閱讀 卷 6 回到病人的故事 詩聯 1368

M6:1368 — گفته شد که هر صناعت‌گر که رست / در صناعت جایگاه نیست جست

گفته شد که هر صناعت‌گر که رستدر صناعت جایگاه نیست جست
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:1368

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: گفته شد که هر صنعتگری که کامیاب شد، در کار خویش جایگاه «نیست» را جستجو کرد. معنا: هر هنرمند یا صنعتگری که به توفیق می‌رسد، کار خود را با جستجو و یافتن یک جایگاه خالی یا یک «نبود» آغاز می‌کند تا آن را با آفرینش خود پر کند.

شرح

مولانا در این بیت و ابیات پس از آن، به یک حقیقت شگفت‌انگیز در باب آفرینش و پویایی حیات اشاره می‌کند؛ حقیقتی که غالباً از چشم ما پنهان می‌ماند. او می‌گوید که هر صنعتگر و هر آفریننده‌ای، پیش از هر چیز، به دنبال «نیستی» می‌گردد. این سخن، از اولین وهله، شاید متناقض به نظر آید، اما با مثالی روشن می‌شود: بنا به دنبال زمینی ناساخته یا خانه‌ای ویران می‌گردد تا آن را آباد کند. سقا به دنبال کوزه‌ای خالی می‌رود. نجار در جستجوی خانه‌ای است که در ندارد تا برای آن دری بسازد. شکارچی به کمینگاه «عدم» می‌نشیند تا صید خود را از آنجا به چنگ آورد. گویی برای هر «هستی» و هر «ایجاد»ی، ابتدا باید یک «نیستی» و «فقدان» موجود باشد. صنعت و آفرینش، همواره محصول تلاش برای رفع یک «نبود» و پر کردن یک «خلاء» است. این جودِ انسان، نیازمند یک گداست تا خود را متجلی کند.

در اینجا، مولانا یک «حیله لطیف» به کار می‌برد. او با زبردستی تمام، ما را از «نیستی»های ملموس و روزمره‌ای که در زندگی به دنبالشان هستیم — یعنی فقدان‌هایی که محرک فعالیت‌های اقتصادی، علمی و هنری ما هستند — به «نیستی» یا «عدم» صوفیانه رهنمون می‌شود. او می‌پرسد: اگر شما همواره در پی آنید که «نیست»ی را به «هست»ی بدل کنید و از «عدم» صید کنید، پس چرا هنگامی که از «عدم» در معنای فنا و فقر صوفیانه سخن به میان می‌آید، چنین می‌گریزید؟ این یک تناقض وجودی است که مولانا ما را بدان آگاه می‌کند. آری، ما همه «شست دل» خود را در «بحر لا» یعنی دریای نیستی افکنده‌ایم تا از آن صیدهای بی‌شمار به چنگ آوریم. پس چرا از این بحر مراد، که این همه به ما بخشیده، بیم داریم؟ این پرسش بنیادین، سنگ بنای درکی عمیق‌تر از رابطهٔ هستی و نیستی، و نیز رابطهٔ انسان با فنا و بی‌خودی است.

نکات کلیدی

  • خاستگاه هر صنعت و آفرینش، جستجوی «نیستی» و «فقدان» است.
  • تلاش انسان برای «داشتن» و «ساختن»، از نیاز به پر کردن «نداشتن» برمی‌خیزد.
  • مولانا با «حیله‌ای لطیف»، نیستی‌های دنیوی را پلی به سوی فنای صوفیانه قرار می‌دهد.
  • تناقض بنیادین: ما در عمل همواره در پی عدمیم، اما در معنا از آن می‌گریزیم.
  • «بحر لا» یا دریای نیستی، منبع بی‌کران صید و آفرینش است.

Sources: d6-s28 · 37:20 d6-s28 · 40:05 d6-s28 · 41:47

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。