیحت برادران او را سود ناداشتن یا عاذل العاشقین دع فة اضلها الله کیف ترشدها الی آخره他們在中國皇城潛伏一段時間後,長兄變得焦躁不安,說:‘我走了,永別了!我將自己獻給國王。然而,一步就能到達我的目標,要麼我的頭顱,如同心臟般,將被拋在那裡。’兄弟們的勸告對他毫無益處。‘啊,責備戀人的人啊,讓那些被上帝引入迷途的人吧,你如何能引導他們?’等等。 120 詩節
  117. 117 بخش ۱۱۷ - بیان مجاهد کی دست از مجاهده باز ندارد اگر چه داند بسطت عطاء حق را کی آن مقصود از طرف دیگر و به سبب نوع عمل دیگر بدو رساند کی در وهم او نبوده باشد او همه وهم و اومید درین طریق معین بسته باشد حلقهٔ همین در می‌زند بوک حق تعالی آن روزی را از در دیگر بدو رساند کی او آن تدبیر نکرده باشد و یرزقه من حیث لا یحتسب العبد یدبر والله یقدر و بود کی بنده را وهم بندگی بود کی مرا از غیر این در برساند اگر چه من حلقهٔ این در می‌زنم حق تعالی او را هم ازین در روزی رساند فی‌الجمله این همه درهای یکی سرایست مع تقریره闡述修行者不應停止奮鬥,即使他知道上帝恩典的廣闊。他所追求的,是通過另一種方式、另一種行動來實現的,這並不在他的想像之中。他將所有的想像和希望都寄託在這條特定的道路上,敲打著這扇門,期望上帝有一天會從另一扇門賜予他恩惠,而他從未為此謀劃過。「他將從他未曾預料的地方獲得供給。」僕人籌劃,而上帝安排。也可能僕人想像自己的僕役身份,覺得上帝會從另一扇門賜予他恩惠,儘管他敲打著這扇門,但上帝仍會從這扇門賜予他恩惠。總之,這些都是同一座宮殿的門。並對此加以說明。 31 詩節
  118. 118 بخش ۱۱۸ - حکایت آن شخص کی خواب دید کی آنچ می‌طلبی از یسار به مصر وفا شود آنجا گنجیست در فلان محله در فلان خانه چون به مصر آمد کسی گفت من خواب دیده‌ام کی گنجیست به بغداد در فلان محله در فلان خانه نام محله و خانهٔ این شخص بگفت آن شخص فهم کرد کی آن گنج در مصر گفتن جهت آن بود کی مرا یقین کنند کی در غیر خانهٔ خود نمی‌باید جستن ولیکن این گنج یقین و محقق جز در مصر حاصل نشود關於一個人夢見他所尋求的財富將在埃及實現的故事。那裡在某個街區的某個房子裡有一筆寶藏。當他來到埃及時,有人告訴他:‘我夢見巴格達某個街區的某個房子裡有一筆寶藏。’那人說出了那個人的街區和房子的名字。那人明白,在埃及說有寶藏是為了讓他確信不應在自己家以外的地方尋找,但這份確信和實現的寶藏只有在埃及才能得到。 11 詩節
  119. 119 بخش ۱۱۹ - سبب تاخیر اجابت دعای مؤمن信徒祈禱延遲應驗的原因。 21 詩節
  120. 120 بخش ۱۲۰ - رجوع کردن به قصهٔ آن شخص کی به او گنج نشان دادند به مصر و بیان تضرع او از درویشی به حضرت حق回到那個被告知埃及有寶藏的人的故事,以及他因貧困而向神聖主宰懇求的敘述。 17 詩節
  121. 121 بخش ۱۲۱ - رسیدن آن شخص به مصر و شب بیرون آمدن به کوی از بهر شبکوکی و گدایی و گرفتن عسس او را و مراد او حاصل شدن از عسس بعد از خوردن زخم بسیار و عَسی أَنْ تَکْرَهوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ و قوله تعالی سَیَجْعَلُ اللهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْراً و قوله علیه‌السلام اشتدّی ازمّة تنفرجی و جمیع القرآن و الکتب المنزلة فی تقریر هذا那個人到達埃及,晚上出門逛街乞討,被守衛抓住,在遭受多處傷痕後,他從守衛那裡得到了他想要的東西。經文說:「你們或許討厭某樣東西,但它對你們是好的。」以及上帝的話:「上帝將在困境之後帶來寬慰。」以及聖訓:「加強束縛,它將會解開。」所有古蘭經和天啟書籍都在闡述這一點。 19 詩節
  122. 122 بخش ۱۲۲ - بیان این خبر کی الکذب ریبة والصدق طمانینة關於「說謊令人不安,誠實令人心安」這條聖訓的闡釋。 57 詩節
  123. 123 بخش ۱۲۳ - مثل譬喻 5 詩節
  124. 124 بخش ۱۲۴ - بازگشتن آن شخص شادمان و مراد یافته و خدای را شکر گویان و سجده کنان و حیران در غرایب اشارات حق و ظهور تاویلات آن در وجهی کی هیچ عقلی و فهمی بدانجا نرسد那人歡欣鼓舞,如願以償地歸來,感謝上帝,跪拜,對上帝奇妙的指示和其詮釋以任何理性或理解都無法企及的方式顯現感到驚訝。 49 詩節
  125. 125 بخش ۱۲۵ - مکرر کردن برادران پند دادن بزرگین را و تاب ناآوردن او آن پند را و در رمیدن او ازیشان شیدا و بی‌خود رفتن و خود را در بارگاه پادشاه انداختن بی‌دستوری خواستن لیک از فرط عشق و محبت نه از گستاخی و لاابالی الی آخره兄弟們屢次勸告長兄,但他不聽勸告,瘋狂地逃離他們,不經允許就闖入國王的宮殿。然而,這並非出於魯莽或玩世不恭,而是源於極度的愛與熱情。 63 詩節
  126. 126 بخش ۱۲۶ - مفتون شدن قاضی بر زن جوحی و در صندوق ماندن و نایب قاضی صندوق را خریدن باز سال دوم آمدن زن جوحی بر امید بازی پارینه و گفتن قاضی کی مرا آزاد کن و کسی دیگر را بجوی الی آخر القصه法官被朱哈(Juha)的妻子迷住,被困在箱子裡。法官的代理人買走了箱子。第二年,朱哈的妻子又來了,希望重演去年的戲碼。法官說:‘放我自由,去找別人吧。’故事結束。 26 詩節
  127. 127 بخش ۱۲۷ - رفتن قاضی به خانهٔ زن جوحی و حلقه زدن جوحی به خشم بر در و گریختن قاضی در صندوقی الی آخره法官前往朱哈妻子的家,朱哈憤怒地敲門,法官躲進一個箱子裡。 45 詩節
  128. 128 بخش ۱۲۸ - آمدن نایب قاضی میان بازار و خریداری کردن صندوق را از جوحی الی آخره法官的代理人來到市集,從朱哈手中買走了箱子。 18 詩節
  129. 129 بخش ۱۲۹ - در تفسیر این خبر کی مصطفی صلوات‌الله علیه فرمود من کنت مولاه فعلی مولاه تا منافقان طعنه زدند کی بس نبودش کی ما مطیعی و چاکری نمودیم او را چاکری کودکی خلم آلودمان هم می‌فرماید الی آخره關於聖訓的解釋:穆斯塔法(願他平安)說:「我是誰的主人,阿里(Ali)就是誰的主人。」偽善者因此嘲諷說:‘難道我們順從並服侍他還不夠嗎?他甚至要我們服侍一個沾滿鼻涕的孩子。’等等。 15 詩節
  130. 130 بخش ۱۳۰ - باز آمدن زن جوحی به محکمهٔ قاضی سال دوم بر امید وظیفهٔ پارسال و شناختن قاضی او را الی اتمامه朱哈的妻子第二年再次來到法官的法庭,期望得到去年的俸祿,法官認出了她。故事完結。 36 詩節
  131. 131 بخش ۱۳۱ - باز آمدن به شرح قصهٔ شاه‌زاده و ملازمت او در حضرت شاه回到王子故事的詳細敘述以及他在國王面前的侍奉。 19 詩節
  132. 132 بخش ۱۳۲ - در بیان آنک دوزخ گوید کی قنطرهٔ صراط بر سر اوست ای مؤمن از صراط زودتر بگذر زود بشتاب تا عظمت نور تو آتش ما را نکشد جز یا مؤمن فان نورک اطفاء ناری闡述地獄說,在它上面有‘西拉特橋’:‘信徒啊,快點過橋!快點!這樣你的光芒就不會熄滅我們的火。除了「哦,信徒啊!你的光芒熄滅了我的火。」’ 26 詩節
  133. 133 بخش ۱۳۳ - متوفی شدن بزرگین از شه‌زادگان و آمدن برادر میانین به جنازهٔ برادر کی آن کوچکین صاحب‌فراش بود از رنجوری و نواختن پادشاه میانین را تا او هم لنگ احسان شد ماند پیش پادشاه صد هزار از غنایم غیبی و غنی بدو رسید از دولت و نظر آن شاه مع تقریر بعضه王子中的長兄去世,他的二弟(因病臥床的小弟)來參加兄長的葬禮,國王撫慰了二弟,使他也受到恩惠,留在國王身邊。他從國王的恩惠和關照中獲得了十萬份來自天賜的財富和富裕。並附帶說明。 125 詩節
  134. 134 بخش ۱۳۴ - وسوسه‌ای کی پادشاه‌زاده را پیدا شد از سبب استغنایی و کشفی کی از شاه دل او را حاصل شده بود و قصد ناشکری و سرکشی می‌کرد شاه را از راه الهام و سر شاه را خبر شد دلش درد کرد روح او را زخمی زد چنانک صورت شاه را خبر نبود الی آخره王子心中因從國王那裡得到的滿足和啟示而產生了一種誘惑,他企圖背叛和反抗國王。國王通過神啟得知此事,心中感到悲痛。他的靈魂給予王子一擊,而國王的形體卻毫不知情。 38 詩節
  135. 135 بخش ۱۳۵ - خطاب حق تعالی به عزرائیل علیه‌السلام کی ترا رحم بر کی بیشتر آمد ازین خلایق کی جانشان قبض کردی و جواب دادن عزرائیل حضرت را上帝對阿茲拉爾(Azrael,死亡天使)說:‘在這些你收回生命的人中,你對誰最憐憫?’阿茲拉爾回答了上帝。 18 詩節
  136. 136 بخش ۱۳۶ - کرامات شیخ شیبان راعی قدس الله روحه العزیز謝赫·謝班·拉伊(Sheikh Shayban Ra'i)的奇蹟(願他靈魂安息)。 16 詩節
  137. 137 بخش ۱۳۷ - رجوع کردن به قصهٔ پروردن حق تعالی نمرود را بی‌واسطهٔ مادر و دایه در طفلی回到上帝在尼姆魯德(Nimrod)嬰兒時期,無需母親或奶媽的幫助而撫養他的故事。 34 詩節
  138. 138 بخش ۱۳۸ - رجوع کردن بدان قصه کی شاه‌زاده بدان طغیان زخم خورد از خاطر شاه پیش از استکمال فضایل دیگر از دنیا برفت回到那個因傲慢而受到國王思想傷害的王子的故事,他在其他美德尚未圓滿之前就離開了這個世界。 12 詩節
  139. 139 بخش ۱۳۹ - وصیت کردن آن شخص کی بعد از من او برد مال مرا از سه فرزند من کی کاهل‌ترست那人立下遺囑:‘我死後,我的三個孩子中,最懶惰的那一個將繼承我的財產。’ 25 詩節
  140. 140 بخش ۱۴۰ - مثل譬喻 14 詩節